| شنبه - 10 مرداد 1405 - شماره 5475 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
کد مطلب: 117802 |
تاریخ انتشار: 1400-03-05 - 09:38 |
تعداد بازدید: 438 |
|
|
|
|

تفسیر سعادت و شقاوت از منظر ابن سینـا
تحلیل
دوازدهمین نشست از مجموعه درسگفتارهایی درباره بوعلی سینا به «ابنسینا در میانه فلسفه و دین» (با اشاره به مسئله سعادت و شقاوت) اختصاص داشت که با سخنرانی سیدمحمد عمادیحائری (عضو هیأت علمی بنیاد دائرهالمعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام) چهارشنبه ۲۹ اردیبهشت برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی و امور بینالملل بنیاد بوعلیسینا، عمادیحائری این چنین سخنانش را آغاز کرد: زمانی که فلسفه وارد دنیای اسلام شد در دو مسیر مشخص و کمابیش متفاوت و متمایز سیر و جریان پیدا کرد. گروهی که به جنبههای باطنی و رازورزانه بیشتر گرایش داشتند از سنت افلاطونی و نوافلاطونی فلسفه یونانی پیروی کردند و آن جریان را در دنیای اسلام رشد دادند و از آن تبعیت کردند و سنت افلاطونی و نوافلاطونی را در دنیای اسلام نمایندگی کردند. نمونههای برجسته و مشخص این جریان متالهان و متکلمان اسماعیلی هستند و شاید بتوان گفت یکی از نمونههای برجسته آن رسایل اخوان الصفاست. از سوی دیگر جریان دیگر نماینده گرایشهای ارسطویی در دنیای اسلام بودند شیوه فلسفهورزی و استدلال ارسطویی را در دنیای اسلام دنبال و ترویج کردند که نمایندگان مشخص آن فارابی و بعد ابن سینا هستند. از لحاظ تاریخی اشاره به این نکته مفید است و بنا بر رساله سرگذشت ابن سینا که خود به این موضوع اشاره میکند که پدر و برادر او گرایشهای اسماعیلی داشتند و در بحثهای اسماعیلی شرکت و رسایل اخوانالصفا را مطالعه میکردند. ابن سینا در چنین زمینهای و بستری رشد پیدا کرد.
ابن سینا بزرگترین فیلسوف مسلمان است
ابن سینا استاد مشخصی در فلسفه نداشت و در فلسفه خودآموخته بود اما به لطف هوش سرشار و ذکاوت شخصی بر تعمیق مباحث فلسفی و تنسیق آنها در دنیای اسلام نقش داشت و به یک معنا شاید بتوان گفت بزرگترین فیلسوف مسلمان است. خود مباحث دینی و نحوه بحثهای دینی به گونهای بود که با نوع استدلالورزی و با نوع رویکرد جریان افلاطونی و نوافلاطونی هماهنگی بیشتری داشت. دین در ذات خود یک رازورزی را نهفته دارد و این زمینه و بستر برای جریان نخست و متالهان و متکلمان اسماعیلی مناسب بود.
ابن سینا برخلاف پدر و برادر گرایشهای اسماعیلی نداشت هم به تصریح در رساله سرگذشت و هم بنا بر آثارش، رسایل و کتابهایش هیچ گرایش اسماعیلی نه در نحوه استدلال و نه در مضامین و اصطلاحات به کار رفته در آثار ابن سینا دیده نمیشود اما به این معنا نبود که ابن سینا و سلف او فارابی به تبیین فلسفی پدیدارهای دینی نپرداخته باشند. در واقع میتوان گفت تبیین فلسفی پدیدارهای دینی مثل پدیدارهای دیگر یک چیز است و درآمیختن فلسفه با دین و التقاط دو نظامی که میتوان گفت کاملا متفاوت و متباین هستند چیز دیگری است. متالهان اسماعیلی در آثار خود به تاویل شریعت بر اساس فلسفه اهتمام داشتند مخصوصا سنت اسماعیلی پیشافاطمی و سنت اسماعیلی ایرانی.
حدیثی منسوب به پیامبر اکرم وجود دارد و محمدبن سرخ نیشابوری در تفسیر این حدیث میگوید بوستان حقیقت را در میان فلسفه و شریعت باید یافت. بهگونهای که ما بتوانیم مباحث شریعت را بر اساس شریعت تاویل درستی به دست آوریم. در اینجا جایگاه فلسفه را در میان متالهان و متکلمان اسماعیلی نشان میدهد.
وجود یک جریان ضد فلسفه و ضد ابنسینا در دنیای اسلام
یک جریان ضد فلسفه و ضد ابن سینا در دنیای اسلام از قرن پنجم تا قرن ششم و حتی هفتم وجود دارد که با غزالی شروع میشود و با شرفالدین مسعودی و افضلالدین غيلاني و شهرستانی و فخررازی ادامه پیدا میکند و شواهدی هست که حتی پس از دفاع خواجه نصیرالدین طوسی از ابن سینا و شرحی که بر اشارات نوشت و به نقدهای فخررازی پاسخ گفت باز هم کماکان برخی از فخررازی جانبداری میکردند. فخررازی در شرح خود بر اشارات که بیشتر جرح است تا شرح به نمط نهم که میرسد میگوید هیچ کسی پس از ابن سینا و قبل از آن نتوانسته مراتب و مقامات عارفان را اینقدر خوب توصیف و تحلیل و تبیین فلسفی به دست دهد. نمط نهم اشارات فی مقامات العارفین سعی میکند تجربههای عرفانی و ملکوتی را تبیین فلسفی به دست دهد.
سعادت و شقاوت یک مفهوم دینی است
این پدیده های دینی را گاهی فلسفه یا متالهان تبیین میکند و از یک مفهوم دینی، تبیینی به دست میدهند که این پدیدار چگونه رخ میدهد و یا مقامات عارفان چگونه برای آنها به دست میآید و بر آنها متجلی میشود. این یک مسیری است که لزوما تضاد فلسفه و دین را نمیشود از آنها استشمام و یا استنتاج کرد و بدست آورد. گاهی یک دین و به تعبیر دقیقتر متن وحیانی یک آموزهای را طرح میکند و آن را تجویز میکند که فیلسوفان راه متفاوتی را برای آن پیشنهاد میکنند. سعادت و شقاوت که یک مفهوم دینی است از این زمره هستند، مفهومی که به نظر میآید دین و متن وحیانی در سنت اسلامی قرآن نگاه و رویکردی به سعادت و شقاوت دارد و در فلسفه یونانی و سنت ارسطویی و سینایی در دنیای اسلام انتظار میرود یک نگاه متفاوتی از آن داشته باشد یعنی اگر ابن سینا پیرو محض سنت ارسطویی باشد قاعدتا باید در مقام تناقض و تضاد با آموزهای قرار بگیرد که ما در دین آن را میبینیم.
نگاه فلاسفه به سعادت و شقاوت چیست؟
اکنون باید بدانیم نگاه فلاسفه چگونه بوده است؟ ارسطو مشخصا نگاهی که به مفاهیم سعادت و شقاوت دارد مفهوم این جهانی است. یعنی دقیقا در تقابل با نگاه آخرتگرایانه قرآن است. در جهان اسلام مفهوم سعادت و شقاوت از نگاه قرآنی در تلاقی با فلسفه یونانی یک شکل خاصی به خودش میگیرد و ابن سینا در صورتبندی این تبیین خاص از مفاهیم سعادت و شقاوت و هماهنگ کردن آموزههای قرآنی با فلسفه یونانی به طور خاص نقش داشته و موثر بوده است. ارسطو مفهوم سعادت را در قالب مفاهیم اخلاقی طرح میکند؛ مفهوم خیر و لذت، عمل اخلاقی و فضیلت اخلاقی و قاعده حد و وسط در تحلیل فلسفی ارسطو از سعادت نقش دارد. همین نگاه را در فارابی میبینیم آنچه فارابی درباره مفاهیم سعادت و شقاوت میگوید صرفا یک تقلیلی از آرای ارسطو است.
ابن سینا بسیار هوشمندانه میگوید سعادت و شقاوت دو دسته است: سعادت و شقاوت بدنی و سعادت و شقاوت نفسانی و به این نکته مهم اشاره میکند که شرع و دین با سعادت و شقاوت بدنی کاری ندارد بلکه راه سعادت و شقاوت نفسی که مربوط به آخرت است را نشان میدهد که این مساله را هم در شفا و هم در نجات دارد. هنر ابن سینا اینجاست که به قصد اینکه بخواهد فلسفه ارسطو را با نگاه قرآنی هماهنگ کند میگوید این سعادت و شقاوت در جایی رخ میدهد که نفس از بدن جدا شده و در مرحله اخروی حیات انسان رخ خواهد داد. در اشارات و یا آخرین اثر ابن سینا که حداقل پختهترین اثر ابن سیناست و حاوی آخرین آرای اوست ابن سینا به این نکته اشاره میکند.
سهروردی دنباله فلسفه سینوی است
سهروردی در الواح عمادیه یادآور میشود که لذت حقیقی و سعادت ابدی با شهود الهی حاصل میشود که آنهم پس از جدایی نفس از ظلمات بدن است و همان تبیینی است که ابن سینا دارد.
سهروردی در همان سنت اهل فلسفه جای میگیرد و موسس مکتب اشراق است اما میبینیم در دنباله فلسفه سینوی است. نمونه جالبتر ناصر خسرو است که در سنت فلسفی دیگر پرورش پیدا کرده و متعلق به یک سنت فکری متفاوتی از ابن سینا و سهروردی است.
همین نگاه را در آثار او زادالمسافر میبینیم که یک دوره انسانشناسی اسماعیلی است و تاکید ناصرخسرو را میبینیم بر اینکه لذت حقیقی و کمال برتر در آخرت رخ خواهد داد و ثواب طبق اصطلاح اهل کلام و متالهان اسماعیلی مساوی است با این لذت و کمال برتر که پس از جدایی نفس از بدن رخ خواهد داد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
|
|
یلدا شب هندوانه و فال و غزل
|
|
 |
|
|
حال و هوای صحاف خانه همدان در آستانه بازگشایی مدارس
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام
بلامانع است.
|
|
|
روزنامه همدان پیام (
اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي،
سياسي، ورزشی )
صاحب امتياز و مدير مسئول:
نصرت ا... طاقتي احسن
-
سردبير: يدا... طاقتي
احسن
نشاني: همدان، خيابان
شريعتي، ابتداي خيابان مهديه،
ساختمان پيام
تلفن: 8264433
(0811)
- فکس: 8285048
(0811) - سازمان
نیازمندی: 8264400
(0811) - ايميل:
info@hamedanpayam.com |
|