در واپسین روزهای تابستان ۱۳۸۱، سیمای محلی استان همدان با حضور علی لاریجانی، رئیس وقت سازمان صداوسیما، و جمعی از مسئولان ملی و استانی افتتاح شد. قرار بود این مرکز، در کنار دیگر رسانهها، علاوه بر تبیین سیاستهای کلان نظام، بازتابدهنده وحدت بوده و به مطالبهگری مدنی و تقویت انسجام فرهنگی و نشاط اجتماعی بپردازد.
اما مروری گذرا بر عملکرد بیش از دو دهه اخیر این مرکز، حاکی از فاصله گرفتن تدریجی آن از اهداف اولیه است.
کارشناسان رسانه معتقدند سیمای مرکز همدان، با سابقهای بیش از ۲۲ سال، میتوانست به تولید محتوایی سبدی متنوع از برنامهها برای تمامی اقوام و قومیتهای استان از جمله فارس، لر، ترک و کرد بپردازد. همچنین انتظار میرفت در پیروی از رهنمودهای مقام رهبری در حوزه «جنگ روایتها»، این مرکز نقشی مؤثرتر از وضعیت موجود در تحولات فرهنگی و اجتماعی منطقه ایفا کند. اما در عمل، نه تنها این بلوغ رسانهای تحقق نیافت، بلکه شماری از نیروهای متخصص آن، راهی دیگر مراکز یا رسانهها شدند.
به باور صاحبنظران، تمرکز بیش از حد بر روایت رسمی، غفلت از دیدگاهها و چرخش نخبگان دانشگاهی، کمتوجهی به تولید برنامه متناسب با ذوق و سلیقه نسل جوان (نسل Z) و ضعف در تولید برنامههای تحلیلی، از جمله چالشهای اصلی سیمای استان در سالهای اخیر بوده است. از سویی در شرایطی که جامعه با پیچیدگیهای فرهنگی و ناهنجاریهای اجتماعی مواجه است، انتظار میرود این رسانه، همانگونه که امام خمینی (ره) آن را دانشگاه نامید، نقشی کنشگرانهتر ایفا کند.
از دیگر مسائل وارده، تمرکز نامتوازن برنامهها و شاید کمتوجهی به دیگر شهرستانهاست. این موضوع علاوه بر گلایهمندی شهروندان دیگر نقاط، زمینهساز ایجاد شکاف میان رسانه رسمی و دغدغههای محلی خواهد شد که مدیریت جدید میتواند با توزیع عادلانهتر تولیدات رسانهای، این فاصله را کاهش دهد.
همچنین در سالهای اخیر، نوعی انزوا و گسست میان صداوسیمای مرکز همدان و سایر رسانههای نوشتاری، گفتاری و مجازی استان مشهود است. نگاه از بالا به پآئین مدیر پیشین، بهویژه در مناسباتی مانند آئین تکریم و معارفه اخیر، که بدون حضور چهرههای مردمی و فعالان رسانهای برگزار شد، خود گویای نوعی تکروی و عدم تعامل بود.
اگرچه نمیتوان از تأثیر مشکلات مالی بر عملکرد این مرکز چشمپوشی کرد، اما آنچه اکنون بیش از بودجه اهمیت داشته و بیانگر توان مدیریت در کارآمدی است، چابکسازی ساختار، جذب نیروهای توانمند، استفاده از ظرفیتهای بومی و بازتاب شفاف چالشها و نیازهای مردم است که زمینهساز جذب مخاطب از رسانهای است که لقب «دانشگاه» را با خود یدک میکشد و انتظار میرود بیشتر از وضعیت موجود مطالبهگر و زبان مردم باشد، نه پژواک صرف مدیران.
به هر حال مدیریت جدید، در آغاز راهی دشوار اما اثرگذار قرار دارد. ترمیم و جلب اعتماد اجتماعی و بازسازی جایگاه رسانهای مرکز همدان، گام مهمی است که نیازمند جسارت، انعطاف و بازنگری جدی در رویکردهای گذشته است.