| يكشنبه - 25 مرداد 1405 - شماره 5485 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
کد مطلب: 143017 |
تاریخ انتشار: 1404-02-24 - 07:00 |
تعداد بازدید: 133 |
|
|
|
|
چرا آسمان با ما قهر کرد
یادداشت
در کودکی تصور ما از بهار بارش باران، رعد و برق و ریزش بارانهای سیلآسا بود که در هر کوی و برزنی آب روان جاری میشد. رودخانهها پر آب میشد و دشتها سرسبز و به دنبال آن رویش جوانهها و شکوفا شدن درختان، باز شدن گل بیدمشک و گل محمدی و گل زردها که دیوار حیاطها و پرچین باغهای ما بودند، و از هر کوچه باغی که گذر میکردیم، عطر یاسهایی که سر از خانه بیرون آورده، فضا را پر کرده بود.
این زمانی بود که با طبیعت مهربان بودیم. ما مهربانی میکردیم و او هم پاسخ میداد و محبت متقابل بود. طبیعت را قدر میدانستیم و برای آب و خاک حرمت قائل بودیم و در بوی نان روح گندمزارها را احساس میکردیم و میاندیشیدیم که دشتها همیشه سبزند و مزارع و گندمزارها همیشه پرمحصول و درختان همیشه سرافراز هستند و رودها پر آب و جاری و همیشه جوشان هستند.
اما چرا آسمان با ما قهر کرده؟ چرا دیگر از سر مهر به ما نمینگرد؟ چقدر چشمهایمان برای بارش قطرههای باران منتظر بماند؟ در گذشته دستهایی که به آسمان میرفت و برای بارش باران دعا میکرد، بیپاسخ نمیماند، اما دیگر صدای خواهش دوستداران طبیعت هم به گوش آسمان نمیرسد. ما که به جای کاشت درختان، هر از چندگاهی درختانی را که سالها بر پهنه این زمین سایه افکندهاند قطع میکنیم و به جای آن آپارتمان و برج میسازیم و بدون اینکه بیندیشیم روزی همین درختان به ما نفس هدیه میدادند، فرصت زندگی را از آنها میگیریم. ما که هر روز صدها خودرو را وارد شهرها میکنیم و با انواع آلایندهها هوا را آلوده میسازیم، باید بدانیم که اگر اینگونه به رفتارمان با طبیعت ادامه دهیم، با افزایش گازهای گلخانهای و گرم شدن کره زمین، زمانی خواهد رسید که دیگر از این طبیعت زیبا چیزی باقی نخواهد ماند و برای بیرون رفتن از خانه مجبور به استفاده از ماسک خواهیم بود.
روزی که گل محمدیها را از ریشه برکندیم و با سنگ و آجر دیوار ساختیم تا کسی به بهانه چیدن گل به باغهای ما سرک نکشد و میوهها را نچیند و سایهساران درختان را از دیگران دریغ کردیم، نتیجه این شد که برکت از زمین رخت بست و محبت یکسره شد، مثل عشق یکطرفه. ما سنگ پرتاب کردیم و او برای ما میوه هدیه آورد، ما شاخه شکستیم و آتش زدیم و او سایهاش را به ما تقدیم کرد، ما آب زلال چشمهساران را در فاضلاب انداختیم و قناتها را خشک کردیم. اینهاست که دل آسمان را به درد آورده. ما قدر مهربانیهای طبیعت و زمین و آسمان را ندانستیم که بیهیچ چشمداشتی رحمت بیکرانش را به ما ارزانی میکند. از این روست که آسمان با ما قهر کرده و رنگش خاکستری و غبار گرفته شده و دیگر آبی زلال آسمان پیدا نیست و صدای چک چک باران برایمان رویایی شده، زیرا این پهنه آبی را فرصت بارش نگذاشتیم.
اما باز هر از چندگاهی آسمان با سخاوت و بخشش بر دشتها و کوهها میبارد، زیرا مهربانتر از آن است که نامهربانیهای ما را پاسخ دهد. نظر شخصی نگارنده این است که اگر بارانی هم میبارد، در پاسخ به دستهای ترکخورده و پینهبسته کشاورزانی است که با صورتی پرچین و چروک و آفتابسوخته دست دعا به سوی آسمان بلند کرده و با دعا و راز و نیاز طلب باران میکنند، یا باغبانی که نیمهشب زیر نور ماه زمین را سجادهاش میکند، سر بر خاک میگذارد و برای باروری درختان شکر به جا میآورد و برای بارش باران دست نیاز به سوی خداوند قادر متعال دراز میکند.
ما انسانها وقتی چیزی را از دست میدهیم قدر آن را میفهمیم. وقتی باران و رحمت الهی از ما دریغ میشود، افسوس میخوریم که ای کاش دوباره قطرههای باران زمین را سیراب کند. مبادا آنقدر در زندگی روزمره خود غرق شویم که دیدن معجزات خداوند در دل طبیعت برایمان عادت شود. مبادا از دیدن شگفتیهای طبیعت با نگاهی گذرا عبور کنیم و تصور کنیم که همیشه اینگونه خواهد بود. آسمان میتواند بارش رحمت را از ما دریغ کند، اما از ما میخواهد که به طبیعت مهربورزیم و قدر این همه نعمت و رحمت الهی را بدانیم و ارزش درختان و این طبیعت زیبا و ارزش قطرههای باران را دریابیم.
اما هیچگاه خداوند متعال در رحمتش را بر روی بندگانش نمیبندد. خدايا برای آنان که نعمتهای فراوانت را به دیده عادت مینگرند نه، اما برای آنان که در حسرت باران هستند، برای درختان تشنه و برای چشمههایی که آرزوی جوشش دارند دوباره رحمت الهی را به ما ارزانی کن. برای ما که به هنگام باران دنبال سرپناهیم که خیس نشویم و پنجرهها را میبندیم نه، اما برای گل لبخند کشاورز رحمت الهی را از ما دریغ مدار. زیرا ما نیز اگر میدانستیم دعاهایمان در هنگام نزول باران به همان زلالی قطرههای باران که بر صورتمان میچکد اجابت میشود، به دنبال سقف و سرپناه نمیگشتیم.
در خاتمه حرف آخرم این است که این تصور که بهار همیشه با باران و رعد و برق باید همراه باشد چنین نیست. اگر مهربانی کردیم و درخت کاشتیم، متقابلا برکات از آسمان نازل خواهد شد و اگر نامهربانی کردیم، سالهای اخیر را شاهد خواهیم بود که انشاءا... اینگونه نباشد و به یاد داشته باشیم باران عادت آسمان نیست بلکه نعمت پروردگار است.
پرویز ملکزاده- محقق علوم باغی و گیاهی
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
|
|
یلدا شب هندوانه و فال و غزل
|
|
 |
|
|
حال و هوای صحاف خانه همدان در آستانه بازگشایی مدارس
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام
بلامانع است.
|
|
|
روزنامه همدان پیام (
اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي،
سياسي، ورزشی )
صاحب امتياز و مدير مسئول:
نصرت ا... طاقتي احسن
-
سردبير: يدا... طاقتي
احسن
نشاني: همدان، خيابان
شريعتي، ابتداي خيابان مهديه،
ساختمان پيام
تلفن: 8264433
(0811)
- فکس: 8285048
(0811) - سازمان
نیازمندی: 8264400
(0811) - ايميل:
info@hamedanpayam.com |
|