آنچه در ایران معمول است این است که رویدادهای سیاسی و اجتماعی روند معمول و عادی را سپری نمیکنند و به سرعت به بحرانی به فراخور حوزه رویداد و البته بیشتر بحرانی امنیتی تبدیل می شوند.
البته در امنیتی شدن رویدادها و مسائل و... در مواردی تعمدی نیز مشاهده شده که هدف، دستیابی به هدفی زودتر از موعد مقرر بوده است.
اما اکنون با تبدیل یک اعتراض قانونی در کشور به اغتشاشی خشن، در سپهر سیاسی کشور باز هم این پرسش مطرح شده که چرا در ایران اعتراض نمیتواند روند قانونی خود را سپری کرده و به سرعت به اغتشاش و بحرانی امنیتی تبدیل نشود.
در این زمینه ذهن رئیس جمهور هم گرفتار این پرسش بوده و به وزیر علوم ماموریت داده تا ظرفیت دانشگاهها، پژوهشگاهها و اندیشکدهها را در مسیر شناخت زمینهها، ابعاد علل و نحوه بروز اعتراضات و پیامدهای آن فعال کرده و راههای مناسب مواجهه با این پدیده و حل مسائل را احصاء و ارائه کند. پزشکیان در نامهای به وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، بر اهمیت شناخت ابعاد مختلف تنگناها، چالشها و بحرانهای پیشروی کشور؛ ضرورت مواجهه علمی و ایفای نقش مسالهشناسانه، آیندهنگرانه و فرابخشی علم و با توجه به مسئولیت اجتماعی نهاد دانشگاه برای حل مسائل کشور، تأکید کرده است. البته جامعه علمی ایران منتظر دستور بررسی نمانده و بررسی ابعاد اتفاق و چگونگی پیشگیری از تکرار آن با بررسی دلایل را آغاز کرده است.
در این زمینه تقی آزاد ارمکی، جامعهشناس و و عضو هیأت علمی دانشگاه تهران در پاسخ به این پرسش که چرا اعتراضات مردمی در ایران در نهایت به آشوب تبدیل میشود،گفته است: «در هر اعتراضی که در کشور برگزار میشود به دلیل فقدان عناصر جامعه مدنی در نظام سیاسی کشور برای نمایندگی جامعه، با یک آشوب مواجه می شویم و در نهایت مداخله هر دو نیروهای امنیتی و گروههایی که در قالب فرصتطلبی و تعارض عمل میکنند، رخ میدهد.
این تعارض این بار گستردهتر و فراگیر بوده است. در نتیجه، هر جامعهای که در مسیر مدرنیته شدن می خواهد گام بردارد با چالشهایی مواجه است که با یک فرمان یا دستور حلپذیر نیستند؛ بلکه نیاز به کار مستمر کارشناسی و مشارکت جمعی و گشایش اجتماعی دارد؛ یعنی در جامعهای که در بنبست اجتماعی قرار دارد، وقتی نمایندگان جامعه مدنی مانند احزاب، شخصیتهای سیاسی، منتقدان، دانشگاهیان، نویسندگان و هنرمندان حضور ندارند، جامعه درگیر آشوب میشود.
برای نجات از این آشوبها، اگر یکبار برای همیشه به جامعه مدنی و نیروهای که جامعه مدنی را نمایندگی میکنند، فرصت دهیم مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی نه به سرعت بلکه در یک فرایند زماندار حل و فصل میشود.باید در جامعه گشایش سیاسی و اجتماعی ایجاد کنیم و به کنشگران سیاسی امکان دهیم بازی سیاسی خود را اجرا کنند و فقط حکومت و رسانه رسمی عهده دار همه چیز در کشور نباشند آنها هم در قالب احزاب اتحادیه، اصناف و سیاستمداران حضور فعال داشته باشند.
در این صورت است که جامعه در بحرانها، درگیر شورش و کشتار نمیشود سرمایه اجتماعی در جامعه ایران از بین نرفته، بلکه به حاشیه رفته است و در دست رقبا قرار دارد. برای مثال، وقتی میگوییم اعتماد به دولت و نظام سیاسی کاهش یافته است، علت این موضوع باید بررسی شود. چرا جامعه مشارکت نمیکند و احساس نمیکند سیاست و حکومت مال خودشان است. این چالشها به واسطه دموکراسی، انتخابات و صندوق رأی حل میشود. آنچه که امروز در مقابل نظام سیاسی جمهوری اسلامی قرار گرفته است، بازگشت به گذشته و نظام سلطنت طلب است که به معنای ارتجاع، بدبختی، فلاکت و از دست دادن است.ضرورت دارد که ملییون، سیاستمداران، روحانیون و رهبران یکبار دیگر بازگردند و جامعه را به سمت جلو هدایت کنند تا اینکه دیگران کشور را به عقب بازگردانند.این کار زحمت دارد و برای آن باید جان و آبرو گذاشت و نمی توان فقط در یک رقابت کور عمل کرد.
با این اوصاف پس از حوادث خشونت بار دی ماه انتظار میرود این بار موضوع رها نشده و مسأله به خوبی بررسی و با نقش آفرینی دانشگاهها و مراکز علمی راهکاری اساسی برای پایان یافتن تبدیل اعتراضات به اغتشاش و بحران در کشور یافته و دولتها را از مدیریت همواره در بحران نجات دهند.