یکی از اهداف انقلاب اسلامی گسترش عدالت در ارائه خدمات، توزیع امکانات و نگاه به شهر و رفع تبعیض و حذف عنوانهایی چون بالا یا پایین شهر با مختصات خاص خود بوده است.
اما در پیگیری این هدف در اکثر شهرها توفیقی حاصل نشده و حتی مشارکت مردم در مدیریت شهری با فعالیت شوراها هم نتوانسته این فاصله و تبعیض را رفع کند و همچنان فاصله بالا و پایین شهر به دلیل تصمیمات نادرست و یک طرفه در بسیاری از شهرها خودنمایی میکند و اراده ای هم دیگر برای از بین بردن این فاصله نیست و به نظر میرسد همه با این فاصله کنار آمدهاند و پذیرفتهاند که شهر باید بالا و پایین داشته باشد.
بالای شهری که در آن اکثر مسئولان و ادارات ساکن باشند و امکانات شهری هم به این مناطق تعلق یابد و پایین شهری که کوخ نشینان در آن ساکن هستند و درگیر مشکلات ریز و درشت شهری بوده و انتظاری هم برای رسیدگی ندارند اگر هم داشته باشند، توجهی به آن نمیشود.
برای درک این موضوع نگاهی به رفتار مدیران استان در دو مطالبه که یکی توسط ساکنان محلهای از بالای شهر و دیگری از سوی ساکنان محلهای از پایین شهر مطرح شده و رفتار مسئولان کفایت میکند تا متوجه شویم که چرا تبعیض در نگاه به مردم، مشکل بزرگی است که به بی اعتمادی دامن زده و مردم را از اجرای عدالت در شهر ناامید کرده است.
درخواست اول از سوی ساکنان یکی از محلههای بالای شهر و پس از اقدام یک اپراتور برای نصب دکل در این محله مطرح شده و پس از طرح این درخواست مسئولان با سرعت وارد شده و جلوی نصب این دکل را گرفتهاند!
این اقدام در حالی است که همه میدانند نصب این دکل ها با هدف توسعه زیرساختهای ارتباطی و بهبود کیفیت دسترسی و افزایش مناطق تحت پوشش اینترنت پرسرعت انجام میشود و دکلهای بسیاری در سطح شهرهای کشور نصب شده و تا نصب این دکل در این محله خاص همدان، خبری از این نوع اقدامات مسئولان نبوده است.
درخواست دوم را چند سالی است اهالی یک محله پایین شهر برای جابهجایی گرمخانه شهرداری از محل خود که دلیلی بر افزایش ناامنی و اتفاقاتی در این محل شده، مطرح کردهاند و تاکنون پاسخی از هیچ یک از مسئولان دریافت نکردهاند. گویی مسئولان تنها موظف به پاسخ دادن به همسایگان خود هستند و این محلهها و مردمان آن ساکن در مناطق شهری نیستند و نباید به خواستههای آنها حتی اگر منطقی و قانونی هم باشد، توجه کرد.
در این دو درخواست رفتار مسئولان به خوبی نوع نگاه آنها به پایین و بالای شهر را مشخص میکند و نشان میدهد که آنها حاضر به توقف عملیات نصب دکل به عنوان کاری معمولی در شهرها در روزگار اینترنتی شدن کارها برای پاسخ به مطالبه بالاشهریها هستند اما نسبت به مطالبهای معقول و تغییر محل گرمخانه معتادان از محلی مسکونی در پایین شهر به منطقهای غیر مسکونی ابا دارند و خود را موظف به پاسخگویی به ساکنان پایین شهر نمیدانند.
این رفتار تبعیضآمیز ممکن است برای مسئولان ژست مدیریتی و کلاس و ... به دنبال داشته باشد اما قطعاً برخلاف آرمانهای انقلاب بوده و در ادبیات امروزی نیز توسعه متوازن شهری را به دنبال نخواهد داشت مگر آنکه مسئولان استان نگاه خود به شهر و مردمان ساکن آن در بررسی مطالبات را از نگاه بر اساس محل سکونت و اقدام بر اساس آن را تغییر دهند که به نظر هر چند شدنی است اما کاری بسیار مشکل خواهد بود.