نان به نرخ جان
نویسنده : مهدی خان بابایینوا
یادداشت
نقدی بر برخی از محیط های کاری کارگری در استان
در دهههای اخیر موضوع هماهنگی شرایط کاری با شرایط بدنی انسان تبدیل به یک دغدغه برای افراد ذی ربط شده است . این موضوع در کشورهای توسعه یافته و به طور مشخص کشور ژاپن به عنوان یک رشته از علوم مدیریتی مطرح میباشد . پر واضح است هر میزان که هماهنگی بین این دو در درجه بالاتری قرار داشته باشد میزان بهرهوری و رضایت بیشتر و البته آسیب های شغلی کمتر خواهد بود .
البته شاید در نگاه اول مسأله کم اهمیت جلوه کند و از آنجایی که کار کردن در برخی از محیطهای کاری سابقه طولانی داشته باشد و شکایتی در این خصوص مطرح نشده باشد شرایط کاری این محیط ها کاملا درست بنماید . بخصوص که بر روی کسانی که در چنین محیط هایی که ذیلا تشریح خواهد شد ، کار می کنند برچسب کارگر خورده است ، کم توجهی به شرایط کاری آنها و رنجی که همواره باید در بدست آوردن درآمد تحمل میکنند امری کاملا عادی تلقی شود !
شاید و از آنجایی که همواره نام کارگر با کار کردن در حتی سخت ترین شرایط پیوند خورده است و گناه ایشان آن بوده است که زرنگ و باهوش و هر چیزی از این قبیل نبوده اند و یااینکه شرایط ایجاد یک کسب وکار با سرمایه ای که پدرها و مادرهایشان برایشان دست و پانکرده اند را نداشته اند ، مستحق کارکردن در هر شرایطی بدون نظارت و حمایت نهاد های مربوط باشند ! و بهبود شرایط کار برای آنها یک خطا به حساب بیاید.
راستی بد نیست بعضی از وقتها خود را جای دیگران قرار دهیم و از خود سوال کنیم واقعا گناه این افراد چیست که حالا چون نام کارگر را با خود یدک می کشند پس باید برای بدست آوردن معاش خود سخت ترین شرایط را تحمل کرده و از کوچکترین حمایتهای اجتماعی هم برخوردار نباشند . در طرف دیگر باید یک تلنگر به وجدان خود بزنیم و از خود بپرسیم اگر این افراد نبودند شاید خود ما باید جای آنها کارهای سخت را انجام می دادیم و لذا است که اولا از لحاظ انسانی و ثانیا از لحاظ قانونی و اجتماعی شرایط کاری کارگران را مستمر بررسی ودر جهت بهبود اوضاع به نفعشان اقدام کنیم.
بعضا مشاهده میشود که کارگرانی مجبورند کل ساعات کاری خود را روی زمین سفت ، خشک ، نمناک ، سرد ، ناصاف ، نشسته و بدون حتی کوچکترین زمان استراحتی تاعصرمشغول به انجام کار باشند ! استقرار یک میز و صندلی در محیط کار چقدر می تواند برای یک کارفرما هزینه و البته منفعت داشته باشد .بماند که بسیاری از محیط های کاری حتی نور کافی هم ندارند . همچنین کار کردن در برخی از محیط کاری استان مستلزم استفاده از ماسک است به طوریکه از ورود انواع گردوخاک های محیط به بدن آنها جلوگیری شود که متاسفانه شاهد آن هستیم که این موضوع نیز در برخی از جاها رعایت نمی شود .
راستی کمی خود را جای این افراد بگذاریم؛
آیا برای خانم و آقایی که از ابتدای صبح تا غروب در این محیط کار می کند دیگر رمقی باقی می ماند تا بعد از آن به سایر امورات زندگی اش برسد ؟! واقعا چه آسیب هایی در بلند مدت متوجه این افراد است ؟
واقعا اگر این افراد گناهی هم داشته باشند ! اولا سربازان خط مقدم سنگر اقتصاد کشور هستند و ثانیا توجه به شرایط کاری آنها یک دلیل کاملا عقلانی و منطقی دارد و آنها هم اینکه دود آسیب هایی که متوجه این عزیزان در محیط های کاری مانند آنچه که قلم بر آن رفت به چشم همه افراد جامعه خواهد رفت .ضمن اینکه توجه به به آنها و بهبود شرایط کاری شان با صرف کمترین هزینه ها ممکن بوده و صد البته منافع آن متوجه کارفرمایان نیز خواهد بود .
ولذاست که باید متولیان امر حتی الامکان تلاش خود را برای تطبیق شرایط با شرایط روحی و جسمی افراد کرده و به طور مستمر و باتوجه به مزایای فردی و اجتماعی موضوع ، همواره آن را به عنوان بخشی از رسالت خود در نظر گرفته و به منظور بهبود مستمر وضعیت اقدامات لازم را در این خصوص معمول نمایند که حضرت سعدی علیه رحمه فرمود :
بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی
|