ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
 
يكشنبه - 25 مرداد 1405 - شماره 5485
 


امروز : دوشنبه ، 26 مرداد 1405

Today : Mon, August 17, 2026

ارتباط با سرویس ها - پذیرش آگهی * آدرس ما درشبکه های اجتماعی hamedanpayam@
 
کد مطلب:  141406 تاریخ انتشار:  1403-10-24 - 07:00 تعداد بازدید:  105
ارسال به دوستان
نسخه چاپی

نامه‌های دوران نوجوانی به پدر پس از 40سال به دست خودم رسید

نویسنده : مهدی ناصرنژاد

یادداشت



 یک سالی با هر شرایط و روزهای تلخ و شیرینش سپری شد تا یک بار دیگر روزی به نام پدر به یمن میلاد پر سعادت شاه مردان حضرت علی (ع) رقم خورد و آفتاب عالم تاب هم در این روز به احترام مقام پدر از پس تاریکی‌های شب بر دمید و روزی نو پدیدار شد. دریغ که چنین روزی نیز چون همه سال‌های سختی و انتظار پایدار نماند و چه بهتر این مجال اندک را فارغ از تمام بی‌حوصلگی‌های دوران پرشتاب شباب، پدرها را سیر ببینیم و بهتر دریابیم و بیشتر به این نشانه هستی بپردازیم. در روز پدر و به پاسداشت مقام پدر، جان‌ها به‌جوش می‌آید و شهر شلوغ‌تر از همیشه می‌شود تا هر کس از هر گوشه شهر و شاید هم از پهنه کشور برای دست‌بوسی پدر و اظهار ارادت و قدردانی از این موجود فداکار راهی آستان او باشد. هر چه هست و نیست، یک روز است! و این نیز بگذرد! بدون شک روز پدر برای فرزندان بسیاری که از وجود پدر محروم شده‌اند، خاطره‌انگیزتر و گاهی دردناک و حسرت‌برانگیزتر خواهد بود،کما اینکه مناسبت روز پدر به لحاظ بسیاری شرایط برای نسل‌های گذشته با رنگ و بوی دیگری بود و نمونه‌اش اینکه، نسل‌های گذشته اغلب هیچ‌گونه دسترسی به وسایل ارتباطی و گوشی همراه و امکانات این‌چنینی نداشتند تا بلکه دورادور بتوانند با پیامی یادآور روز پدر برای او باشند و این نیز بهانه و مستمسکی بود تا بسیاری فرزندان سر به هوا و فراموش‌کار به‌طور زیرآبی از کنار روز پدر بگذرند. در چنین عصر و دورانی بود که نگارنده نیز بیشتر به این دلیل که از کودکی به هر مناسبت و علتی دست به قلم بودم و دوست داشتم احساسات درونی خود را به‌صورت مکتوب با مخاطبان خویش در میان بگذارم، نامه‌های زیادی از دور و نزدیک برای پدر و مادرم می‌نوشتم و ارسال می‌کردم که شاخص‌ترین نامه‌ها به مناسبت روز پدر یا مادر بود. جالب است، مادر که سواد خواندن و نوشتن نداشت، حتی اگر چند روزی به طول می‌انجامید، نامه‌هایی را که برای او نوشته بودم، نگه می‌داشت و از خودم می‌خواست تا برایش بخوانم و مادر هم در سکوت و با چشمان خیس گوش می‌داد و در پایان هم بی هیچ کلامی نامه‌ها را می‌گرفت و در دنیای تنهایی خود غوطه‌ور می‌شد. پدر اما، در کناری می‌نشست و با آن عینک کائوچویی و دسته سیاه خود غرق در مرور آن می‌شد و شاید برای نامه‌ها و نوشته‌هایی که با ۱۰ دقیقه زمان می‌شد خواند و تمامش کرد، دقایق طولانی و بلکه ساعتی زمان می‌گذاشت و هیچ نمی‌گفت و نمی‌دانستم پس از آن با نامه‌ها چه کار می‌کرد. پدر صندوقچه‌ای در طاقچه اتاق خود داشت که همیشه قفل بود و گاه‌گداری هم که در کناری و دور از چشم خانواده، بساط صندوقچه را بازبینی و مرتب می‌کرد، دستمال‌پیچی را می‌دیدم که با وسواس بیشتری زیر دیگر اسناد و اشیای ارزشمند خود قرار می‌داد و من همیشه این پرسش در ذهنم بود که پدر در آن دستمالچه چه مدارک یا اشیایی دارد که جای همیشگی و مخصوصی را در صندوقچه خود به آن اختصاص داده است. سال‌های زیادی گذشت و من که دیگر دوران کودکی و نوجوانی را سپری کرده و زندگی مستقلی تشکیل داده و به تناسب آن مناسبت‌های روز پدر و مادر را نیز به‌طریق دیگر و هدایای ناچیزی غیر از نامه برای آن موجودات نازنین ارمغان می‌کردم، کمتر به گذشته نقب می‌زدم و راه و رسم نامه‌نگاری هم فراموشم بود، تا اینکه با مرگ پدر (مادر سال‌ها قبل از آن به‌دیار باقی شتافته بود)، یادگارهایش نیز پراکنده شد و هنگام بررسی آن صندوقچه قدیمی بود که دستمال‌پیچ پدر یک بار دیگر تمام خاطرات و دوران تلخ و شیرین نوجوانی را بعد از گذشت حدود ۴۰ سال در برابر من زنده کرد. در آن دستمالچه که همیشه برایم معمایی و پر رمز و راز شده بود، چیزی نبود غیر از نامه‌هایی که خودم در تمام سال‌های نوجوانی به مناسبت روز پدر و در ستایش از مقام پدر و قدردانی‌های کودکانه از زحمات پدر برای او نوشته بودم و هرگز به فکرم خطور نکرده بود که نامه‌های من چون امانتی گران سنگ تا همیشه عمر پیش پدر محفوظ مانده باشد و پس از سال‌های طولانی دوباره به دست خودم برسد. راستی که چه هدیه‌ای ارزشمندتر از درک و قدرشناسی فرزند از مقام و فداکاری‌های بدون مزد و منت یک پدر برای پاره‌های وجود خود که قرار است نام و نشان پدر را زنده نگه داشته و به نسل‌های خویش بسپارند.
 


بازگشت
نظرات بینندگان :
نظر شما :
   
نام*
ایمیل* ایمیل محفوظ می باشد
نظر*
کد امنیتی*
کد امنیتی

 
پاکی آوردی ای امید سپید
یلدا شب هندوانه و فال و غزل
حال و هوای صحاف خانه همدان در آستانه بازگشایی مدارس
 
 
گزارش گزارش ویژه یادداشت تحلیل سرمقاله دانلود
صفحه نخست آخرین اخبار درباره ما ارتباط با ما  پیوندها  
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.

 
روزنامه همدان پیام ( اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي، ورزشی )
صاحب امتياز و مدير مسئول: نصرت ا... طاقتي احسن  -  سردبير: يدا... طاقتي احسن
نشاني: همدان، خيابان شريعتي، ابتداي خيابان مهديه، ساختمان پيام
تلفن: 8264433 (0811)  -  فکس: 8285048 (0811)  -  سازمان نیازمندی: 8264400 (0811)  - ايميل: info@hamedanpayam.com