1- تصمیمگیری شاید سختترین کار یک انسان برای انتخاب راه و روش درست در مقاطعی حساس باشد اما این تصمیمگیری برای مدیران نهتنها سخت است بلکه اعتبار و آینده مدیریتی آنها به گرفتن تصمیمات درست در شرایطی که دیگران برای خروج از وضعیتی دشوار دل به تصمیم آنها بستهاند، وابسته است.
به همین دلیل است که در جامعه برای تربیت مدیر، سرمایهگذاری میشود تا مدیر تربیتشده و تجربه کسبکرده در شرایط خاص برای گذر از وضعیت و شرایط تصمیماتی بگیرد که جان و مال مردم و درنهایت منافع و امنیت عمومی را صیانت و حراست کند.
2- در سالهای اخیر مدیریت با انتصاباتی که بیشتر حالت پاداش به افراد بهدلیل وفاداری جناحی یا شخصی داشت، مدیریت به کاری عادی تبدیل شد که همه ادعای انجام آن را دارند و همه خود را شایسته پستهای مدیریتی میدانند.
البته در شرایطی که قرار باشد مدیر فقط ماشین امضا باشد و مجموعه کار را پیش ببرد و مدیر بهدلیل یک امضا، ژست مدیریتی بگیرد و خبری از ابتکارات، خلاقیت و تصمیمات سخت مدیریتی نباشد، مدیریت کار سختی نیست و هرکس با هر سطح سواد و سن خدمتی قادر به انجام این نوع مدیریت که بیشتر شبیه انتظامات است، خواهد بود.
3- سختترین نوع مدیریت، مدیریت در شرایط بحرانی است، شناخت بحران و گرفتن تصمیمات درست برای مقابله و خروج از بحران و اداره شرایط پساز بحران ، ضروریاتی است که انجام درست آنها نام مدیر را بهعنوان مدیری کاربلد و خدمتگزار مردم در اذهان و تاریخ ماندگار خواهد کرد.
ممکن است شرایط بحرانی در طول دوران مدیریت مدیری کم یا اصلا حادث نشود اما این بهمعنی نبود شاخص برای ارزیابی آن مدیر نیست و در اینجا میتوان با ارزیابی میزان آمادگی وی و مجموعه او برای مقابله با بحرانهای احتمالی، میزان توانمندی وی در تصمیمگیریهای سخت را مشخص کرد.
4- مدیریت در ایران همواره اینگونه نیست که فرد مدیر با افزایش حقوق و برخوردار از امتیازات متعارف و نامتعارف برای خود اریکه پادشاهی درست کند و در اوج آرامش و آسایش بهعنوان شاهی کوچک، روزگار را به خوشی و خرمی سپری کند.
در سالهای اخیر مدیریت حتی در سطح استانی نیز با چالشها و بحرانهایی همراه بوده که فشار آنها بیشاز همه بر مدیر بوده است تا بتواند با تصمیماتی درست این چالشها و بحرانها را مدیریت کند.
5- ممکن است تصمیمات سخت مدیریتی در مقطعی که گرفته میشوند، پاسخگوی رفع بحران باشند و بعدها مشخص شود که آن تصمیم درست نبوده اما در آن مقطع بهتر از آن تصمیم قابل اتخاذ نبوده است. در استان در مقطعی که قطعی آب شرب همدان مردم را آزار میداد، تصمیم گرفتهشد که با حفر چاه در دشتی و انتقال آب، این مشکل حل شود.
این مشکل در آن مقطع حل شد و نشان داد تصمیم خوبی در مدیریت بحران بهصورت موقت بود.
6- کرونا همه ما را در شرایط سخت تصمیمگیری قرار داده است. مدیران را در شرایط گرفتن تصمیماتی که مدیر و مدبر بودن آنها را ثابت کند و مردم را در شرایطی که تصمیم آنها به قطع چرخه بیماری کمک کند. این شرایط برای مردم و مدیران سخت است. مدیران تاکنون با بحرانی با این سرعت گسترش و شیوع و ناشناختگی مواجه نبودهاند و تجربیات بشری هم در ارتباط با مقابله با آن اندک است اما خرد جمعی پزشکان در پیشگیری نتایج خوبی بهدنبال داشته است و مردم تاکنون قرنطینه با این شکل و محدودیتها و محرومیتها را تجربه نکردهاند و برخی گویا ویروس را ضعیفتر از آنی میدانند که گفته میشود و میتواند برای آنها مشکل ایجاد کند!
7- در این شرایط سخت تصمیمگیری بازهم مردم راحتتر میتوانند تصمیم بگیرند زیرا تصمیم آنها بر همکاری یا همکاری نکردن است که بیشتر مردم تصمیم به همکاری برای پیشگیری از ابتلا به این بیماری دارند و عقل و منطق هم به این روش حکم میکند.
مدیران برای تصمیمگیری شرایط سختتری دارند زیرا تصمیمات آنها با امنیت بهداشتی و روانی یک جامعه در درجه نخست و وضعیت حوزههای دیگر در شرایط بعدی ارتباط دارد و در چنین شرایطی، تصمیمگیری به مدیرانی که بهمعنی واقعی کلمه مدیر باشند و به علم مدیریت و گذر از بحرانها مسلح باشند، نیاز دارد.
در این شرایط سخت همکاری در اجرای تصمیمات بهویژه تصمیمات محدودساز میتواند در عبور موفق از این بحران مؤثر باشد.