پیشرفتهای ارتباطی به ویژه در حوزه اینترنت و در دسترس بودن اطلاعات و امکان اشتراکگذاری شرایطی را در جهان ایجاد کرده که دیگر نمیتوان با اتکا به قدرت و تاکتیکهای رسانهای، سفید را سیاه نشان داد و هدف نادرست اصلی را با توجهات آرمانی هدفی درست معرفی و در اصطلاح با سیاسی بازی و سیاسی کاری به اهداف شوم رسید.
اکنون فضای افکار عمومی جهان تغییر کرده و به راحتی نمیتوان به بهانه حقوق بشری اقدامات خصمانه و ضد حقوق بشری انجام داد و نگران قضاوت افکار عمومی نبود.
اگر روزی سران آمریکا از جمله بوش دوم به راحتی میتوانست به کشورهای دیگر با دروغ داشتن سلاح ممنوعه شیمیایی حمله کند و منافع نفتی خود را در آن کشورها پیگیری کند، امروز ترامپ دیگر نمیتواند این اقدامات را انجام دهد زیرا افکار عمومی با او مخالفت خواهد کرد.
در این زمینه و در روزهای اخیر مخالفتهای افکار عمومی با ترامپ که به دلیل شباهت اقدامات وی با بوش دوم لقب بوش سوم به او داده شده، خبرساز شده است.
دخالتهای آشکار ترامپ در امور داخلی ایران و علاقه وی به ایجاد فضایی خشن و نسبت دادن آن به حکومت برای بهانه جویی حقوق بشری و حمله به ایران، این روزها با مخالفتهای بسیاری از جمله افکار عمومی داخل آمریکا مواجه شده که وی را در بیان این مواضع انسان صادقی ارزیابی نمیکنند.
یک فعال رسانهای آمریکایی گفته است؛ «دولتی که قرار بود دوباره شکوه را به آمریکا برگرداند و روی گیر و گرفتاریها و نیازها و خواستههای مردم آمریکا تمرکز کند، دوباره سر همان خانه اول برگشته و میخواهد پلیس جهان باشد. ما با ایران چه کار داریم؟! مردم سالاری فقط روپوش داستان است، میخواهیم نظام ایران را تغییر دهیم فقط برای نفت، تمام جنگهایی که در خاورمیانه راه میاندازیم برای اسرائیل است. هدف برگرداندن شکوه به اسرائیل است، همه کارهایی که میکنیم در این راستاست.میراث بوش سوم بی شرمی کامل خواهد بود.»
لازم است دقت شود این سخنان یک آمریکایی است که در کنار بسیاری از آمریکاییها دریافته که ترامپ به جای منافع آمریکاییها به دنبال منافع شرکتهای نفتی و اسرائیل است و در این مسیر از هیچ بیشرمی ابا ندارد و استاد تناقضگویی، در اصطلاح هارت و پورت و قلدرمابی است.
او دوست دارد بگوید پلیس جهان است سراغ قاچاقچیان میرود و آنها را با عملیات ویژه به آمریکا برده و محاکمه میکند، او با تعرفه بازی میکند تا اهداف خود را با فشار اقتصادی دنبال کند. او خود را طرفدار مردم دیگر کشورها نشان میدهد در حالی که از قتل عمد یک مهاجر آمریکایی به دست پلیس خود حمایت قاطع میکند و در یک کلام ترامپ سرشار از مواضع و رفتارهای ضد نقیض است.
او درباره ایران نیز دچار رفتار قلدرمابانه است و از دوره اول که دست به تشدید تحریمها و ترور سردار سلیمانی زد این روند را ادامه داد تا در جنگ 12روزه در کنار رژیم صهیونیستی قرار گرفت و ایران را بمباران کرد و بعدها هم بارها در امور داخلی دخالت داشته و در اعتراضات اخیر نیز دخالت آشکار و بدون نقاب داشت.
اما در برابر این همه توطئه و اقدامات خصمانه و دشمنی ترامپ با ایران در کشور ما تلاشی فراخور وضعیت وی برای رسوا کردن او انجام نشده است و او به ظاهر بدون نگرانی کارهای خصمانه خود را ادامه داده است.
به نظر دیگر نمیتوان این شرایط را ادامه داد و منتظر پایان دوره ترامپ نشست تا کشور به سلامت از نقشههای شوم و بیشرمیهای وی عبور کند.
لازم است مستندسازی، تبیین و اقناع افکار عمومی جهان در کنار اقدامات حقوقی برای پیگیری جهانی اقدامات خصمانه وی شدت یافته و بوش سوم در افکار عمومی آمریکاییان بیشتر شناسانده شود تا زمینه سقوط وی از قدرت از همان آمریکا آغاز شده و این دشمن بیعقل نیز به پایان زودتر از آنچه تصور آن را میکند، سلام کند.
پایانی با شکوه برای جهانی که از دست قلدریهای خاص او به خسته شده است.