۱- از جمله دلایل وقوع انقلاب اسلامی فاصله بین مسئولان در رژیم سابق با مردم بود، فاصلهای که بیاعتمادیها را افزایش و منجر به فاصله طبقاتی و بیخبری مسئولان از وضع زندگی مردم شده بود. این بیخبری تاحدی بود که برای این مسئولان وقت اعتراضات مردم بیمعنی بود و ریشه اعتراضات که رفتار مغایر آنها با اکثریت مردم دیندار و مستضعف ایران بود را نمیتوانستند درک کنند و هنوز هم آنهایی که ماندهاند، در درک دلایل انقلاب عاجز ماندهاند.
۲- در انقلاب اسلامی دقت در فاصله نگرفتن زندگی مسئولان از مردم و حفظ سطح زندگی با اکثریت مردم از تأکیدات رهبر کبیر انقلاب و مقام معظم رهبری به مسئولان بود. البته برخی این توصیهها را جدی نگرفتند و به جای سادهزیستی به اشرافیگری روی آوردند که نتیجه آن طرد شدن از سوی مردم و دامن زدن به بیاعتمادی در جامعه است.
۳- محبوبیت اشرافیت در برخی مدیران دلیلی بر بروز فسادهای مالی از سوی آنها است. فسادهایی که هر روز نوعی از آن رونمایی و پروندهای از آنها باز یا بسته میشود. پروندههایی که از اختلاس تا رشوه و تطمیع و تهدید و زمینخواری و همه چیزخواری در آنها یافت میشود تا مدیری فاسد، بتواند زندگی اشرافی خود را با این درآمدهای حرام اداره کند.
۴- دست بردن در بیتالمال برای اداره زندگی فاسد و بهرهمندی از اشرافیت حرام در این سالها منوط به تخلفات اقتصادی نبوده است. حقوقهای نجومی و املاک نجومی روی دیگر سکه اشرافیت در زندگی مدیران فاسد است، مدیرانی که برای زندگی املاک متعلق به بیتالمال را با قیمتی اندک یا بدون خرید تصاحب میکنند و با برداشت بهظاهر قانونی از خزانه برای زندگی در رفاه اشرافی برای خود حقوق نجومی تعریف کرده و در ظاهر هم از خود انسانی معتقد و متعهد درست میکنند.
۵- عدالت موضوع غریبی در گام نخست انقلاب بوده است و به دستور رهبر معظم انقلاب باید در گام دوم انقلاب توجه بیشتری به عدالت شود و محور مباحث عدالت و عدالت گستری باشد. عدالت در دریافت حقوق و امکانات از بیتالمال، عدالت در توزیع ثروت و امکانات و عدالت در برخورداری از توسعه و تعالی از مهمترین جلوههای عدالت است که در گام دوم انقلاب باید به آن توجه شود هر چند این توجه و اجرای عدالت برای مدیرانی که اعتقادی به عدالت ندارند، سخت است.
۶- کرونا در وضعیت فشار تحریمهای اقتصادی، شرایطی را در کشور ایجاد کرد که بسیاری از شاغلان، بیکار شدند، درآمدهای دولت کاهش یافت و اقتصاد کشور شرایط نامناسبی را تجربه کرده و میکند. در این شرایط کمکهای دولت با توجه به وضعیت درآمدها در کنار کمکهای مؤمنانه و ورود نهادهای حمایتی به حمایت از آسیبدیدگان کرونا، مقداری شرایط را برای مردم بهبود بخشید اما کافی نیست و این حمایتها همچنان باید ادامه داشته باشد.
۷- در شرایط فعلی کشور تمامی مدیران نیز باید به کمک بیایند و این کمک را با واقعی کردن دریافتیهای خود آغاز کنند. نمیشود مدیران در شرایط کرونا که تقریبا همه کارهای اداری تعطیل است، مانند گذشته حق مدیریت و مزایای مدیریتی دریافت کنند، البته این حق مدیران است اما با نگاهی عدالتمحور در شرایطی که بسیاری شغل خود را از دست دادهاند و با بیمه بیکاری گذر عمر میکنند یا کارمندان به حقوقی تنها دلخوش هستند و از اضافهکار و دیگر مزایا همچون سابق، خبری نیست، دریافت کامل حقوق با حق مدیریت، اضافهکاری و مزایا همچون سابق و در شرایطی با افزایش، همان جدا کردن سطح زندگی مدیران از مردم است که نتیجه آن فاصله طبقاتی و بیاعتمادی و بیخبری از مردم و وضعیت زندگی آنها و در افتادن در دامن اشرافیت و تبعات بعدی آن خواهد بود. در این زمینه مجلس میتواند با ورود خود، شکلی قانونی به همراهی مدیران و همسطحی زندگی آنها با آحاد مردم جامعه بدهد.