مدتها قبل از رویدادهای دی ماه و حوادث خشن آن اکثر جامعه شناسان نسبت به خطرات احساس حذف طبقه متوسط جامعه هشدار داده و از اینکه جامعه در حال تبدیل به جامعهای با 2طبقه بیشتر فقیر و درصدی ثروتمند است ابراز نگرانی میکردند.
در این هشدارها بیتوجهی به محرومیتزدایی و افزایش فقر و فقیرتر شدن طبقه متوسط و نزدیکتر شدن آن به طبقه فقیر با کاهش درآمدها و افزایش هزینههای زندگی به ویژه هزینههای مسکن و سلامت به عنوان نشانههای از فروپاشی جامعه عنوان شده و نسبت به وقوع فروپاشی جامعه اخطار داده میشد.
اما اکنون پس از رخ دادن حوادث دی ماه و اعتراضات برخی جامعه شناسان بروز این رویداد را به نادیده گرفتن آن هشدارها مرتبط دانسته و خواستار بازگشت به جامعه و توجه به قشر متوسط برای خروج از این وضعیت هستند.
از جمله این جامعهشناسان اصغر مهاجری است که گفته است؛ «سوپاپ اطمینان هر جامعهای، قشر متوسط است. حالا اگر این قشر متوسط که آن را به عنوان سوپاپ اطمینان جامعه میشناسیم، دچار دلنگرانی یا تهدید شود، جامعه به خطر میافتد.
جامعه عاقل و توسعه یافته، همیشه درصدد است که قشر متوسط، گستردهتر شود ولی متاسفانه در چند دهه اخیر و به خصوص در سالهای اخیر، شاهد ریزش شدید قشر متوسط جامعه ایران هستیم. با این ریزش، سپهر و کیان اخلاقی جامعه دچار مشکل میشود.»
واقعیت آن است که سرعت کاهش ارزش پول ملی در کنار سخت شدن معیشت خانوارها به ویژه خانوارهای طبقه متوسط خطرات بسیاری را به دنبال دارد و این طبقه در صورت احساس خروج از این طبقه و ورود به طبقه فقیر، ساکت نخواهد بود. همچنان که نبود.
در نبود این طبقه تأمین امنیت هم سخت خواهد بود زیرا انسان ناامید از آینده و بیفردا انسانی آماده برای انجام هر اقدام خشنی است.
همچنین جامعه بدون طبقه متوسط نمی تواند دوام داشته باشد و اطلاق جامعه بر آن درست نبوده و نامفهوم است.
با این اوصاف در شرایطی که مجلس بررسی بودجه سال آینده را در دستور کار دارد، لازم است این بررسی به نحوی باشد که با توجه ویژه به معیشت جامعه، توزیع عادلانه ثروت و رفع تبعیضها به ویژه در توزیع درآمدهای دولت، توجه ویژه به مسکن و سلامت و امنیت، امید به بقای طبقه متوسط و پویایی جامعه با کاهش فقر و محرومیتزدایی افزایش یافته و از ناترازی جامعه با همکاری قوا گذر شود.