تغییر و تحول در نظام اداری و در چینش مدیران امری طبیعی و عادی است و با هر تغییری به ویژه انتخابات انتظار تغییر و تحول انتظاری منطقی و معقول است.
در کشوری مانند ایران که پس از انقلاب تاکنون ۴۳ انتخابات برگزار شده و به عبارتی تقریباً هر سال یک انتخابات برگزار شده است، اینکه مدیران با هر انتخاباتی تغییر کنند امری عادی است هر چند در علم مدیریت ثبات مدیران برای اجرای برنامهها امری ضروری است.
جدای از این در یک شرایط سیاسی مدیران را سیاست حاکم تعیین میکند و نمیتوان زیاد انتظار عمل به شاخصهای علم مدیریت را داشت.
در چنین فضایی طبیعی است جامعه همواره درگیر عزل و نصب مدیران باشد و در این درگیری مشاهداتی چون آمد و رفت اتوبوسی و انتصاب مدیران با شاخصهای نوین که تنها در ایران باب میشود، داشتهاند.
اکنون و پس از برگزاری 14مین دوره انتخابات ریاست جمهوری فضای تغییر و تحول مدیران در جامعه شکل گرفته است و همه منتظرند تا نتیجه بررسیهای رئیس جمهور برای معرفی کابینه مشخص شود تا جهت کلی دولت در انتصابات بهتر مشخص شود.
با این حال آنچه مشخص است این است که بیشتر مدیران منصوب دولت سیزدهم به دلیل داشتن گفتمان متفاوت تغییر خواهند کرد و در این مسیر آن دسته مدیران که سمتهای سیاسی دارند در اولویت تغییر خواهند بود.
این بدیهیات موارد مشخصی است اما دلیل بیان آنها اقداماتی است که در این روزها از برخی افراد مشاهده میشود که اقداماتی به دور از اخلاق و انصاف است.
حرمت مدیران مانند حرمت تمام انسانها باید حفظ شود و اینکه احساس شود مدیری چون به آخر خط مدیریت رسیده دیگر حرمت ندارد و نباید حرمت و احترام او رعایت شود، تصور نادرستی است
تاکنون رئیسجمهور و فعالان ستادهای وی نهایت احترام را برای مدیران دولت سیزدهم قائل بوده اند اما تعدادی اندک که ارتباط چندانی هم با موضوع انتخابات ندارند فرصت تغییر و تحول را برای حرمتشکنی مدیران مناسب دیده و اقداماتی داشتهاند که البته با استقبال هم همراه نشده اما ضروری است به آنها تذکر داده شود که رعایت احترام است که با خود احترام به دنبال خواهد داشت و در واقع کسی که حرمتشکنی میکند نباید انتظار داشته باشد که حرمت او در آینده حفظ شود.