1- انتخابات شورای شهر و روستا با صدور اطلاعیه ستاد انتخابات کشور و توضیح چگونگی فرایند این انتخابات، اندکی موردتوجه قرار گرفته و داوطلبان احتمالی را از نزدیکی این انتخابات آگاه کرده است.
هر چند داوطلبان هنوز راه برقراری ارتباط با مردم در شرایط سخت اقتصادی و محدودیتهای کرونایی را نیافتهاند و گویی در این مدت سخت به محدودیت سیاسی و اجتماعی تن داده و به آن عادت کردهاند.
2- از بیستم آذرماه داوطلبان شورای شهرها با توجه به قانون انتخابات شوراها که تصریح دارد، از تاریخ اخذ گواهی عدم سوءپیشینه تا زمان ثبتنام در انتخابات نباید 3 ماه بیشتر گذشته باشد، میتوانند نسبت به دریافت این گواهی اقدام کنند.
این مرحله هرچند نوعی آمادهسازی و پیش نیاز لازم برای ثبتنام است اما تکلیف افرادی که هنوز دچار تردید در داوطلبی هستند را با خودشان روشن خواهد کرد که اقدام به آمادهسازی مدارک کنند یا قید داوطلبی در این دوره را زده و در انتخابات تنها بهعنوان رأیدهنده شرکت کنند.
3- جدی شدن روند انتخابات شورای شهرها، اقدامات رقبای بالقوه و استفاده آنها از موقعیتهای قانونی برای اثبات توانمندی خود را افزایش خواهد داد.
البته این اقدامات کاملا قانونی است و افراد در چارچوب وظایف خود عمل میکنند اما افکار عمومی نیز حق دارد به این رفتارها با نگاه انتخاباتی نگریسته و قضاوت کند.
4- بیشتر اعضای شورای شهرها معمولا دوباره در انتخابات شورای شهر داوطلب میشوند و در این دوره نیز تاکنون هیچ عضوی از داوطلب نشدن بهصورت رسمی سخنی نگفته است.
سخن گفتن از داوطلب نشدن در جمعهای غیررسمی بیشتر بهنوعی تبلیغات شبیه است که فرد داوطلب قصد دارد اینگونه القا کند که به خواست مردم و اصرار بزرگان و... وارد انتخابات شده است و خود تمایلی به داوطلبی نداشته اما در برابر اصرار و تکلیف بر داوطلبی، تسلیم شده است.
5- سال آخر فعالیت شوراها معمولا سال بهرهبرداری است، هم طبیعت کار چنین است که هرچه کاشته شده در سال پایانی درو شود و هم اصول رقابت، بهرهبرداری مجاز از فرصت حضور در شورا و تبلیغات قانونی با عملکرد شورا را پذیرفته است.
در این زمینه انتظار میرود شوراها بتوانند کارهایی که بهرهبرداری از آن را برای سال پایانی فعالیت برنامهریزی کردهاند، به مردم هدیه دهند، هرچند وضعیت بودجه و اعتبارات و مشکلات شورا و شهرداریها، چندان با این برنامهریزی، مهربانی نداشته است.
6- لایحه مدیریت یکپارچه شهری هرچند جدی گرفته نشده و عزمی برای افزایش اختیارات شوراها در بین تصمیمگیران نیست اما شوراها میتوانستند با همین قوانین موجود و در همافزایی با مسئولان و تصمیمگیران، تأثیر بیشتری در تحولات شهری و منطقه داشته باشند.
اما بهنظر میرسد، شوراها به این همافزایی، ورودی دیرهنگام داشته و در این ورود نیز بیشتر جنبه سیاسی کار را پررنگ کردهاند، درحالیکه شوراها میتوانستند و میتوانند، بهدور از ورود به بگومگوهای سیاسی و سیاسیکاری که با استقبال مردم هم مواجه نیست، از منافع مردم شهر و استان دفاع کرده و عملکردی بهتر در این حوزه ثبت کنند.
7- شوراهای شهر نمیتواند تنها به نظارت بر امور شهرداری خلاصه شود و باید مدیریت شهری و همچنین دفاع از منافع شهروندان بهویژه سرمایههای انسانی و جذب این سرمایهها، در حیطه تکالیف شورای شهرها تعریف شود.
این موضوع ممکن است بهسادگی و سرعت رخ ندهد اما شورای شهرها میتوانند در همفکری و همافزایی با نمایندگان دیگر قوا و شوراهای قانونی و مسئولان، این وظیفه را پیگیری کرده و در همین مدت هم هرچند با ورودی دیرهنگام، وضعیت شهر را ارتقا داده و امید به زندگی و آینده بهتر در شهرها و روستاهای استان را افزایش دهند.