ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
 
سه شنبه - 20 مرداد 1405 - شماره 5483
 


امروز : شنبه ، 24 مرداد 1405

Today : Sat, August 15, 2026

ارتباط با سرویس ها - پذیرش آگهی * آدرس ما درشبکه های اجتماعی hamedanpayam@
 
کد مطلب:  109434 تاریخ انتشار:  1399-03-31 - 11:03 تعداد بازدید:  227
ارسال به دوستان
نسخه چاپی

آسیب‌شناسی عکس ختنه‌سوران آقای دکتر

نویسنده : ابوعطا

یادداشت



 زمان ما این‌طور نبود که خلائق زرت و زرت عکس یهویی بگیرند و در آلبومی با ظرفیت لایتناهی به نام فضای مجازی پست کنند، اصلاً ملت چه می‌دانستند زاویه لبخند و فیگور بدن چیست؟! وارد هر خانه‌ای می‌شدی غیر از عکس چند تا از بزرگان و چند عدد قمه و شمشیر و تبر زین و تسبیح غول‌آسای چوبی که به درودیوار آویزان بود عکس یک آدم سبیلو که متعلق به زمان جوانی‌های آقابزرگ بود به چشمت می‌خورد، یکی دو تا قاب کوچک‌تر هم در اتاق‌های اندرونی بود که آقاجون و بی‌بی را نشان می‌داد که در کنار تصویر یک مکان مقدس عکس سیاه‌وسفید گرفته بودند و 4 یا 5 تا بچه کچل و دماغو هم پایین پایشان از سر و کول هم بالا می‌رفتند تا می‌خواستی فتوشاپ بودن عکس را کشف کنی آقاجون خانواده با سبیل‌های از بناگوش در رفته و چپق به دهان وارد می‌شد و با صدای «اوجانا» 8-7 تا ماچ آبدار از اینور اونور صورتت می‌کرد و هیچ نگران انتقال مقادیر معتنابهی از انواع ویروس و باکتری و فروکردن خارها و تیغ‌های ریش و سبیل خود به چل و چشمت نبود.
زمان که جلوتر رفت عکس‌هایی از مردانی با عینک‌های دسته کائوچویی و کراوات‌های کلفت و کوتاه به همراه خانم‌هایی با کله‌هایی به هیبت شیرهای جنگل آمازون هم در خانه‌های مردم پیدا شد که اگر به چهره زنان عکس دقت می‌کردی خیلی سریع مادرشوهرها، خواهرشوهرها، جاری‌ها و عروس بدبخت ستم‌کش را پیدا می‌کردی.
اگر با خانواده مزبور نزدیک‌تر بودی و بقیه عکس‌ها را هم نشانت می‌دادند حتماً 2 عدد «اصغر کمانچه‌زن» و «نعمت نفتی» را با چشمانی قرمز وسط تصاویر رؤیت می‌کردی که یک‌چیزهایی می‌نواختند تا ملت شلنگ‌تخته‌ای از خود صادر کنند و شاد شوند.
کمی که جلوتر آمدیم مُد شد ملت عکس‌های آتلیه‌ای به‌قاعده یک آسمان‌خراش از عروسی خود را بزرگ کنند و به‌جای عکس بزرگ‌ترها بر درودیوار خانه بکوبند، وارد هر خانه‌ای می‌شدی دامادی پاپیون زده و فُکل کراواتی شبیه به شاهزاده رؤیاها دست سیندرلای قصه را در دست گرفته بود و عروس و داماد نگاه‌های آن‌چنانی به هم می‌کردند که اگر دقت می‌کردی خودشان هم زیر لب به کارهای خودشان خنده‌شان گرفته بود. اگر با اهالی آن خانه نزدیک‌تر بودی و وارد اندرونی می‌شدی درحالی‌که صدای دادوفریاد و ظرف خرد کردن از آشپزخانه شنیده می‌شد می‌توانستی در بین عکس‌های روی میز توالت و این‌ور و اونور فیگورهای دیگری از لیلی و مجنون در سی‌وسه‌پل اصفهان، لیلی و مجنون در حال کباب باد زدن در شمال، لیلی مجنون در بلاد خارجه و ... را مشاهده کنی و حتماً در آلبوم‌های بعدی صحنه بچه بغل کردن و عکس‌های ناجور منشوری از بچه بدبخت را می‌دیدی که تمام زوایایش را مکشوف کرده بودند و دست بر قضا کسی هم درباره حقوق کودکان نگران نمی‌شد.
یکی نبود بگوید آخه مادر عزیز، پدر گرامی اگر پس فردا یک آدم بی‌خدایی پیدا شود و یکی از عکس‌های ختنه‌سوران و نخستین حمام بچه را سرقت و از همان بچه که حالا وزیر و وکیل و دکتر شده اخاذی کند شما تاوانش را می‌دهید؟
خلاصه اینکه انسان از این‌همه عشق و صمیمیت و داغی کله عروس و دامادهای آن زمان به‌غایت مشعوف می‌گشت و البته اصل بدبختی از جایی شروع می‌شد که همین عروس و داماد خوشبخت، شب هنگام به زور تو آدم یالغوز و بی‌خانمان را نگاه می‌داشتند تا درباره اختلافاتشان قضاوت کنی، خر بیار و باقالی بار کن.
تمام شب درحالی‌که همزمان بغض و گریه عروس خانم از عشق بربادرفته و سیگار کشیدن‌های آقا داماد و دماغ آویزان میوه زندگی‌شان مقابل چشمانت بود باید به پیراهن گل‌گلی از پشت آویزان «اکبر تنبک» در فیلم «وی اچ اس» عروسی نگاه می‌کردی و تپه‌های پایین‌دست ملت که همزمان با کوبیده شدن دست اکبر بر پوست تنبک بالا پایین می‌رفت را سیاحت می‌کردی و در همان حال که مشق‌های بچه مظلوم را می‌نوشتی این دو مرغ عشق را نصیحت می‌کردی که به یاد این‌همه روزهای خوب و به‌پاس قاب عکس‌های دومتری هم که شده آبروریزی نکنند و زندگی سراسر زیبایی و خوشبختی خود را ادامه دهند.
ازاین‌جهت ما واقعاً از اینستاگرام ممنون هستیم که آلبومی برای این لیلی و مجنون‌های وطنی درست کرد تا حداقل خارجی‌ها هم در تماشای این‌همه زیبایی سهیم شوند، هرچند که به نظر من سبیل آقاجون غیر از اینکه از نظر زیباشناختی بر استوری جراحی بینی ارجح بود، حرمت هم داشت.


بازگشت
نظرات بینندگان :
نظر شما :
   
نام*
ایمیل* ایمیل محفوظ می باشد
نظر*
کد امنیتی*
کد امنیتی

 
پاکی آوردی ای امید سپید
یلدا شب هندوانه و فال و غزل
حال و هوای صحاف خانه همدان در آستانه بازگشایی مدارس
 
 
گزارش گزارش ویژه یادداشت تحلیل سرمقاله دانلود
صفحه نخست آخرین اخبار درباره ما ارتباط با ما  پیوندها  
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.

 
روزنامه همدان پیام ( اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي، ورزشی )
صاحب امتياز و مدير مسئول: نصرت ا... طاقتي احسن  -  سردبير: يدا... طاقتي احسن
نشاني: همدان، خيابان شريعتي، ابتداي خيابان مهديه، ساختمان پيام
تلفن: 8264433 (0811)  -  فکس: 8285048 (0811)  -  سازمان نیازمندی: 8264400 (0811)  - ايميل: info@hamedanpayam.com