تغییر و ضرورت آن یکی از مباحث مهم بسیاری از علوم، بهویژه آن دسته از علوم که با انسان و جامعه مرتبط هستند، بوده است. شاید مشهورترین جمله در این زمینه این باشد که: «اگر تغییر نکنی و در برابر تغییرات اصلاحی مقاومت داشته باشی، روزگار به اجبار تغییرت خواهد داد.» هرچند این جمله بیشتر تغییر در رفتارهای انسانی را مدنظر دارد، اما قابل تعمیم به رفتارهای جمعی و سیاسی و اداری نیز هست.
در جامعه ما همواره در برابر تغییرات، بهخصوص تغییراتی که مطالبه عمومی داشته باشد، مقاومت زیادی انجام میگیرد. اما اکنون و پس از پایان جنگ تحمیلی دوازدهروزه، زمانی است که به اجبار باید تغییرات زیادی با توجه به اتفاقات جنگ تحمیلی انجام شود. اتفاقاتی که بخش بزرگی از آن را دولت و حاکمیت باید انجام دهند تا کار بزرگ ملت در دفاع منسجم و یکپارچه از تمامیت ارضی و وطن را تکمیل کنند.
در بررسی نظراتی که درباره اهداف رژیم صهیونیستی در حمله به ایران مطرح شده، اکثر صاحبنظران بر این باورند که «اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه به مهمترین مؤلفههای قدرت ملی ایران حمله کرد. اسرائیل به قدرت دفاعی، قدرت هستهای و قدرت علمی ایران حمله کرد. جنگ اسرائیل با ترور فرماندهان عالی ایران و نیز ترور دانشمندان هستهای جمهوری اسلامی آغاز شد.»
آنچه در این حمله مورد توجه بیشتر صاحبنظران قرار گرفته، استفاده دشمن از عوامل نفوذی و تکنولوژیهای نوین برای پیشبرد اهداف بوده است. با اطلاع از این شاخصها، لازم است حرکت برای اصلاح و تغییر در این 3 حوزه و رفع آسیبپذیری، در کنار تغییر برای حفظ انسجام، در دستور کار دولت و مسئولان قرار بگیرد.
آنچه در حوزه دفاعی، علمی و هستهای بهعنوان سه مؤلفه قدرت ایران مطرح است، این است که این 3مؤلفه قدرت همچنان باید ارتقا یافته و افزایش یابد. اما باید توجه داشت که در این جنگ بار دیگر ثابت شد که مهمترین و اصلیترین مؤلفه قدرت ایران، مردم هستند که برای دفاع از کشور حاضر به هر نوع فداکاری و گذشت هستند و با شهادت و جانبازی بر اقتدار ایران افزودهاند.
به همین دلیل، مهمترین تغییرات باید در راستای مطالبات مردم انجام شود. مطالباتی که بارها مطرح شده و در مواردی پاسخی شایسته دریافت نکرده است. مطالباتی چون تغییر مدیران و مسئولانی که کارنامه آنها رضایت مردمی به دنبال نداشته، اما همواره آماده حرکات نمایشی و استفاده از فرصتها برای ثبت موفقیتها به نام خود هستند.
در این مسیر، ایجاد محدودیت در نقد به نام حفظ انسجام، اقدامی نادرست و انحرافی است که نهتنها انسجام پویا را خنثی خواهد کرد، بلکه ممکن است سبب شکلگیری جامعهای تکصدایی و ساکن شود. با این اوصاف، همه باید حرکت به سمت تغییر را در زمانی که تغییر لازمه آن است، برای اصلاح رفتارها در تمام سطوح آغاز کنند.
وگرنه، دشمن با پرکاری در شرایطی که ما با محدودیت نقد به نام انسجام به دنبال تعریف از همرفته و ممکن است کار جدی را رها کنیم، اهداف خود را جدیتر دنبال خواهد کرد.
پس در جنگی که هنوز تمام نشده، تغییر برای بهبود روشها و کسب رضایت مردم با پاسخ به مطالبات جامعهای پویا و منتقد، اصلی مهم در ادامه فرایند جنگ است.