| سه شنبه - 20 مرداد 1405 - شماره 5483 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
کد مطلب: 118661 |
تاریخ انتشار: 1400-04-20 - 07:00 |
تعداد بازدید: 184 |
|
|
|
|
تو چرا سنگ شدی، تو چرا این همه بیرنگ شدی
نویسنده : مهدی ناصرنژاد
یادداشت
دیربازی بود ندیده بودمش، چند وقتی بود بهانهاش را میگرفتم، خیلی دلتنگش بودم. تا قبل از رسیدن عید نوروزی که گذشت فکر میکردم بتوانم به بهانه دید و بازدیدهای نوروزی، دیداری تازه کنیم و با گپ و گفتهای دلتنگانه واگویههای تلنبار شده در دلهایمان را بیرون بریزیم، اما این نیز خیالی عبث بود، چون نه من به راستی فرصتی به دست آوردم و نه او اشتیاقی نشان داد تا این تصور جلای تازگی به خود ببیند.
یادم هست دوران دبیرستان سالهای قبل از انقلاب و چند سال نیمکتنشینیهای مشترک که با هم عهد اخوت و دوستی بسته بودیم، روزی از سر ارادت و اشتیاق دوستی ماندگار از او پرسیدم، فکر میکنی در آیندههای بسیار دور چه عاملی باعث مرگ دوستیمان بشود و او با چهرهای گشاده و حالتی مصمم پاسخ داد، مرگ !.
چند روز پیش و در لحظههای پرسکوت فضای خانه به خانمم گفتم، خیلی وقتها، خیلی حرفها توی دل آدم به غلیان و تکاپو میافتد و میخواهی با کسی حرف بزنی، ولی هر حرف مانده توی دل انسان مثل آن بیماری دردآوری است که طبیب خاص خودش را میطلبد و هر عقده با هر نیشتر سرباز نمیکند. خانمم که به خوبی با خلقیات من آشناست پیشنهاد داد سراغ دوستان کهنه خودم را بگیرم و کمی به گذشتههایم نقب بزنم. به نظر او الگوهای نوستالژی خیلی وقتها میتواند باعث نجات انسان از پیلههای تنهایی و کسالت باشد.
نمیدانم، شاید اگر نظر خانمم در من رسوخ نکرده بود به عقب نگاه نداشتم و به جلو فرار میکردم، مضافاً اینکه اگر هم لازم باشد خودم را بیشتر معرفی کنم، خواهم گفت، اغلب با گذشتههایم زندگی میکنم !!!
عجب که تا آن روز تماسهایم با همکلاسی و دوست قدیمی به تک و توک و گاه و بیگاه تقلیل یافته بود و تماس آن روزم نیز از همان موارد گاه و بیگاهی به شمار میآمد، اما انگیزه بیشتری با خود نهفته داشت.
کرونا که وارد زندگی مردم دنیا شد، توی خیلی از قواعد و نظام ارتباطات انسانی دخالت کرد و همه چیز را به هم ریخت. آن اوایل همهگیری کرونا که کسی تصور نداشت این قصه سر دراز داشته باشد، بیشتر دید و بازدید و ملاقاتها به بعد از کرونا موکول میشد، اما از بخت بد، درازی قصه به جایی انجامید که اینک هر دیدار و ملاقاتی جنبه ترک عادت به خود گرفته است و همه از هم فرار میکنند! دوستم در کمال بیتعارفی و بیرو دربایستیگری یک بار دیگر امکان هر دیداری بدون مزاحم را به روزهای خوش پساکرونا حواله داد، اما کنایههایی هم به دل و دماغ ناخوش خود از اوضاع و احوال اقتصادی و گرفتاریهای ناشی از آن داشت و نالید که کار و زندگی خود را رها کرده و دنبال حل مشکلات فرزندان در این شهر و آن شهر است و خجالت زده دوستان و فامیل و آشنایان مانده است.
در روزگاری که میگذرانیم از هر مشاهده و شنیدهای نمیشود بیتفاوت گذشت و به مصداق( مشت نمونه خروار است) میتوان نتیجه گرفت، حال و روز همه مردم همین است و باید حق داد که این روزها هر کس مرد باشد و به مشکلات خودش رسیدگی کند. باز هم مصداقی دیگر که( قاچ زین را بچسب نیفتی، اسبسواری پیشکشت).
یعنی اینکه باید صبر پیشه کنیم و پا روی قلبمان بگذاریم تا مریضی و مشکلات پیچیده زندگی تمام شود و سروسامان بگیرد، بعدش هم اگر عمری باقی بود و زنده ماندیم تمام عزیزان و خوبان مغفول و مهجور مانده را روی تخم چشمهایمان خواهیم گذاشت!!! .
بالاخره شاید روزی هم برسد که ما آدمهای دیروز و رمیدههای امروز به این نتیجه برسیم که زندگی واقعی فقط مشکلات گرانی و کرونا و کمبود خانه و ویلا و شاسیبلند و مبلمان آنچنانی و مسابقه برای پیشی گرفتن از دوست و آشنا و دیگران نیست و خواهیم دانست اگر سنگ شویم خودمان سنگین خواهیم شد و بر زمین سست خواهیم نشست و اگر بیرنگ شویم و خودمان را به بیرنگی بزنیم، اول خودمان خواهیم بود که از نظرها دور افتاده و دیده نخواهیم شد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
|
|
یلدا شب هندوانه و فال و غزل
|
|
 |
|
|
حال و هوای صحاف خانه همدان در آستانه بازگشایی مدارس
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام
بلامانع است.
|
|
|
روزنامه همدان پیام (
اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي،
سياسي، ورزشی )
صاحب امتياز و مدير مسئول:
نصرت ا... طاقتي احسن
-
سردبير: يدا... طاقتي
احسن
نشاني: همدان، خيابان
شريعتي، ابتداي خيابان مهديه،
ساختمان پيام
تلفن: 8264433
(0811)
- فکس: 8285048
(0811) - سازمان
نیازمندی: 8264400
(0811) - ايميل:
info@hamedanpayam.com |
|