عید نوروز ایرانیان در راه است. تاریخ و پیشینه باستانی عید نوروز آنقدر طولانی و ریشهدار است که هیچ مورخ و محققی به منشأ دقیق آن پی نبرده است؛ اما گفته میشود این آئین دیرپا و ماندگار از 3 هزار سال پیش از میلاد مسیح بین اجداد ایرانی و بخشهای وسیعی از کشورهای آسیای غربی و و آسیای میانی رواج داشته و ایرانیان نخستین روز بهار را بهعنوان عید ملی خود برگزیدهاند.
ابتدا اقوام آسیاییتبار در آن دوران باستانی عید آفرینش را در اوایل فصل بهار و عید رستاخیزی را در نخستین روز بهار جشن میگرفتند که نسلهای بعدی به همان عید رستاخیزی اول بهار و نوروز باقی ماندند.
بیجهت نیست که عید نوروز در تاروپود وجود ایرانیان و فارسیزبانان جهان نهادینه شده است. این زمان و در آستانه نوروزی دیگر در ایران مردم در تکاپو هستند تا این آئین باستانی را برگزار کنند، اما چه میشود کرد که بیماری منحوس و کشندهای بهنام کرونا 2 سال است که راه و دست هموطنان ایرانی را برای برگزاری جشنهای نوروزی بسته است و چنین حادثهای قطعا پیامدهای فرهنگی ناگوار و اثرات تخریبی زیادی در روح و روان مردم باقی خواهد گذاشت.
برای ما ایرانیان که از کهنترین و ریشهدارترین مردم جهان هستیم، فقط عید نوروز یک آئین باستانی نیست که در تله ویروس کرونا گرفتار آمده است.
در فرهنگ و باورهای دینی و ملی مردم ایران، فراوان از چنین آداب و رسوم وجود دارد که به همین علت بهشدت مهجور است و محدودیتهای ناگزیر برای برگزاری آن هموطنان ایرانی را رنج میدهد. هماکنون بهدلیل محدودیتهای کرونایی، چه آئینهای باشکوه و واجب و مستحب و نهادینهشده مذهبی و ملی از دسترس مردمان مسلمان ایرانی خارج است.
برگزاری مناسبتهای فراوان و ویژه عروسی و عزا که از لحاظ باورهای درست فرهنگی در خون ما ایرانیان است، بهدلیل خطر گسترش ویروس کرونا بیشتر از یکسال است که تعطیل است و سایه غربت و تنهایی در آئینهای تلخ و شیرین اقوام ایرانی حاکم شده است و میرود تا به یک عادت مزمن و تأسفبار تبدیل شود و بهظاهر هم هیچ چارهای بر آن نیست.
دیدوبازدیدهای شیرین و راهگشای فامیلی و سنت پسندیده صلهرحم که از رفتارهای سفارششده برای خواهران و برادران مسلمان است، از بیم گسترش کرونا، میرود تا به حیطه فراموشی و غفلت سپرده شود و موارد بیشمار دیگر که هم تو دانی و هم من!
در ابتدای شیوع و جهانگیری کرونا تصور میشد این خطر بزرگ فقط دامن سلامتی مردم را میگیرد و هزینه بهداشت و درمان روی دست جوامع جهانی میگذارد و میگذرد.
بعدا مسلم شد که خطر کرونا عواقب تعطیلیهای اجباری در سازوکارهای اقتصادی و فعالیتهای گروهی هم دارد و بیکاری و رکود و بیپولی هم همراه خود میآورد و قطعا اثرات مخرب اجتماعی نیز بر جای میگذارد، اما تمام کاستیها و خسارتها ممکن است با برقراری تمهیداتی از سوی دولتها جبران شود، ولیکن همه میدانیم که آسیبهای فرهنگی و بهوجود آمدن خلأهای اعتقادی و باورهای ملی هرگز قابل جبران و احیای صد درصد نیست و عواقب بد آن بر سر مردم آوار میشود.
قطعا برای ما مردم ایران که مهد فرهنگ و سنتهای باستانی و نشانههای نامرئی از سیر تمدن بشری هستیم، آسیبها هم بیشتر خواهد بود و آوار سنگینتری بر دوشمان تحمیل میشود؛ زیرا گفتهاند هر که بامش بیش، برفش بیشتر!