■ نمیشود که هر مجلسی بیاید قانونی به نفع خود وضع کند
■ طرح اصلاح قانون انتخابات مجلس بر مبنای یک طیف بنا شده است
■ میدان جنگ با کار سیاسی- اقتصادی و روابط بینالملل متفاوت است
انتخابات ریاست جمهوری همواره اصلیترین رقابت انتخاباتی میان احزاب در بیشتر کشورها بوده است و این امر موجب میشود که در سال پایانی دولتها که منتهی به انتخابات است، فعالیت و رقابت احزاب با یکدیگر بیشتر و حساستر شود.
انتخابات خردادماه سال آینده کشورمان نیز از این جریان مستثنا نیست، اما برخی از مسائل پیشآمده سبب شده که رقابت میان احزاب در کشور با ادوار گذشته تفاوتهایی داشته باشد. یکی از مهمترین مسائل به انتخابات اسفندماه 98 مربوط میشود. ردصلاحیتهای دامنهدار از گزینههای حزب اصلاحطلب و تصاحب قاطعانه مجلس شورای اسلامی توسط اصولگرایان، برخی از اصلاحطلبان را برای رقابت در انتخابات سال آینده ناامید کرده است. این درحالی است که نمایندگان اصولگرای مجلس یازدهم درحال تصویب طرحی هستند که درصورت تأیید آن توسط شورای نگهبان، عملاً این طرح به حذف کاندیداهای اصلاحطلب برای انتخابات 1400 میانجامد.
در این میان پیشبینی کاندیداهای احتمالی که بتوانند تأیید صلاحیت شورای نگهبان را داشته باشند، برای انتخابات 28 خردادماه سال آینده کمی دشوار شده است، از اینرو قصد داریم که در روزهای پیشرو با احزاب در استان گفتوگو کرده و نظر آنها را درباره انتخابات و گزینههای احتمالی احزاب متبوعشان جویا شویم.
*اعتماد ملی:
پایان هفته گذشته بود که خبری مبنیبر استعفای مهدی کروبی از دبیرکلی حزب اعتماد ملی منتشر شد. مهران فرجی مسئول روابط عمومی حزب اعتماد ملی جمعه گذشته خبر داد که اکثریت اعضای شورای مرکزی به استعفای کروبی رأی نداده و پذیرفته نشد. البته کروبی در سال 95 و 97 نیز کنارهگیری کرده بود که پذیرفته نشد؛ با اینحال برخی استعفای وی را در جهت ادامه استعفای اعضای احزاب اصلاحطلب در یک سال گذشته و پس از انتخابات مجلس یازدهم قلمداد میکنند. این درحالی است که چندی پیش کمیسیون ماده 10 احزاب وزارت کشور صلاحیت مهدی کروبی برای این سمت را رد کرده برخی دیگر استعفای وی را در این راستا میدانند.
کنارهگیری کروبی دلیلی شد تا گفتوگوهای خود را با احزاب از حزب اعتماد ملی آغاز کنیم. از اینرو با مسعود حسامی دبیر حزب اعتماد ملی همدان گفتوگو کردیم که در ادامه میخوانید:
نظر شما درباره طرح قانون انتخابات ریاست جمهوری مجلس یازدهم که همچنان برخی از مواد آن توسط نمایندگان مجلس درحال بررسی است، چیست؟ آیا این طرح درصورت تصویب نهایی در مجلس و گرفتن تأیید از شورای نگهبان، به گفته برخی از کارشناسان و اعضای اصلاحطلب، موجب به حاشیه راندن و یا حذف اصلاحات خواهد شد؟
به نظر من این طرح تنها یک پایه دارد و تنها بر مبنای یک طیف خاصی بنا شده است؛ اما اینکه این طرح به قانون تبدیل میشود، به شورای نگهبان مرتبط میشود که فعلاً نمیتوان در مورد آن اظهارنظر کرد و باید منتظر تصمیم این شورا بود.
با اینحال باید گفت که شورای نگهبان باید درباره طرح مذکور تصمیم بهینهای اتخاذ کند، زیرا درصورت نگرفتن تصمیم صحیح، همانند انتخابات سال 98 شاهد مشارکت پایین مردم در انتخابات خواهیم بود. حضور نداشتن یکی از طیفهای اصلی در انتخابات، بهنفع مردم و آینده کشور نخواهد بود.
درصورت تصویب نهایی این طرح در مجلس و تأیید آن به دست شورا و به گفته خودتان به حاشیه رفتن اصلاحات و حضور نیافتن گزینههای اصلی این طیف در انتخابات، آیا کشور را به سمت تکحزبی بودن خواهد برد؟ آیا مشکلاتی که برای سیاست داخلی کشور با تکحزبی شدن در دوره پهلوی دوم پیشآمده، تکرار خواهد شد؟
محمدرضا شاه فکر میکرد که با تکحزبی کردن کشور میتواند به اهدافی که در ذهن دارد برسد که البته در این راه شکست خورد. حال در قرن بیستویکم و در عصر حاضر که بیشتر مردم کشور ما باسواد و تحصیلکرده هستند، با تکحزبی کردن کشور به کجا خواهیم رسید؟
اگر قرار باشد در هر دورهای از مجلس که به دست اکثریت از یک طیف میافتد، نمایندگان یک قانون بهنفع طیف خود وضع کرده و نمایندگان مجلس دوره پس از طیف دیگر آن را رد کنند، این مسأله کشور را به عقب خواهد برد.
پس از 40 سال که از عمر انقلاب اسلامی میگذرد مجلس یازدهم آمده این قانون را عوض کند. اگر قانون فعلی مشکلی دارد باید نمایندگان آن را اصلاح کنند، نه اینکه ساختار این قانون را دستخوش تغییر اساسی کنند.
به اعتقاد بنده این مسأله به کشور لطمه خواهد زد. همانطور که در همدان با نزدیک به 500 هزار نفر رأیدهنده، نمایندگان مردم با آرای پایینی نسبت به ادوار گذشته به مجلس راه پیدا کردند.
مگر میشود که رئیسجمهوری کشور با 25 درصد آرا انتخاب شود؛ به اعتقاد من رئیسجمهوری که با این درصد انتخاب شود کارایی لازم را نخواهد داشت.
آیا اصلاحات با این شرایط شانس پیروزی در انتخابات سال آینده را دارد؟
به اعتقاد بنده با وجود همه این فشارهایی که بر اصلاحات وارد شده است، اگر انتخابات درست انجام شود باز هم اصلاحات پیروز خواهد بود. انتخابات باید منصفانه باشد. درحالحاضر در استان همدان 15-16 حزب اصلاحطلب وجود دارد و این درحالی است که در استان تنها 7 حزب اصولگرا وجود دارد.
برنامه احزاب اصلاحات برای انتخابات سال آینده چه خواهد بود؟
بزرگان اصلاحات در ایران درحال برنامهریزی هستند که بتوانند طیف جدیدی را بهوجود بیاورند. با اینحال توافق بر سر گزینه اصلی و کاندیداهای که معرفی خواهند شد و این به نظرات و توافقات میان احزاب بستگی خواهد داشت. بهطبع هر گزینهای که مورد توافق بزرگان اصلاحات در تهران قرار بگیرید، مورد حمایت ما نیز خواهد بود.
به نظر شما احزاب اصلاحات برای توافق بر سر یک گزینه، بهتر است به سمت چه گزینهای بروند، گزینههای ائتلافی همچون علی لاریجانی، اصلاحطلبان اصیلی همچون محسن هاشمی و حسن خمینی، اقتصادانی همچون عبدالناصر همتی و یا گزینههای دیگر؟
ما باید به فکر انتخاب گزینهای باشیم که هدف و تلاشش برای رفع و رجوع مشکلات مردم کشور باشد. رئیس جمهوری که به فکر منافع حزبی خودش باشد به درد مردم نمیخورد، حال میخواهد اصلاحطلب باشد یا اصلوگرا. بهعنوان مثال همین رئیس جمهور آمریکا دونالد ترامپ را میبینیم که برای منافع خود و تکرأییهای خود آمریکا را وارد بحران کرده است. کسی که با افکار و رفتار خود کشور را وارد دوگانگی کند به درد هیچ کشوری نخواهد خورد.
رئیس جمهور باید از تمامی مسائل سر رشته داشته باشد. یک رئیس جمهور اگر تنها سیاسی باشد در مسائل اقتصادی به مشکل میخورد و بالعکس آن؛ ما باید دنبال کسی باشیم که کارکشته و کاردان باشد، بهطور مثال آقای لاریجانی چندین دوره رئیس مجلس شورای اسلامی و سایر مناصب بوده است.
گمانهزنیهایی از حضور پررنگتر نظامیها در انتخابات آینده در میان است. این درحالی است که امام خمینی(ره) بهصراحت در سخنان خود حضور رئیسجمهور نظامی را رد کردهاند. رئیس جمهور نظامی آیا از دید فرماندهی به کشور نگاه خواهد کرد و یا دید اقتصاد، سیاسی و ... ! رئیس جمهور یک کشور باید تمامی جوانب را درنظر بگیرد. اکنون در میدان جنگ نیستیم که یک نظامی روی کار بیاید و فکر کند که کشور میدان جنگ است. میدان جنگ با کار اقتصادی- سیاسی و روابط بینالملل متفاوت است.