■ چرا دولت سیزدهم به سوی تفکرات اقتصادی اصلاحطلبان حرکت خواهد کرد؟
پس از پیروزی اصولگرایان در انتخابات ریاستجمهوری 28خردادماه و از آنجایی که پارلمان نیز در دست این جریان قرار دارد، موجب شده که برخی گمانهزنیها از به خطر افتادن روابط کشورمان با جوامع بینالملل و بخصوص کشورهای غربی ایجاد شود.
دلیل عمده این گمانهزنیها مخالفتها و انتقادهای دامنهدار اصولگرایان با برجام و کارنامه نسبت ضعیف دولتهای مرتبط به این جریان در زمینه سیاست خارجی است.
احتمال به خطر افتادن عمر برجام در دولت آینده و ادامه تحریمها و قطع روابط با خارج این پیشبینی را ایجاد میکند که کشور به سمت اقتصاد بسته و در تحلیلی افراطیتر به سمت اقتصاد کمونیسم حرکت خواهد کرد.
با این حال اعتقاد داریم که دولت سیزدهم و به طور کلی اصولگرایان در سالهای آینده به سمت اصول محافظهکارها و به اصطلاحی راستها باز خواهند گشت و به تفکرات اقتصاد لیبرال حرکت میکنند.
تجربه تاریخ سیاسی در ایران
تجربه تاریخی سیاسی در کشورمان نشان داده است که برخی چهرههای سیاسی در طول حضور خود در عرصه قدرت از سمت تفکرات اصولگرایی به سمت اصلاحطلبان حرکت میکنند. میتوان گفت که در حالحاضر با حذف نام جریان اصلاحات در کشورمان، احتمالاً برخی از چهرههای اصولگرا و با نام جریان اصولگرا به سمت تفکرات جریان اصلاحات در سالهای آینده حرکت کنند.
تفاوت راست و چپ در ایران با واقعیت این جریانها
اصطلاح "راست" و "چپ" به انقلاب کبیر فرانسه بازمیگردد. زمانی که در مجلس ملی فرانسه محافظهکاران طرفدار پادشاهی در سمت راست و جمهوریخواهان و انقلابیها در سمت چپ رئیس مجلس مینشستند. البته در این میان تعدادی از نمایندگان که آنها را "میانهرو" میخواندند در وسط مجلس مینشستند. این اصطلاح پس از آن در تقسیمبندی احزاب سیاسی بهکار گرفته میشود.
"راستها" به اقتصادآزاد و رفاه عمومی اعتقاد داشته که افراد وابسته به این جریان غالباً از سرمایهداران و تجار هستند. تفکرات راستها را میتوان در محافظهکاران شاهد بود و این در حالی است که با وجود اختلافات بنیادین، رویکرد فاشیسم را جزئی از راست افراطی میدانند.
"چپها" را با سوسیالیستها و رادیکالیستها و در حالتی افراطی با آنارشیسمها و کمونیستها میشناسند. روشنفکران و کارگران صنعتی را اقشار این جریان میدانند.
با اینحال گفتنی است که با توجه به مبانی راستها و چپها، لیبرالها جزئی از دسته میانهروها محسوب میشوند، چرا که لیبرالها از لحاظ اعتقاد به اقتصاد آزاد به راستها و از لحاظ نفی پدرسالاری و تفکرات الیگارشیسم به چپها نزدیک هستند.(با وجود این در دنیای سیاست امروز تفکرات لیبرالها را نزدیک به جریان راست دانسته و حتی آن را شاخصه این جریان میدانند.)
با این حال میتوان گفت که جریانهای موجود در کشورمان را نمیتوان به صورت قطع به هرکدام از این دو جریان (راست و چپ برگرفته از مجلس ملی فرانسه) مرتبط دانست، زیرا هر کدام از این دو جریان اصلاحطلب(در کشورمان این طیف را چپ مینامند) و اصولگرا(در کشورمان این طیف را راست مینامند) در برخی زمانها تغییر موضع داده و یا در برخی مقاطع تفکری در راستا و یا در تضاد مجموع چپ و راست داشتهاند. پس از انقلاب اسلامی احزاب دو جریان راست و چپ در کشورمان نشان دادند که با کمونیست و سوسیالیست شرق(چپ) و با لیبرالیسم و دموکراتیک غربی(راست) اختلاف معنیداری دارند.
دیدگاههای تأثیرگذار راست و چپ ایران بر اقتصاد
با وجود اینکه تفاوت دیدگاههای اقتصادی همانند اختلاف میان کمونیست و لیبرالیسم در کشورمان وجود نداشته و همانطور که گفته شد با چرخش تفکر جریان اصلاحات به سمت اقتصاد راستگرا، اختلافات اقتصادی کاهش یافت، برخی از مواضع سیاسی این جریان در کشورمان در سالهای اخیر تأثیر مستقیمی بر اقتصاد کشور داشته است.
نگاه و تأکید جریان اصلاحات بر تعامل با سایر کشورهای جهان بخصوص توجه آنها به کشورهای غربی و جذب سرمایهگذاری، موجب شده این جریان بیش از اصولگرایانی که گفته میشد به اقتصاد راستگرا باور دارند، بر لیبرالیسم اقتصادی تأکید کردند. در طرف مقابل نزاعهای سیاسی و انتقاد این جریانها نسبت به عملکرد یکدیگر، موجب شد که جریان اصولگرا تعامل بر روسیه و چین را موکد بدانند. حتی این مسأله موجب شده که برخی بر این اعتقادند که اصولگرایان در چند سال گذشته به سمت تفکرات اقتصاد بسته و در افراطیترین حالت خود به سمت اقتصاد کمونیسم حرکت کند، که البته این مسأله نیاز به بررسی و تحلیل داشته که از توان این گزارش خارج است.
با این حال همانطور که گفته شد اعتقاد داریم که دولت سیزدهم و به صورت کلی اصولگرایان در سالهای آتی، حتی بیش از تفکرات جریان اصلاحات حالحاضر به سمت اقتصاد باز و حتی تفکرات اقتصاد لیبرال حرکت خواهند کرد. این در حالی است که همانطور که گفتیم در میان نزاعهای سیاسی و انتقاد از عملکرد رقیب، برخی از اصولگرایان به بزرگترین منتقدان اقتصاد لیبرالیسم تبدیل شدهاند.
البته بیان این نکته لازم است که با وجود نداشتن ارتباط و مفهوم یکسان، برجام، مراودات و تعامل با کشورهای غربی، اقتصاد لیبرالیسم و حتی پذیرش کنوانسیونهای FATF در کشورمان لازم و ملزوم یکدیگر دانسته میشود و به صورت کلی این مواضع مورد تأکید جریان اصلاحات و مورد نقد اصولگرایان بوده است. در ادامه به دلایل این مسأله میپردازیم:
احتمال احیای برجام
یکی از اصلیترین دلایل پیشبینی حرکت راستگرایان ایران به سمت تفکرات "راست" و لیبرالیسم اقتصادی، موقعیت رفع تحریمها و بازگشت آمریکا به برجام است. به صورت کلی حجتالاسلام والمسلمین حسن روحانی در سال 92 و 96 توانست بر رقبای خود با تأکید بر رفع تحریمها و جذب سرمایه مشکلات اقتصادی را رفع کند. با این حال دولت وی به علت خروج ترامپ رئیسجمهور وقت ایالات متحده از برجام، نتوانست از مزایای این معاهده استفاده کند و از اینرو مورد انتقاد شدید جریان رقیب نیز قرار گرفت. حال با کنار رفتن ترامپ و تلاشهای دولت بایدن و دولت روحانی، احتمال رفع تحریمها وجود دارد، البته هنوز زمان برگزاری دوره هفتم مذاکرات وین مشخص نشده و هر دو طرف (ایران و آمریکا) بر اهمیت اتخاذ تصمیم از سوی طرف مقابل تأکید میکنند.
روسیه سرمایهگذار بد، چین انحصارطلب
همانطور که در بالا به آن اشاره شد موافقان و مخالفان با برجام، این معاهده را بیش از هر چیز دیگر تسهیل مراودات با غرب میدانند. این در حالی است که چین و روسیه اگر بیشتر از کشورهای غربی بر پایبندی ایران و بازگشت آمریکا به برجام تأکید نمیکنند، قطعاً کمتر از آنها هم نیست. حتی در مناظرههای انتخاباتی برخی از کاندیداها با در نظر نگرفتن لزوم احیای برجام و پذیرش کنوانسیونهای کارگروه اقدام مالی بر لزوم افزایش مراودات با چین و روسیه تأکید میکرد
با این حال در صورت احیای برجام از آنجایی که چین یک قدرت اقتصادی انحصارطلب به حساب آمده و روسیه نیز سرمایهگذار قدرتمندی نیست، جذب سرمایهگذاری شرکتهای بزرگ غربی احساس نیاز میشود.
کاهش رقابتهای سیاسی به اتخاذ تصمیم بهتر اقتصادی
همانطور که در بالا نیز اشاره شده میتوان یکی از دلایل مخالفت جریان اصولگرا را با تمایل تعامل با غرب با وجود پایههای تفکر راست، تأکید جریان رقیب بر تعامل با غرب و تفکرات محافظهکارانه آنها به علت دشمنی میان کشورهای غربی بخصوص آمریکا با کشورمان بوده است. با این حال کنار رفتن جریان رقیب از موضع قدرت و همچنین در صورت کاهش تنشها میان ایران و کشورهای غربی بخصوص آمریکا، میتوان گفت که تصمیم تعامل با غرب بر پایههای اقتصادی بر مخالفت با برجام و تعامل با غرب براساس تصمیمها و نزاعهای سیاسی میتواند ارجحیت یابد.
احزاب در ایران پایه اقتصادی ندارند
همانطور که گفته شد جریانها در کشورمان یک روند مشخص و ثابتی را براساس تفکرات راست و چپ نداشتهاند. با این حال ادامه راه مرحوم آیتا... هاشمیرفسنجانی توسط دولت خاتمی و تغییر گرایش جریان اصلاحطلب از اقتصاد دولتی به اقتصاد باز، در حالی که در این دوره سیستم اقتصادی راست تقریباً در کشور تثبیت شده بود موجب شد که عملاً در کشور اختلافنظر میان جریانهای بر سر اقتصاد وجود نداشته باشد.
نامشخص بودن جریان فکری نو اصولگرایان
جریان نو اصولگرا که راه خود را از دولت قبلی اصولگرا متمایز میداند و در حالحاضر با وجود در اختیار گرفتن دولت سیزدهم قسمت قابل توجهی از مجلس یازدهم را در اختیار دارد، هنوز مبانی تفکرات اقتصادی خود را به صورت عملی نشان ندادهاند. با وجود اینکه جریان نوظهور اصولگرا از نسل جوان این جریان به وجود آمده و همواره جوانان یک جریان افراطیهای آن خوانده میشوند، بر تفکرات فراجناحی نیز تأکید میکنند. البته اظهارات این طیف و موضعگیریهای آنها در رابطه با برخی از مسائل اجتماعی و سیاسی به نسبت افراطی تلقی میشود، اما همواره مواضع مسئولین پس از رسیدن به منصب قدرت از حالت ایدئولوژیک و شعاری خارج شده و قالب رئال(واقعگرایانه) به خود میگیرد. دولت سیزدهم این فرصت را دارد که احتمالاً به این سمت هم مجاب خواهد شد که از لحاظ اقتصادی تنها بر یک نوع تفکر غالب تکیه نکند.
چرایی انطباق اقتصاد لیبرال با تعامل با غرب
همانطور که در بالا نیز به آن اشاره شد در کشورمان برخی از مواضع با وجود تفاوتها در یکسو قرار دارد. برجام، تعامل با غرب و... جزئی از تأکیدات جریان اصلاحات در سالهای گذشته بوده است. در سال 95 و پس از انعقاد برجام دولت روحانی توانست علاوه بر اینکه تورم 40 درصدی را یک رقمی کند، رشد اقتصادی کشورمان را که برای سالها منفی بود را مثبت کند. این مسأله در حالی بود که بسیاری از سرمایهگذاران در حال رایزنی و مذاکره با کشورمان بودند. این مسأله نشان میدهد که اقتصاد کشورمان در سالهای گذشته به شدت تشنه جذب سرمایهگذار شده و این مسأله به اقتصاد کشور حتی در زمینه تقویت تولید داخلی کمک خواهد کرد.
چین؛ دولتی کمونیسم، اقتصاد لیبرال
در سالهای اخیر شاهد این مسأله هستیم که روابط میان ایران و چین نسبت به گذشته بسیار نزدیکتر شده و اوج این مسأله را میتوان قرارداد 25سال میان این دو کشور دانست. اقتصاد لیبرال و قدرتمند چین میتواند در سالهای آینده و برای دولت سیزدهم هم الگو باشد و هم تعامل با این کشور اقتصاد و نوع تجارت کشورمان را به سمت تفکرات لیبرالیسم سوق دهد.