ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
 
يكشنبه - 11 مرداد 1405 - شماره 5476
 


امروز : دوشنبه ، 12 مرداد 1405

Today : Mon, August 3, 2026

ارتباط با سرویس ها - پذیرش آگهی * آدرس ما درشبکه های اجتماعی hamedanpayam@
 
کد مطلب:  107641 تاریخ انتشار:  1399-02-01 - 08:35 تعداد بازدید:  317
ارسال به دوستان
نسخه چاپی

کرونا و سیاست جهانی نظام بین‌الملل چگونه می‌شود؟

داخلی


 همانگونه که جامعه پزشکی ایران و جهان در این‌باره دچار ابهام است که ویروس کرونا تا چه بازه زمانی میهمان ناخوانده کشورهاست و چه بر سر سلامت بشر خواهد آورد، ناظران و پژوهشگران روابط بین‌الملل نیز در زمینه عوارض و عواقب آن برای سیاست جهانی با ابهام مواجه شده‌اند.
اما در حوزه اقتصاد صورت‌مسأله تااندازه‌ای روشن‌تر است؛ حجم اقتصاد ملی جهان و به‌ویژه کشورهای بیشتر آسیب‌دیده از کرونا تا حد بی‌سابقه‌ای کوچک‌تر خواهد شد، سطح تولید و مصرف جز در برخی اقلام بهداشتی کاهش جدی خواهد داشت و ورشکستگی بسیاری از صنایع و کسب‌وکارهای ریز و درشت ناگزیر است و خیل عظیمی از جمعیت بیکاران در سراسر جهان را شاهد خواهیم بود. بسیاری از کمپانی‌های بزرگ جهان نیز در شیوه تولید و توزیع خود بازنگری خواهند کرد. دولت‌ها از پس این حادثه خواهند کوشید در عرصه صنعت و اقتصاد در کنار سودآوری، اصل تاب‌آوری در شرایط بحران را نیز لحاظ کنند.
بحران کرونا یک برنده قطعی نیز دارد و آن صنعت و فناوری‌های مجازی است که مشروعیت، ضرورت، قدرت تطبیق و کارآمدی خود را گسترش و تا اندازه زیادی سبک زندگی جامعه جهانی را در عرصه‌های مختلف تحت‌تأثیر قرار خواهد داد.
اما در عرصه بین‌الملل و در پاسخ به این سؤال که نظم بین‌المللی پساکرونا چگونه خواهد بود؛ با یک معادله چند مجهولی روبه‌رو هستیم.
در شرایط بحران کرونا با 3 واقعیت موازی مواجه هستیم: دولت‌ها، ملت‌ها و احساس خودآگاهی عمومی نخبگان که جلوه‌های متفاوتی را به‌نمایش گذاشتند.
عموم دولت‌ها در برخورد با بحران کرونا ابتدا وارد یک دوره شوک عظیم شدند و به‌سرعت روش انزواجویی را پیش گرفتند و برای خروج از بحران، رویکرد رقابت، تعارض و گاهی اتهام‌زنی به دیگر کشورها را انتخاب کردند. به شکل شگفت‌انگیز و بی‌سابقه‌ای کار به راهزنی بین‌المللی ماسک و دیگر اقلام بهداشتی در فرودگاه‌ها، خطوط دریایی و میان دولت‌های بزرگ نیز انجامید. پدیدار شدن کرونا ضرورت وجود نهاد دولت منسجم، نیرومند و کارآمد را به همگان گوشزد کرد و کارت برنده‌ای در اختیار دولت‌های مقتدر و متمرکزی قرار داد که از توانمندی بیشتری در تصمیم‌گیری و کنترل بحران برخوردارند. ملت‌ها اما جز در موارد معدودی -در ابتدای بحران ناشی از شوک اولیه تصمیم دولت‌ها برای قرنطینه- راه مسالمت‌جویانه و همکاری را انتخاب کردند که از نشانه‌های آن می‌توان به احساس همبستگی مردم و بروز عواطف انسانی‌شان نسبت به یکدیگر در بالکن‌های خانه‌هایشان از خیابان‌های رم تا تهران اشاره کرد. در کشورهای مختلف دنیا، صحنه‌های شگفتی‌سازی از روحیه مددکاری و نوع‌دوستی و همچنین فداکاری کادر پزشکی و پرستاران دیده شد.
همچنین بحران کرونا سبب پدید آمدن طوفان ذهنی در میان نخبگان جهان در زمینه ضرورت وجود «حکومت جهانی»، «سازمان کارآمد بین‌المللی» یا «سازوکار مؤثر حل و فصل بحران» در عرصه جهانی شده است. این ضرورت و احساس نیاز از یک‌سو ناشی از خودآگاهی درباره این حقیقت بود که با وجود همه پیشرفت‌ها و رشد چشمگیر تکنولوژی، هنوز بشر در مواجهه با بحران‌های ناشناخته می‌تواند غافلگیر و سردرگم شود؛ از سوی دیگر این واقعیت که بحران کنونی جهانی است، اما راه‌حل‌ها ملی و سرزمینی است، بر ابهامات می‌افزاید و یک پارادایم پارادوکسیکال را پیش چشم ناظران می‌گذارد. احساس ضرورت درباره همکاری‌های بین‌المللی اذعان به این واقعیت است که اکنون چنین ساختار یا سازوکار مؤثری در عرصه جهانی وجود ندارد. ناتوانی سازمان ملل در اتخاذ هرگونه تصمیم در زمینه حل این بحران به‌دلیل اختلاف بر سر نام ویروس و تصویب نشدن پیشنهاد تعلیق تحریم‌ها در دوران بحران کرونا در شورای امنیت مهر تأیید دیگری بر این واقعیت و احساس نیاز گذاشت.
این پرسش که نظم جهانی پس‌از کرونا چگونه خواهد بود از سوی اندیشمندان روابط بین‌الملل، بسته به رویکرد نظری‌شان با پاسخ‌های متفاوتی مواجه شده است. به‌نظر می‌رسد وضعیت کنونی جهان را هریک همچون شمایل فیل در داستان مثنوی از زاویه‌ای ناهمخوان می‌بینند. این تفاوت نگاه تنها ناشی از اختلاف در نوع نگاهشان به ذات بشر و ماهیت جامعه و رویکردشان به سیاست بین‌الملل نیست، بلکه موضوع قدری پرابهام‌تر است و مختصات شرایط موجود و پارادوکسیکال بودن آن، قراین و شواهدی را در اختیار هر 2 گروه واقع‌گراها (رئالیست‌ها) و بین‌الملل‌گرایان قرار می‌دهد.
پژوهشگران معطوف به رویکرد رئالیستی استناد می‌کنند که بحران کرونا نشان داد هرچند هم بحران عالم‌گیر باشد، راه‌حل واقعی و منحصر به‌فرد همانا راه‌حل ملی است و این سربازان مرزهای حاکمیتی هستند که بی‌وقفه وارد جبهه مبارزه با دشمن می‌شوند. آنان اضافه می‌کنند تحولات چندماهه اخیر نشان داد کشورهای توانمند به یاری کشورهای ضعیف نمی‌آیند، تنها دولت‌های نهادینه‌شده و نیرومند هستند که از توان کافی برای مواجهه با بحران و کنترل سریع‌تر آن برخوردارند. این دیدگاه در نتیجه‌گیری می‌گوید که پیامد بحران کنونی شکسته شدن کمر جهانی‌سازی اقتصادی است، به‌عبارتی دیگر بر اثر بحران موجود ملی‌گرایی تقویت و جهانی‌سازی تضعیف خواهد شد و اهمیت دولت قدرتمند آن‌گونه که «ژان بدن» و پیروانش می‌پسندیدند، افزایش خواهد یافت.
اما در مقابل بین‌الملل‌گرایان، جهان را به این واقعیت فرا می‌خوانند که «دولت-ملت» و اصل حاکمیت ملی قادر به رفع مشکلات جهانی نیست. بحران‌ها قابلیت محدود شدن در مرزهای ملی را ندارند و در روزگار ما سرفه در یک سوی دنیا می‌تواند مراتب فاجعه‌باری در سوی دیگر جهان به بار بیاورد. این دسته از متفکران برای مستندسازی نظریه‌شان موارد دیگری را نیزیادآور می‌شوند که نشان‌دهنده آن است که هیچ کشوری نمی‌تواند به‌تنهایی بحران‌ها را حل کند. ترامپیسم در همین ابتدای راه با شکست مواجه شد، نئولیبرالیسم اقتصادی و تجاری نیز با پدید آوردن خطرات فاجعه‌بار برای محیط‌زیست و کره زمین، نشان داد که توان درمان دردها و حل مشکلات بشر را ندارد. سلاح‌های هسته‌ای و موشک‌های دوربرد نیز از هیچ قدرت تأثیرگذاری برخوردار نیستند و در مقابل اهریمن نامرئی به‌نام کرونا تنها هنرشان اشغال انبارها و مخازن تسلیحاتی است بی‌آنکه کاربردی در چنته داشته باشند. این دیدگاه امیدوار است که سرانجام چندجانبه‌گرایی در عرصه جهانی بر یک‌جانبه‌گرایی فائق آید، گزاره‌های همکاری و همزیستی بین‌المللی عرصه را بر ملی‌گرایی افراطی تنگ کند و درنهایت این بحران به کارآمدسازی روش‌های مردسالارانه در حکمرانی نه روی آوردن به اقتدارگرایی بیشتر بیانجامد. این گروه خوشبین هستند که بحران کرونا به‌مثابه یک هشدار جدی عمل کند تا جهان به‌دنبال پاسخ هماهنگ به مشکلات بغرنج‌تر باشد و از فجایع بزرگ‌تر جلوگیری کند.
اینکه تحولات آینده منطبق بر کدام دیدگاه پیش خواهد رفت و نظم بین‌الملل چگونه خواهد بود، با توجه به شفاف نبودن و ابهام فزاینده در زمینه ابعاد و بازه زمانی بحران، مشخص نیست. با این‌حال به برخی گزاره‌ها که قطعی‌تر به‌نظر می‌رسد این‌گونه می‌توانم اشاره کنم:
■ سخن گفتن از استقرار نظم بین‌المللی جدید زودهنگام است، زیرا این بحران با وجود مصائبی که برای بشر به بار آورده‌است، آنچنان سهمگین نیست که بر ویرانه‌های آن بنای جدیدی استوار شود. دولت‌ها با همه سختی‌ها از این بحران عبور خواهند کرد و به‌زودی رقابت میان کمپانی‌های تولیدکننده واکسن «کووید ۱۹» و برند داروهای درمانگر این بیماری آغاز خواهد شد. روندهای کنونی تداوم خواهد یافت، سازمان ملل ضعیف‌تر و خط تقابل و اتهام‌زنی میان آمریکا و تااندازه‌ای اروپا با چین تشدید خواهد شد.
■ پس‌از فروپاشی نظم تحمیلی 2 قطبی و پس‌از آن، زوال رویای آمریکایی نظم نوین جهانی و آغاز جنگ‌های متعدد و ظالمانه از سوی ائتلاف آمریکایی در خاورمیانه که صدها هزار انسان بی‌گناه را به کشتن داد و میلیون‌ها نفر را بی‌خانمان کرد و به بازی گرفتن دموکراسی و حقوق بشر برای آغاز جنگ‌ها و ریختن بمب بر سر مردمان مظلوم، سال‌هاست نظم جهانی از ریل خارج شده است و بحران کنونی تنها این وضعیت را تشدید خواهد کرد.
■ این بحران در مقایسه با وقایع مشابه در صد سال گذشته، نشان‌دهنده افزایش خودآگاهی آحاد بشر است. این مسأله عمدتا از تأثیرگزاری خارق‌العاده و سرعت شبکه‌های اطلاع‌رسانی در جهان ناشی می‌شود. بنابراین برخلاف بحران‌های گذشته، جهان همزمان با 2 واقعیت مواجه است: یکی خود بحران و دیگری نوع و سطح برداشت از آن! در اینجاست که نقش و جایگاه «رویکرد سازه انگارانه» و توجه به هویت‌ها و نشانه‌های فرهنگی در بررسی و تحلیل وضع موجود جهان و همچنین پیش‌بینی تحولات آینده بین‌المللی برجسته می‌شود.
■ به‌نظر می‌رسد بحران کرونا نحله‌های مختلف فکری در روابط بین‌الملل را تااندازه‌ای به هم نزدیک خواهد کرد. «تأثیر و قدرت حاکمیت» و «خودیاری» و خوداتکایی دولت‌ها که مدنظر واقع‌گرایان است، خواه ناخواه مورد توجه همه کشورها و دولت‌ها قرار خواهد گرفت و تجربه بحران کرونا بین‌الملل‌گرایان را نیز متقاعد خواهد کرد که برقراری یک حکومت یا سازوکار تمام‌عیار جهانی با وجود ضرورتش، انتظاری زودرس است و هنوز دولت-ملت‌ها محور اصلی سیاست جهانی هستند. اما و از سوی دیگر همگان به اتفاق‌نظر خواهند رسید که اصل ابتنای کامل کنش‌ها و رفتار دولت‌ها بر «تعارض منافع» و «رقابت و تنازع» پاسخگوی نیاز‌های ملت‌ها و وضعیت کنونی جهان به هم پیوسته نیست. در نتیجه باید منتظر نسخه جدید و به‌روزشده‌ای از «واقع‌گرایی نوین» یا شکلی از «بین‌الملل‌گرایی» عملگرایانه بود.
■ بی‌تردید در دوره پساکرونا حاکمیت‌های ملی و نقش نهاد دولت تقویت خواهد شد و اقتصاد پایه و سرمایه‌گذاری در عرصه بهداشت و درمان محل توجه خواهد بود. در عرصه بین‌المللی نیز با وجود شکست در روندهای جهانی شدن، کشورها به‌دنبال یافتن سازوکاری جهانی برای مقابله با بحران و تهدیدات مشترک خواهند بود. چندجانبه‌گرایی نیز در سیاست جهانی تقویت و کشورها از جهانی شدن آمریکامحور فاصله بیشتری خواهند گرفت. به‌دنبال این بحران و با آسیب جدی که اعتبار و اقتصاد آمریکا و اروپا خواهد دید و همچنین با ناتوانی اتحادیه اروپا در یاری رساندن به اعضایش، تصویر شرق در چشم جهانیان پررنگ‌تر و نقش آن برجسته‌تر خواهد شد. در این شرایط کشورهایی مانند چین، روسیه، هند و همچنین ایران امکان فعالیت بیشتری خواهند یافت.
■ برخی صاحب‌نظران شناخته‌شده حوزه روابط‌ بین‌الملل در هفته‌های اخیر در زمینه بحران کرونا و نظام بین‌الملل اظهارات و مواضع مفید و جالب توجهی داشته‌اند که در رسانه‌های داخلی نیز بازتاب یافتند. در این میان اما مقاله هنری کسینجر سیاستمدار شناخته شده و واقع‌گرای آمریکایی بیشتر از سایر مقاله‌ها و اظهارنظرها دارای اهمیت است. مواضع اخیر وی را باید عکس‌العملی نسبت به واقعیت از دست رفتن بیشتر اعتبار آمریکا نه‌تنها در سطح رهبری جهان، بلکه در مدیریت یک بحران به‌عنوان دولت ملی تلقی کرد. او در عین‌حال توصیه‌هایی برای جلوگیری از افول بیشتر آمریکا ارائه کرد.
■ بازنده اصلی این بحران، اقتصاد در زمینه‌هایی چون انرژی، صنعت حمل‌ونقل هوایی و گردشگری است و برنده آن نیز فناوری مجازی و حوزه‌های مختلف صنعت سایبری است. در عین‌حال می‌توان امیدوار بود که ترکیب این 2 حوزه(اقتصاد و فضای سایبری) و همچنین تثبیت برخی عادت‌های دوره بحران کرونا و گرایش به سبک جدید زندگی و ظهور الگوهای جدید مصرف به پدیدآمدن عرصه‌های جدید فعالیت اقتصادی، شکل‌گیری جریانی از کنش‌های جدید و ابتکارات در عرصه تولید، توزیع و مصرف و در نتیجه به بروز موجی از رونق اقتصادی در کشورهای جهان پس‌از کرونا بیانجامد. به‌صورت طبیعی سهم هر یک از کشورها بسته به ظرفیت و استعداد آنها خواهد بود.
■ ایران از جمله نخستین کشورهایی بود که با پدیده کرونا روبه‌رو شد و با وجود مشکلات و آسیب‌های پدیدآمده از این همه‌گیری تلاش کرد در کنار کنترل بحران و مدیریت آن، صدای خود را در اعتراض به تحریم‌های ناعادلانه، غیراخلاقی و غیرانسانی به گوش جهانیان و محافل بین‌المللی برساند. سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر رویکرد همکاری‌های منطقه‌ای، در همین ماه‌های اخیر کوشیده است در حل‌وفصل مناقشات منطقه‌ای و عبور برخی کشورهای همسایه از مناقشات داخلی نقش مؤثری ایفا کند. با فروکش کردن نسبی این بحران، دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران با تأکید بر رویکرد همیشگی خویش در زمینه چندجانبه‌گرایی می‌تواند از ظرفیت‌های خود برای شکل‌گیری یک همکاری بین‌المللی، ایجاد ائتلافی در نفی یکجانبه‌گرایی و توسعه همکاری‌ها در حوزه اوراسیا و منطقه غرب آسیا بهره گیرد.

*مهدی سنایی

 دانشیار روابط بین‌الملل دانشگاه تهران
سفیرسابق ایران در روسیه و نماینده اسبق نهاوند در مجلس نهم


بازگشت
نظرات بینندگان :
نظر شما :
   
نام*
ایمیل* ایمیل محفوظ می باشد
نظر*
کد امنیتی*
کد امنیتی

 
پاکی آوردی ای امید سپید
یلدا شب هندوانه و فال و غزل
حال و هوای صحاف خانه همدان در آستانه بازگشایی مدارس
 
 
گزارش گزارش ویژه یادداشت تحلیل سرمقاله دانلود
صفحه نخست آخرین اخبار درباره ما ارتباط با ما  پیوندها  
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.

 
روزنامه همدان پیام ( اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي، ورزشی )
صاحب امتياز و مدير مسئول: نصرت ا... طاقتي احسن  -  سردبير: يدا... طاقتي احسن
نشاني: همدان، خيابان شريعتي، ابتداي خيابان مهديه، ساختمان پيام
تلفن: 8264433 (0811)  -  فکس: 8285048 (0811)  -  سازمان نیازمندی: 8264400 (0811)  - ايميل: info@hamedanpayam.com