در کارگاه سرامیکشدهای در قلب سنت و نوآوری، با مردی گفتوگو میکنیم که عشق به برادرش، او را از دنیای دکوراسیون به عرصه ظریف و پررمزوراز سازسازی کشاند.
بهروز کلهر، با حدود ۲۵ سال تجربه، امروز نه تنها بهخاطر دریافت نشان ملی اصالت برای تارهایش شناخته میشود، بلکه به دلیل جسارت در ایجاد تغییراتی بحثبرانگیز در مواد اولیه و طراحی ساز نیز نامش بر سر زبانهاست. او که خود قربانی غبار سمی چوب توت شده، هشدارهای جدی درباره سلامتی سازندگان میدهد و معتقد است هنر-صنعتسازی در آستانه یک تغییر نسل و رویکرد است. در این مصاحبه از دلایل مهاجرتش به این حرفه، نوآوریهای جنجالیاش، و نگرانی از صنعتی شدن و کمرنگ شدن عشق در این هنر اصیل میگوید.
خودتان را برای مخاطبان ما معرفی بفرمایید و بگویید چطور وارد حرفه سازسازی شدید؟
من بهروز کلهر هستم، حدود ۲۵ سال است که به صورت حرفهای مشغول سازسازی هستم. نقطه آغازم کمک به برادرم به صورت آماتور بود. علاقه اصلی او به این هنر بود و نزد استاد بزرگی مثل ایرج کلهر شاگردی کرد. خودم در ابتدا در حرفه دکوراسیون فعال بودم و سازسازی کمککاری من بود تا اینکه پیشنهاد شد با توجه به تسلطی که پیدا کردهبودم، کار را مستقل ادامه دهم. از آن زمان به طور جدی وارد این کار شدم و به طور عمیق عاشق آن هستم. در واقع، این مسیر را مدیون برادرم هستم.
شنیدهایم که شما نشان اصالت برای سازهایتان دریافت کردهاید. ممکن است در این باره و همچنین درباره دیگر فعالیتهایتان مثل ساخت گیتار توضیح دهید؟
بله، امسال برای تارهایم موفق به دریافت نشان ملی اصالت شدم. پیش از این نیز یک بار این نشان را دریافت کرده بودم که متأسفانه آن دوره چندان دیده نشد. در زمینه گیتار هم کار کردهام و نمونههای قابل قبولی ساختهام، اما به دلیل نبود تمرکز و نیاز به سرمایه بالا برای راهاندازی خط تولید، آن را به صورت محدود و شخصی پیگیری میکنم.
در مورد تاریخچه و اصالت ساز تار و همچنین قطبهای سازسازی در ایران چه نظری دارید؟
با مطالعهای که داشتهام، تار حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ سال قدمت دارد و تحولاتی از شکل آذری اولیه به تار امروزی داشته است. امروز شهر ملایر به یک قطب مهم سازسازی تبدیل شده که دلیل اصلی آن دسترسی به مواد اولیه مرغوب، بخصوص چوبهای باکیفیت منطقه است که تأثیر مستقیمی بر کیفیت صدا دارد. البته یک نکته نگرانکننده، گرایش بیش از حد به سمت صنعتی شدن و کمرنگ شدن روحیه هنری و عشق در این کار است. به جرأت میتوانم بگویم امروز شاید کمتر از ۱۰ سازنده اصیل که با عشق کار میکنند باقی مانده باشد.
کار با چوبهایی مثل توت که برای ساز استفاده میشود، درظاهر خطرات خاص خود را دارد؟
دقیقاً. چوب توت با وجود زیبایی، بسیار خطرناک است. من خودم به دلیل سالها کار با این چوب، دچار مشکلات ریوی شدهام. این چوب هنگام برش شیرهای تولید میکند که حاوی آرسنیک است و برای ریه سمی است. متأسفانه بسیاری از کارگاهها استانداردهای ایمنی مثل تهویه مناسب را رعایت نمیکنند. من کارگاهم را کاملاً سرامیک کردهام تا قابل شستشو باشد و غبار چوب کمتر در فضا بماند. توصیه جدیام به همه همکاران، توجه جدی به سلامت خود است.
نشان اصالت شما به دلیل چه نوآوریهایی اعطا شد؟
تغییر در مواد اولیه و طراحی، محور کار من بود. به طور مثال، در سازهای اروپایی معمولاً از چوب افرا برای دسته استفاده میشود، اما من پس از تحقیق، به استفاده از چوب سنجد رسیدم که سبکتر و انعطافپذیرتر است. مهمتر اینکه کاسه تار را به جای چوب توت، از چوب گردو ساختم. با انجام محاسبات مهندسی چوب، نه تنها کیفیت صدا افت نکرد، بلکه بهبود هم یافت. چوب گردو در دسترستر، باکیفیتتر، زیباتر و از نظر سلامتی نیز کمخطرتر است.
تغییرات دیگری هم در طراحی ساز داشتهاید؟
بله یکی از تغییرات مهم، ابعاد دسته ساز است. پس از آزمونوخطاهای بسیار، به الگویی رسیدم که طول دسته را به ۴۵ سانتیمتر و طول کل ساز را به ۷۰ سانتیمتر میرساند. این طراحی، پردهگیری را بهویژه برای نوازندگان با دستان و انگشتان کوچکتر بسیار راحتتر کرده است. این تغییرات توسط استادان بزرگی مانند استاد زرینی نیز آزمایش و تأیید شده است.
با توجه به این نوآوریها، واکنش جامعه موسیقی و سازندگان سنتی چگونه بوده است؟
امیدوارم این تغییرات مورد پذیرش قرار بگیرد. اما باید بگویم اهالی موسیقی معمولاً بسیار محافظهکار و سختگیر هستند. آنها هر تغییری در ساز را به راحتی نمیپذیرند و گاهی حتی با جبههگیری میگویند که "اصالت ساز را از بین بردهای". دلیلش هم این است که بسیاری از آنها خود درگیر فرآیند ساخت ساز و آهنگسازی هستند و دوست دارند ابتدا صدای ساز را امتحان کنند. خوشبختانه نمونههای من توسط برخی از همین استادان پسندیده شده است.
پیشینه شما در دکوراسیون و نجاری چطور به کار سازسازی شما کمک کرده است؟
دکوراسیون شغل خانوادگی و حرفهای خلاقانه بود. به نظرم سازسازی هم تلفیقی از هنر و صنعت است و نیازمند خلاقیت، طراحی و دقت اجراست. من سعی کردم آن حس زیباییشناسی و دقت در طراحی و اجرا را از دنیای دکوراسیون به سازسازی منتقل کنم. از این بابت راضی هستم، هرچند ممکن است از نظر اقتصادی، انتخاب تمرکز بر سازسازی انتخاب سادهای نبوده باشد.
گاهی میشنویم که برخی، سازندگان را با عنوان "نجار" خطاب میکنند، انگار که این یک نقطه ضعف است. نظر شما چیست؟
متأسفانه گاهی برای تخریب، از چنین اصطلاحاتی استفاده میشود. اما واقعیت این است که سازنده ساز، حتماً باید هنر نجاری را بلد باشد. مگر میشود با چوب کار کنی و نجاری ندانی؟ حتی بزرگترین استادان ما مانند استاد قنبری که از بزرگان سازسازی ایران و جهان است. نیز نجار بودند. این تفکر که سازسازی صرفاً یک کار صنعتی-تکراری است، کاملاً اشتباه است. این کار، یک هنر-صنعت ظریف و دانشبنیان است.