ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
 
دوشنبه - 26 مرداد 1405 - شماره 5486
 


امروز : سه شنبه ، 27 مرداد 1405

Today : Mon, August 17, 2026

ارتباط با سرویس ها - پذیرش آگهی * آدرس ما درشبکه های اجتماعی hamedanpayam@
 
کد مطلب:  120268 تاریخ انتشار:  1400-08-05 - 10:28 تعداد بازدید:  376
ارسال به دوستان
نسخه چاپی

شیب آخر
دوباره برگشتیم

نویسنده : ابوعطا

طنز

دوران خدمت سربازی یک هم‌خدمتی داشتیم به نام «مصیب» با قدی مثل چنار و پاهایی به بزرگی کشتی تایتانیک و لهجه‌ای عجیب که هیچ‌وقت نفهمیدیم متعلق به کدام منطقه است،
 یکی از تفریحات «مصیب» مشت زدن به تیرهای چراغ‌برق در حین راه رفتن و ترکاندن لامپ‌ها با یک ضربه به پایه تیر بود و گاهی اگر لامپ موردنظر با یک ضربه خاموش نمی‌شد چهره مصیب غمگین می‌شد و زیر لب غرولندی می‌کرد و ناسزایی نثار زمین و زمان می‌کرد و جمله‌ای می‌گفت قریب به این مضمون: «از آسمُن اینجا گند می‌باره، فقط آسمُن دشت نور می‌باره»، بگذریم که یک روز در اردو، مصیب را دیدیم که چیزی را به دست گرفته و به سمتی روان است و وقتی پرسیدیم کجا؟ گفت: «مصیب می‌ره به دشت» ما هم مشغول کار جابه‌جایی مهمات و برپا کردن چادر شدیم، ساعتی بعد وقتی دور آتش چای می‌خوردیم در گرگ‌ومیش غروب، مصیب را بر فراز تپه‌ای نگاه می‌کردیم که با قدرت چیزی را بر زمین می‌کوبد اندکی بعد دوباره او را دیدیم که با شدت بر سر همان چیزی که معلوم نبود چیست سنگ می‌کوبد و با عصبانیت جملاتی راجع به گند باریدن و آسمان را با خود زمزمه می‌کند، نفهمیدیم چه خبر است تا زمانی که مصیب از دور به آتش و خیمه ما نزدیک شد و با خونسردی آن چیز را انداخت درون آتشی که جلوی ما بود و ما تنها وقتی فهمیدیم قضیه چیست که گلوله منور در آتش منفجر و تمام دشت روشن شد و با موهایی کز خورده و صورت‌های سیاه مصیب را دیدیم که برای اولین‌بار لبخند زد و گفت: «از آسمُن اینجا نور می‌باره».
الغرض می‌بینم که گویا دوباره «از آسمون نور می‌باره» و همه خوشحال و خندان با خیال تمام شدن کرونا مشغول گشت‌وگذار و رفت‌وآمد شده‌اند، خدا را شکر، بر خرمگس معرکه لعنت، ما که بخیل نیستیم همان‌گونه که می‌بینید ما هم از کرونای آلفا، بتا، تتا، دلتا، دلتاپلاس، لامبادا، مدونا، مایکل اینا و همین‌طور انواع واکسن وارداتی و مشارکتی و داروهای انبار شده و همبرگرهای ویژه دست‌ساز و سیاست‌های مسئولان خدوم اول دولت و ایضاً برنج کیلویی 50 هزار تومان جان به دربرده‌ایم و گوش شیطان کر، سُر و مُر و گنده خدمت شما هستیم.
در همین راستا جا دارد از صمیم قلب به شما بازماندگان جان‌سخت عصر کرونا هم تبریک بگوییم که از این همه بلایای طبیعی و غیرطبیعی جان به دربرده‌اید، بابا دَم‌تون گرم، به‌افتخار خودتان یک اسفند دود کنید.
انگار همین دیروز بود که به سبب انبوه غم و غصه‌ها کرکره ستون طنز را پایین کشیدیم و رفتیم، 2 سال مثل برق و باد گذشت، حالا تعریف کنید، شما چطورین، ابوی محترم چه می‌کنند؟ همگی خوب و خوش و سلامت هستید؟ اصغر جان تو کجا بودی داداش، می‌بینم که کرونا بهت ساخته و کلی مایه‌تیله جمع کردی، ناقلا الکل زیر پله‌ای تولید می‌کردی یا رمدسیویر چند میلیونی به مردم فروختی؟ به ما چه اصلاً، محمدجواد جان تو کجایی اخوی؟ معلوم نشد کی اون مصاحبه فوق محرمانه رو لو داد؟ خیر نبینند که با سرنوشت جوان مردم این‌طوری بازی می‌کنند، محمود تو کجا بودی؟ کی رفتی دبی زبل؟ شیطون چه عکس‌های باحالی گرفتی، این طره موی بور چیه گوشه عکس نزدیک شونه‌هات، یه وقت حاج خانوم ناراحت نشه؟! مواظب باش داداش یه وقت با والده کسی سلام و احوالپرسی صمیمانه نکنی دردسر درست می‌شه.
حالا به نظر شما چطور به وضعیت قبل برگردیم، دیگه به دورکاری و تعطیلی‌های پیاپی عادت کردیم، از صبح تا عصر تو این گروه‌های مجازی از بی‌معنایی دنیا و لزوم لذت بردن از هر لحظه زندگی می‌گفتیم و تا کسی مخالفت می‌کرد 6 تا مثال از فلان پولداری که ریق رحمت را سرکشید رو می‌کردیم که دهان منتقدان «یله شدن روی مبل» را ببندیم، عادت کرده بودیم هر روز سرگرمی‌های لاکچری ملت در قرنطینه ویلای کُردان و رامسر و کیش را تماشا کنیم و همین که نفسمان بالا می‌آید و گرفتار لوله‌های تنفسی نشده‌ایم خدا را شکر کنیم الان بدون کرونا دیگه با چی خودمان را تسکین بدهیم.
والا اگر من هم به جای نمایندگان مجلس بودم و این همه آدم‌های سرخوش و پولدار را در اینستاگرام می‌دیدم حتماً یک طرحی چیزی تصویب می‌کردم که حداقل سهم دولت از این‌همه پول پرداخت شود، الکی نیست که میلیون‌ها نفر دارند انواع امکانات لاکچری را به نمایش می‌گذارند و هزینه تبلیغات چندثانیه‌ای آن رقم‌های میلیاردی است آن‌وقت دولت همین‌طور بنشیند و نگاه کند؟ فقط ما نفهمیدیم این آدم‌های ضعیف و بدهکار و گرفتاری که در صف مرغ دولتی و تاکسی و اتوبوس خط واحد می‌بینیم از کجا می‌آیند چون اگر چرخی در اینستاگرام بزنید از ثروت و مکنت میلیون‌ها ایرانی سرخوش و لپ گل‌انداخته ترگل و ورگل سرگیجه می‌گیرید و احساس می‌کنید شما تنها آدم بدهکار و پر قرض‌وقوله در این سرزمین پهناور هستید و بقیه لاینقطع از بام تا شام مشغول عشق‌وحال و لذت بردن از تفریحات لاکچری و عشق‌های آتشین خود هستند، نه کسی دادگاه خانواده می‌رود نه کودک طلاقی وجود دارد نه هیچ‌کس اهل اعتیاد است خدای‌ناکرده، همه ورزشکار و قبراق، همه ایام به کام و کامروا.
با این اوصاف شاید بد نباشد مسئولان برای استمرار وضع موجود و پیک‌های بعدی تدبیری بیندیشند، دولت راضی ملت هم راضی، تعطیلی و مسافرت و دورهمی و دورکاری، نبود مسئولان و ادارات هم که خللی در امور ایجاد نکرده فقط باید فکری به حال مادران محترم شود که مجبورند تمرین‌ها و مشق‌های از راه دور فرزندان خود را انجام دهند، غیر از این خدا را شکر مشکلی نیست و «از آسمُن نور می‌باره.»


بازگشت
نظرات بینندگان :
نظر شما :
   
نام*
ایمیل* ایمیل محفوظ می باشد
نظر*
کد امنیتی*
کد امنیتی

 
پاکی آوردی ای امید سپید
یلدا شب هندوانه و فال و غزل
حال و هوای صحاف خانه همدان در آستانه بازگشایی مدارس
 
 
گزارش گزارش ویژه یادداشت تحلیل سرمقاله دانلود
صفحه نخست آخرین اخبار درباره ما ارتباط با ما  پیوندها  
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.

 
روزنامه همدان پیام ( اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي، ورزشی )
صاحب امتياز و مدير مسئول: نصرت ا... طاقتي احسن  -  سردبير: يدا... طاقتي احسن
نشاني: همدان، خيابان شريعتي، ابتداي خيابان مهديه، ساختمان پيام
تلفن: 8264433 (0811)  -  فکس: 8285048 (0811)  -  سازمان نیازمندی: 8264400 (0811)  - ايميل: info@hamedanpayam.com