یک کاندیدا از حوزه انتخابیه بهار و کبودراهنگ و 3 کاندیدا از حوزه انتخابیه همدان و فامنین در سومین نشست کارشناسی به مسائل و چالشهای مهمی چون کلانشهر شدن همدان، الحاق روستاها به شهر، دلیل کاندیدا شدن، ایراد نمایندگان پیشین و... پرداختند.
توجه ویژه به درمان و مریضداری بهجای توجه به بهداشت، نکتهای بود که کاندیدای بهار و کبودراهنگ به آن اشاره کرد و تأکیدش این بود که در حالحاضر وزارت بهداشت به نفعش است که درمان کند. بنابراین توجه خاصی به بهداشت ندارد.
از برآیند صحبت کاندیداهای همدان و فامنین نیز این برمیآید که کلانشهر شدن پیشاز اینکه برای استان آوردهای داشته باشد، بار منفی برای شهر همدان داشته است.
استفاده نادرست از منابع کشور، شیوه غیرکارشناسی بودجهنویسی، توجه نکردن به تولید، معادن، صادرات و اشتغال نیز از جمله انتقادهایی بود که این کاندیداها مطرح کردند.
در ادامه پاسخ 4 کاندیدا را به پاسخهای چالشی و مردمی 3 کارشناس میخوانید اما با توجه به جوّ حاکم بر این نشست در برخی موارد یا کارشناسان نیاز ندیدند که همه کاندیداها پاسخ همه سؤالها را بدهند و یا بهدلیل فرصت کم و حجم بالای سؤال و جواب فرصت پاسخگویی به همه کاندیداها نرسید.
جواد وطنیشعاع
حوزه انتخابیه: بهار و کبودراهنگ
متولد: 1362
محل تولد: بهار
تعداد فرزند: ندارد
تحصیلات: دکتری تخصصی بهداشت از
دانشگاه علوم پزشکی تهران
آخرین سازمان محل کار: استاد دانشگاه علوم پزشکی
بهرام هاشمی
حوزه انتخابیه: همدان و فامنین
متولد: 1355
محل تولد: گراچقا
تعداد فرزند: 2 پسر
تحصیلات: دانشجوی دکتری مهندسی صنایع
آخرین سازمان محل کار: شرکت شهرکهای صنعتی همدان
گرایش سیاسی: جوانان انقلابی
هدف از کاندیداتوری: اصلاح وضع موجود، مشتاق به دولت کریمه
کمک به تولید و اقتصاد مقاومتی
جمشید قاسمی
حوزه انتخابیه: همدان و فامنین
متولد: 1353
محل تولد: صالحآباد
تعداد فرزند: یک دختر
تحصیلات: کارشناسی ارشد علوم تربیتی
آخرین سازمان محل کار: دانشگاه شهید مفتح
کاندیدای 2 دوره از مجلس و 2 دوره شورای شهر همدان
گرایش سیاسی: گفتمان امام و انقلاب
هدف از کاندیداتوری: قدم گذاشتن در گام دوم انقلاب، حضور جوانان در حوزه قانونگذاری و احیای روحیه جهادی
حداقل پیشبینی برای هزینه تبلیغاتی 10 میلیون تومان حداکثر 30 میلیون تومان
روحا... نباتی
حوزه انتخابیه: همدان و فامنین
متولد: 1361
محل تولد: بهار
تعداد فرزند: 3 دختر و 2 پسر
تحصیلات: دانشجوی دکتری مهندسی کامپیوتر دانشگاه آزاد سنندج
آخرین سازمان محل کار: سازمان بازرسی
گرایش سیاسی: جوانان انقلابی
هدف از کاندیداتوری: تغییر در قانونگذاری و اصلاح ساختارها
حداقل و حداکثر بودجه پیشبینی شده برای تبلیغات: 10 میلیون تومان
محقق: چرا کاندیدا شدید؟
اگر رأی بیاورید میخواهید عضو کدام کمیسیون شوید؟
نباتی: آمدهام تا سالم کار کنم و کسی را پله نکنم. با کمترین هزینه و بدون مسائلی که خودتان میدانید انشاءا... نتیجه بگیرم. در انتخابات اگر نتیجه بگیرم یا نگیرم در هر صورت بُرد با من است چون سلامت کار کردهام.
اگر رأی بیاورم در موضوع شفافیت، فعالیت زیادی خواهم کرد، اما چون ارتباطات علاقه شخصیام است، شاید کمیسیون ارتباطات را انتخاب کنم.
هاشمی: من معتقدم اگر کسی آمده و تعهد داده اما میبیند کاری را از پیش نمیبرد، باید کنار بکشد. من آمدهام که به مقام معظم رهبری لبیک بگویم و 2 مورد را پیگیری کنم؛ یکی اجرای گام دوم و دیگری اقتصاد مقاومتی.
یک نماینده باید بهجای اینکه ملی کار کند، کمی هم استانی کار کند. مثلاً کرمانشاه 3 پتروشیمی فعال دارد اما هنوز در تکمیل پتروشیمی همدان ماندهایم و نصفهکاره آن را رها کردهایم و به حوزه صنعت و معدن استان بها ندادهایم. ما باید اینها را جدی پیگیری کنیم.
■ قاسمی: بهنظرم باید گفتمانسازی جدیدی برای 40 سال دوم انقلاب باشیم. جای مدیریتهای کهنه و پیر را به جوانان باسواد و انقلابی بدهیم. یک نماینده باید در عینحال که پیگیریها و بررسیهای ملی، استانی و شهرستانی دارد، روحیه مطالبهگری را هم در مجلس تقویت کند.
وطنیشعاع: من چون 25 سال سابقه تدریس دارم، اگر به مجلس بروم کمیسیون آموزش را انتخاب میکنم.
هدف من کار کردن در حوزه کارآفرینی و اقتصاد است. در این رابطه کتاب هم نوشتهام. موضوع پایاننامه دکتری هم اقتصاد مهندسی است. من اگر بخواهم منطقهای کار کنم، وارد کمیسیون اقتصادی میشوم اما اگر بخواهم ملی کار کنم، کمیسیون بهداشت و درمان را انتخاب میکنم.
در این دوره دنبال اخذ رأی نیستم، فقط میخواهم شناخته شوم و برای مردم آگاهسازی کنم. مردم هم باید سوابق را خیلی دقیق بررسی کنند؛ چون منتخب آنها میخواهد وارد مجلس شود و با 290 نماینده دیگر وارد گفتوگو و جدل شود پس باید توانایی بالایی داشته باشند.
مردم باید از کاندیداها بپرسند هزینه تبلیغاتیشان چقدر است، از کجا تأمین میکنند و با چه هدفی این پولها را خرج میکنند؛ چون حقوق یک نماینده مجلس برای یک دوره حدود 500 میلیون تومان است اما چرا یک کاندیدا 2 میلیارد تومان فقط هزینه تبلیغاتی یک دوره میکند؟ این نشان میدهد که چنین فردی نیامده که برای مردم کار کند. مردم باید بپرسند آیا حاضری هر سال گزارش مالی خود را به ما بدهی؟ وظیفه یک نماینده ریختن آسفالت در خیابان و جادهها نیست.
مردم اینها را دیدهاند وقتی کاندیدایی میبینند از او میپرسند تو آمدهای که چقدر بخوری؟
سروش: نقاط ضعف نمایندگان پیشین چیست که موجب شده تا شما برای کاندیداتوری اقدام کنید؟
قاسمی: بیتعارف بگویم فساد چشمگیری در لابیگری و کارچاقکنی مجلس اتفاق افتاده که به اثبات هم رسید. همین رد صلاحیتهای اخیر که رخ داد، اعلام کردند که سیاسی نبوده و بلکه بهخاطر فساد مالی بوده است.
یکی دیگر از ضعفهای نمایندگان پیشین این است که در دورهای همدان 6 ماه برای استاندار بلاتکلیف بود؛ چون نمایندگان استان نمیتوانستند به اجماع برسند که در آخر از شهر دیگری آوردند.
وطنیشعاع: همیشه وزیران بهداشت پزشک بودهاند. هیچگاه پرستار، فیزیوتراپ یا بهداشت و... نبودهاند. با این شرایط وزارت بهداشت به نفعش است که مریض داشته باشد و درمان کند به همین دلیل بهداشت را حذف کرده است.
دزفولیان: نظرتان درباره برنامههای دولت در اقتصاد و بودجهنویسی چیست؟
نباتی: روش بودجهنویسی فعلی کاملاً سنتی است. لایحهای که نوشته میشود، کاملاً غیرصرفهجویانه است. این بودجهها عملکردی نیستند. در لوایح سال بعد منابع خیلی خوب دیده نشدهاند. در این لایحه دولت به فروش سرمایهای روی آورده در صورتیکه راههای بهتری برای تأمین بودجه نیز وجود داشت. توجه به کمدرآمدها هدفمند نیست. در این زمینه بودجه باید هدفمند و به سمت محرومان و اقتصاد مقاومتی برود.
هاشمی: تخصیص بودجهها واگرایی دارد. عملکرد شرکتها بررسی نمیشود حتی عملکرد مالی شرکتهای انقلابی هم باید بررسی شود. نوع تخصیص بودجه به مقتضیات زمان باید تغییر کند. در پروژههایی که تعریف میشود عدالتمحوری دیده نمیشود.
قاسمی: در تخصیص بودجهها نخستین موضوعی که باید مدنظر قرار بگیرد «اقتصاد مقاومتی» است که طبق تأکیدات مقام معظم رهبری باید بهصورت جدی به آن پرداخته شود.
بهصورت داوطلبانه باید اقتصاد نفتی را کنار بگذاریم. از سال 72 که این بحث مطرح شده، اگر تاکنون هر سال فقط 2 درصد از استفاده از درآمدهای نفتی را در بودجه کاهش میدادیم، اکنون اقتصاد کشور، اقتصادی پایدار بود.
عدالت اجتماعی باید بهطور جدی درنظر گرفته شود. قرار نیست که ایران را به ژاپن اسلامی تبدیل کنیم.
توجه به تولید داخل یکی دیگر از مواردی است که باید آن را برای بودجهبندی در نظر بگیریم.
وطنیشعاع: بودجهنویسی در کشور ما نه بهشیوه شرقی است نه غربی و نه جمهوری. در این روش بهداشت کم شده، کارآفرینی دیده نشده و هدف از بودجهنویسی مشخص نیست؛ چون کارشناسی نوشته نمیشود. حدود 7 سال است که اقتصاد کشور در جا میزند. من که استاد دانشگاه هستم درآمدم کفاف زندگیام را نمیدهد حالا بماند که قرارداد یک کارگر اصلاً مشخص نیست که چگونه است.
سروش:آموزش پزشکی به اعضا و آموزش عالی در این رشته به ابتذال رسیده، نظر شما در این رابطه چیست؟
قاسمی: در کمیسیون آموزش نخستین موضوعی که باید بررسی شود، بها دادن به منابع انسانی است. میبینیم که در بسیاری مواقع به انسانها به عنوان پیچ و مهره نگاه میشود، در صورتی که نیروی انسانی اصل توسعه است.
نخستین نگاهم در کمیسیون آموزش این خواهد بود که شأن معلمان را حفظ کنم. برای اشتغال جوانان هم برنامه دارم. همه ما باید یک ایثارگری برای اشتغال جوانان انجام بدهیم. من پیشنهاد دارم که مدت خدمت کارمندان دولتی از 30 سال به 27 سال کاهش بیابد تا جوانان بیشتری در بدنه دولت بهکار گرفته شوند. با بررسیهایی که انجام دادهام این طرح قابلیت اجرا دارد.
دزفولیان: نظرتان درباره حجیم و کُند بودن بدنه دولت و افزایش حقوق کارکنان چیست؟
نباتی: استخدام در بدنه دولتی از زمان رضاخان آغاز شد و در حالحاضر هم شیوهای برای استخدامها پیاده میشود که در هیچ جای دنیا مرسوم نیست.
کارمندان مینشینند پشت میز و حقوق میگیرند. شیوه اداری طوری اجرا میشود که دولت را چاق و تنبل کرده است.
در کشورهای خارجی دولت فقط تصدیگری و قانونگذاری میکند و امور در دست بخش خصوصی است. اگر در ایران هم اینطور باشد، اشتغالزایی ایجاد میشود و کارها سریعتر انجام میشوند. تا سیستم اداری متحول نشود، هیچ پیشرفتی در کشور صورت نمیگیرد.
هاشمی: باید کمک کنیم که دولت کوچک شود و پروژهها به بخش خصوصی واگذار شوند.
دزفولیان: نظر شما درباره استخدامهای فلهای چیست؟
هاشمی: صد درصد. من نظرم این است که دوره خدمت را 25 ساله کنیم که زمینه اشتغال جوانان را مهیا کنیم. البته من برای این طرح، راهکارهایی دارم که چگونه از بهوجود آمدن مشکلاتی که در برابر 25 ساله کردن خدمات دولتیها پیش میآید، جلوگیری کنیم.
قاسمی: موافق استخدام فلهای نیستم. آسیبش 10 برابر سودش برای اشتغال است. بهنظرم مطالعه روی استخدامها انجام نمیشود.
سروش: اگر وارد مجلس شوید، حاضر هستید که رئیسجمهور را با سؤالهای جدی به چالش بکشید و او را استیضاح کنید؟
نباتی: سال بعد آخرین سال این دوره از ریاستجمهوری است و استیضاح فایدهای ندارد.
هاشمی: استیضاح چیز بدی نیست.
قاسمی: در مواقع لزوم با استیضاح هم موافق هستم. حتی اگر فقط یک روز به پایان ریاستجمهوری باقی مانده باشد، منتها باید سازوکارهای امنیتی و بینالمللی را هم درنظر بگیریم.
سروش: روی کلانشهر بودن همدان و ادغام روستاها به شهر صحبت زیاد میشود، نظر شما چیست؟
نباتی: باید ببینیم اصلاً کلانشهر شدن برای همدان منافعی دارد یا فقط یک اسم است. همدان شهری کوچک است که صنعتی هم نیست.
درباره ادغام روستاها به شهر هم باید بگویم که روستاییان ملحق شده به شهر از این موضوع ناراضی هستند.
حرفشان این است که شهر شدیم ولی از آن فقط اسمش به ما رسید و منافعی برای ما نداشته است، فقط یک سری مشکلات برای ما ایجاد کرده است.
قاسمی: اتفاقی که در شهر آفتاب افتاد باید برای ما تجربه باشد. وقتی اسم کلانشهر شدن و الحاق روستا به شهر میآید، تمام هزینههای شهری به روستا تحمیل میشود و دلالان هم این وسط سودهای کلانی میبرند و هزینههای سرسامآور اداری به روستاییان تحمیل میشود.
هاشمی: تا اسم کلانشهری جلوی اسم همدان مطرح شد، مشکلاتش جلوجلو آمد. مثلاً مالیات جریمهها مطابق با کلانشهری محاسبه میشود اما بودجه کلانشهری به استان نیامده است. نکتهای را بگویم؛ مثلاً هنوز که هنوز است مسافران هواپیما در کرمانشاه از یارانه منطقه جنگی برای پرواز بهره میبرند اما نمایندگان ما نتوانستند برای فرودگاه همدان کاری انجام بدهند.
الحاق روستا به شهر فساد بهدنبال دارد کما اینکه مواردی را مشاهده کردیم. با این اقدام اشتغال روستایی را از بین بردهایم و فکری بهحال آن نکردهایم.
وطنیشعاع: همدان بحران دارد اگرنه برای نجات خودش و کلانشهر شدن به بهار دستدرازی نمیکرد.
محقق: برنامهتان برای تولید چیست؟
هاشمی: در همدان بزرگترین معدنهای سنگ آهک را داریم اما اصفهانیها آن را بهصورت خام از همدان خارج میکنند. ما نباید اجازه بدهیم چنین اتفاقی بیفتد.
ما باید در اجرای طرحها نخستین استان باشیم؛ چون اگر دومین یا چندمین استان باشیم، گرفتن تخصیص بودجه برای اجرای طرح بسیار سخت است و حتی ممکن است این اتفاق نیفتد.
ما از ظرفیت گردشگری سلامت و گردشگری نتوانستهایم استفاده درست را ببریم. اما در خراسان و استان فارس بهخوبی از گردشگری سلامت بهره میبرند.
لجستیک را باید به همدان بیاوریم اما در حالحاضر این صنعت را فراموش کردهایم.
قاسمی: در این دولت واگذاریهایی به بخش خصوصی صورت گرفت که به اسم خصوصیسازی پروژه 100 برابر پایینتر از قیمت واقعی به بخش خصوصی فروخته شد که برای حل مشکل قدم نخست ایجاد شرکتهای خصولتی است.
دزفولیان: نظرتان درباره سیاستهای اقتصادی دولت چیست؟
وطنیشعاع: ما باید درآمدها را از صادرات بهدست بیاوریم نه اینکه از جیب مردم و مالیات بودجه کشور را ببندیم. در این رابطه در مجلس چکشکاری نمیشود. دولت باید بهسمت اقتصاد خصوصی برود. مثلاً اگر یک استاد دانشگاه بهدلیلی حقوقی قطع شود، مانع درآمدی او بهطور کامل حذف میشود و نمیتواند معیشت خود را تأمین کند و دلیل آن این است که بهسمت دانشبنیان نرفتهایم و کارمندان دولت پولساز نیستند.
سروش: کبودراهنگ و بهار جزو شهرهای محروم بودند که بعدها از لیست محرومها حذف شدند اما در واقعیت هنوز جزو شهرهای محروم هستند. برنامهات برای محرومیتزدایی چیست؟
وطنیشعاع: من برای محرومیتزدایی بهار و کبودراهنگ باید اینجا را مطرح و بُلد کنم. ما در شهرستانی قرار داریم که بزرگترین تولیدکننده سفال آسیا، باکیفیتترین خاک منطقه، باکیفیتترین دام جهان در مهربان، بهترین فرش دنیا در مهربان، بیشترین تولید سیبزمینی و یونجه در شهرستان بهار، بزرگترین غار آبی جهان و 4 شهرک صنعتی دارد. اما همه این تولیدات خامفروشی میشوند و از غار آبی جهان که اگر در اصفهان یا هلند بود تمام مردم جهان اینها را به نام غار علیصدر میشناختند. اما ما خجالت میکشیم مسافر به آنجا ببریم، چون راه مناسبی ندارد و در طول سال کشتههای فراوانی میدهد و پکیجهای مسافرتی مناسبی ندارد.
در این منطقه داراییهای بسیار زیادی داریم اما مدافعی که بلد باشد حرف بزند، نداریم و یا اینکه عمداً حرف نمیزنند و حق بهار و کبودراهنگ را نمیگیرند.
من شنیدهام بعضی مسئولان که از خدمت خسته میشوند، سالهای پایانی خدمت خود را به این شهرستان منتقل میشوند. اگر مردم این منطقه مطالبهگر بودند، مسئولان برای استراحت در شغل به این منطقه منتقل نمیشدند.
سروش: اگر به کمیسیون بهداشت بروی، برنامهات چیست؟
وطنیشعاع: وزارت بهداشت به قهقرا رفته. بالاترین شغلها رد ایران پزشکی و دندانپزشکی است اما در کشورهای دیگر این 2 شغل هم تقریباً همردههای پرستاری هستند.
همیشه وزیران بهداشت پزشک بودهاند. هیچگاه پرستار، فیزیوتراپ یا بهداشت و... نبودهاند. با این شرایط وزارت بهداشت به نفعش است که مریض داشته باشد و درمان کند به همین دلیل بهداشت را حذف کرده است.
کارشناسان
امیرعباس دزفولیان
■ کارشناس ارشد پژوهش علوم اجتماعی
■ کارشناس حملونقل و منابع انسانی
محمدمهدی سروش
■ عضو هیأت علمی دانشگاه بوعلیسینا
■ کارشناس معماری و شهرسازی
جعفر محقق
■ معلم بازنشسته و استاد دانشگاه امام حسین(ع)