برای سالها اسکناسهای ایرانی میزبان صفرهایی بودهاند که بیش از آنکه نشاندهنده ثروت باشند، نماد تورم و کاهش ارزش پول ملی شدهاند. بسیاری از ایرانیان هنگام انجام تراکنشهای ساده با اعدادی سر و کار دارند که در هیچ اقتصاد باثباتی دیده نمیشود. همین واقعیت سبب شده ایده حذف صفرها از پول ملی بهعنوان یکی از راهکارهای اصلاح ظاهری نظام پولی کشور بارها و بارها روی میز مسئولان قرار بگیرد.
تورم مزمن، که در چند دهه گذشته سایه سنگینی بر اقتصاد ایران انداخته، مهمترین دلیل کاهش ارزش ریال بوده است. وقتی تورم بهصورت مداوم ادامه مییابد، اسکناسها برای حفظ قدرت خرید خود مجبور میشوند صفرهای بیشتری به انتهایشان اضافه کنند. نتیجه آن میشود که مردم برای خرید روزمره باید با اعداد سنگین و گیجکننده سروکار داشته باشند. این موضوع نهتنها در زندگی روزمره بلکه در حسابداری، سیستمهای پرداخت و حتی معاملات بینالمللی هم مشکلات زیادی ایجاد میکند. حذف صفرها به زبان ساده یعنی بازگشت به اعداد قابل فهمتر و سبکتر، اقدامی که در کنار مزایای روانی، میتواند هزینههای چاپ و نگهداری پول را نیز کاهش دهد.
اما مسأله به این سادگیها هم نیست. حذف صفرها بیشتر یک “عمل جراحی زیبایی” بر چهره پول ملی است؛ اگر ساختارهای عمقی اقتصاد درمان نشوند، بیماری بزودی چهره جدید را هم تخریب خواهد کرد. به همین دلیل است که کارشناسان معتقدند حذف صفرها تنها زمانی معنا دارد که با مهار تورم، ثبات اقتصادی و اصلاح سیاستهای پولی و مالی همراه شود. در غیر این صورت، همان مسیری سپری خواهد شد که برخی کشورها تجربه کردند و صفرهایی که رفتند، خیلی زود دوباره بازگشتند.
این طرح از کجا آغاز شد؟
ایده حذف صفر از پول ملی ایران سابقهای طولانی دارد. نخستینبار در دهه ۱۳۷۰ کارشناسان اقتصادی پیشنهاد این اصلاح را مطرح کردند، اما در آن زمان دولتها ترجیح دادند آن را به آینده موکول کنند. با این حال در سال ۱۳۸۶ موضوع بهصورت جدیتر از سوی بانک مرکزی پیگیری شد و پس از آن در دولت دوازدهم، بهطور رسمی در دستور کار قرار گرفت. در اردیبهشت ۱۳۹۹ مجلس شورای اسلامی لایحه حذف 4صفر از پول ملی را تصویب کرد، اما بحرانهای اقتصادی، تحریمها و شرایط خاص کشور سبب شد که اجرای عملی آن به تعویق بیفتد.
طبق این لایحه، قرار بود واحد پول ملی از “ریال” به “تومان جدید” تغییر کند که هر تومان جدید معادل ۱۰هزار ریال فعلی میبود. در واقع ۴ صفر از تمام اسکناسها و مبادلات مالی حذف میشد. اما از آن زمان تا امروز، این طرح در مرحله شعار باقی مانده است و اجرای آن به شرایطی چون کنترل تورم، آمادگی زیرساختهای بانکی و پذیرش عمومی وابسته شده است.
تجربه خداحافظی کشورها با صفرهای اضافه
حذف صفر از پول ملی اقدامی است که کشورهای مختلفی در مقاطع بحرانی اقتصادی خود به سراغ آن رفتهاند.
ترکیه (2005)
ترکیه یکی از نمونههای موفق در این زمینه است که در سال ۲۰۰۵ با حذف شش صفر از لیره توانست نظم پولی خود را بازیابد. البته این موفقیت تنها بهدلیل حذف صفرها نبود؛ ترکیه در کنار این اقدام، مجموعهای از اصلاحات اقتصادی جدی را نیز پیادهسازی کرد که نتیجه آن ایجاد ثبات نسبی در اقتصاد این کشور بود.
برزیل (دهههای 1960 تا 1990)
در برزیل اما داستان پیچیدهتر بود. این کشور در بازه زمانی ۱۹۶۰ تا ۱۹۹۴ چندین بار اقدام به حذف صفر از پول ملی خود کرد. در نهایت موفقترین طرح آنها “Plano Real” در سال ۱۹۹۴ بود که با حذف ۳ صفر و اصلاحات ساختاری اقتصادی، به مهار تورم منجر شد.
زیمبابوه (2006 تا 2009)
زیمبابوه اما تجربهای کاملا متفاوت داشت؛ کشوری که بهدلیل ابرتورم افسارگسیخته مجبور شد در چند مرحله صفرهای پول خود را حذف کند اما بهدلیل فقدان اصلاحات بنیادی، این اقدامات بیثمر ماند و در نهایت واحد پول ملی زیمبابوه عملا کنار گذاشته شد.
روسیه (1998)
روسیه نیز پس از فروپاشی شوروی با بحران اقتصادی شدید روبهرو شد و در سال ۱۹۹۸ با حذف ۳ صفر از روبل، سعی کرد وضعیت را سامان دهد. این اقدام در کوتاهمدت موفقیتآمیز بود اما با وقوع بحرانهای اقتصادی جدید، ارزش روبل دوباره تحت فشار قرار گرفت.
تجربه کشورهای دیگر بهخوبی نشان میدهد که حذف صفر از پول ملی بهخودیخود معجزه نمیکند. این اقدام زمانی میتواند به بازسازی ارزش پول ملی منجر شود که در بستری از ثبات اقتصادی و اصلاحات عمیق انجام گیرد. ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست.
اگرچه حذف صفرها میتواند مزایای زیادی از جمله کاهش هزینههای چاپ پول، سادهسازی محاسبات مالی و ایجاد اثرات روانی مثبت در جامعه داشته باشد، اما بدون حل مشکلاتی چون تورم مزمن، کاهش ارزش پول ملی و ناکارآمدی نظام مالی و بانکی، این اقدام بیشتر به یک جراحی زیبایی شباهت خواهد داشت که دوام و اثر آن کوتاهمدت خواهد بود.
ایران در شرایطی قرار دارد که اجرای طرح حذف ۴ صفر از پول ملی نیازمند
تصمیمگیری شجاعانه، برنامهریزی دقیق و هماهنگی گسترده در سطح ملی است. اگر زیرساختها آماده نشوند و سیاستهای کلان اقتصادی اصلاح نشوند، صفرهایی که حذف میشوند، دیر یا زود بازخواهند گشت و مشکلات فعلی با چهرهای جدید ادامه خواهند یافت.