امسال تابستان، وقتی خبر رسید چند باغ 50 تا صدساله در روستاهای همدان خشک شده، کسی تعجب نکرد؛ نه کشاورزی که عمری پای همین درختها پیر شده، نه کارشناسانی که سالهاست فریاد میزنند «آب نداریم» و نه مدیرانی که امروز زیر بار پیامد تصمیمهایی ایستادهاند که دیروز گرفته نشده است. خبر خشکشدن باغات قدیمی تندوتیزتر از ایجاد فروچالههایی با عمق 30متر که نیست.
همدان، استانی که روزگاری به چشمهها، قناتها و باغهایش میبالید و قرار بود به عنوان شهر سبز ثبت شود، اکنون 33فروچاله دارد. از سال1371 بهبعد، همدان با پدیده فروچاله مواجه است و اکنون این خطر بیش از گذشته برخی مناطق استان را تهدید میکند. سدها نیز خالی و نیمهخالی هستند و چاههای عمیق در این استان حفر میشود.
رضا اخلاصمند، مدیرعامل شرکت آبمنطقهای همدان هم بهتازگی از کاهش شدید تمام منابع آبی استان چه منابع آبی سطحی، سدها و چه منابع آب زیرزمینی خبر داده و گفته است: در صورت نبود صرفهجویی در تمام بخشها، با بحران جدی آب روبرو خواهیم شد.
این وضعیت تازه نیست؛ نبود آب در همدان به دوران قبل از انقلاب مربوط میشود و پیشتر هم ابر بحران آب را تجربه کرده است. سال ۱۴۰۱، نفس شهر و روستاها به شماره افتاد. تنها با اجرای طرح میانمدت انتقال آب تالوار، نبض استان موقتا به جریان افتاد، اما باغها و مزارع تاب نیاوردند و از همان سال روند خشکیدگی آغاز شد.
بحران شدید آب در همدان و کل ایران قابل انکار نیست و تبعات شدید آن نیز بر هیچکسی پوشیده نیست. ولی موضوع وقتی خطرناکتر و غیرقابل کنترل میشود که بحران آب با سایر بحرانهای محیط زیستی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، قومیتی و امنیتی ادغام میشود.
امروز کارشناسان بیپرده میگویند باغها در حال انقراض تدریجیاند و اگر این روند ادامه پیدا کند، امنیت غذایی همدان و استانهای اطراف را تحتتأثیر قرار خواهدداد.
کاهش تولید میوه و محصولات باغی تنها به معنای کمبود یک محصول نیست؛ زنجیرهای از پیامدها را به دنبال دارد. از سقوط درآمد خانوارهای کشاورز تا وابستگی بیشتر استان به واردات محصولات باغی و افزایش قیمتها میتواند حداقل پیامد این بحران باشد. این فروپاشی اقتصادی آرام، همزمان با یک فروپاشی زیستمحیطی رخ میدهد. باغها، ریههای طبیعی استان بوده و هستند که نقش مهمی در تعدیل دما، تولید اکسیژن، تثبیت خاک و تأمین رطوبت نسبی دارند. با خشک شدن آنها، همدان مستعد ریزگردهای جدید، افزایش دمای شهری و کاهش شدید کیفیت هوا میشود.
اما یک پرسش ذهن مردم همدان را درگیر کرده و آن این است که چرا همدان به این نقطه رسیده؟ مگر مسئولان از 50سال پیش نمیدانستند که همدان آب ندارد و آینده بحرانی در انتظار این شهر و استان است؟ مشکل اینجاست که مسئولان و تصمیمگیران استانی بهجای مدیریت مسأله آب به فکر اجرای برنامههای کوتاهمدت پرزرق و برق بودند تا در جلسات سرشان به لحاظ ارایه آمارهای مثبت بالا باشد.
50سال مصرف آب بدون مدیریتِ درست سبب شد امروز به این نقطه برسیم که تازه به فکر فرهنگسازی نصفهونیمه باشیم.
اما با وجود تلخی این تصویر، هنوز فرصت برای نجات همدان وجود دارد؛ تنها به شرطی که تصمیمهای فوری، جسورانه و هماهنگ گرفته شود. بهنظر میرسد برنامهریزی آبی استان باید در 3 افق زمانی شکل بگیرد؛ افقی که نخست جان استان را حفظ کند، سپس منابع را تثبیت و احیا کند و در نهایت آینده را بسازد.
کارشناسان میگویند: در کوتاهمدت، همدان نیازمند مدیریت اضطراری آب است. الگوی مصرف باید بهسرعت اصلاح شود؛ نه فقط در خانهها، که البته بخش مهمی از فرهنگسازی از همانجا آغاز میشود، بلکه در ادارات، صنعت و بهویژه کشاورزی.
کشتهای پرآببر باید در دشتهای بحرانی متوقف شود، کنتورهای هوشمند روی تمام چاهها نصب شود و استفاده از آب بازچرخانی برای مصارف غیرشرب باید جایگزین آب باکیفیت شود. پروژههایی مانند انتقال آب تالوار که در سال ۱۴۰۱ ترمز بحران را کشید، باید بهطور اصلاحشده و دقیقتری برای شرایط فعلی تکرار شود.
یک کارشناس حوزه آب در استان که نخواست نامش فاش شود درباره برنامههای میانمدت گفت: در میانمدت، استان به تغییر اساسی در الگوی کشت نیاز دارد؛ الگویی که اقلیم امروز را به رسمیت بشناسد، نه اقلیم دهههای گذشته را.
کشاورزان باید به سمت محصولات کمآببر هدایت شوند و این تغییر نیازمند حمایت مالی، فنی و آموزشی است. به گفته وی، مدیریت منابع آب سطحی و زیرزمینی نیز باید یکپارچه شود. هیچ چاه، سد یا حوزهای نباید جزیرهای اداره شود. نقشههای دقیق فروچاله و فرونشست باید مبنای تصمیمگیری عمرانی قرارگیرد و بارگذاریهای سنگین از مناطق پرخطر حذف شود.
به گفته این کارشناس، در افق بلندمدت، تنها راه نجات همدان، تغییر ساختار حکمرانی آب و سرمایهگذاری در فناوریهای نوین است. بازچرخانی پیشرفته، آبیاری هوشمند، تصفیهخانههای صنعتی و سامانههای پایش آنلاین مصرف باید وارد ساختار مدیریتی استان شود. ایجاد یک مرکز دائمی پایش و تحقیق آب و اقلیم در همدان، میتواند به ارزیابی علمی بحران و ارائه سناریوهای آینده کمک کند. این استان باید رابطه خود با آب را از نو تعریف کند؛ یعنی رابطهای که بر پایه بهرهوری، دانایی و آیندهنگری باشد.
بحران آب در همدان حادثهای طبیعی نیست؛ پیامد انتخابهای انسانی است. اما همانطور که انتخابهای گذشته ما را به این نقطه رساند، تصمیمهای امروز میتواند آینده را تغییر دهد. اگر امروز نقشه راهی دقیق و 3لایه تدوین و اجرا شود، همدان هنوز فرصت دارد خود را از پرتگاه دور کند. اما اگر تعلل ادامه یابد، بحران نهفقط اقتصاد و طبیعت استان، که زندگی اجتماعی و هویت زیستی همدان را خواهدبلعید.