هفته جهانی کارآفرینی که هر سال در آبانماه جریان دارد، بازهای است که فعالان جدید و قدیمی حوزه کارآفرینی گرد هم جمع میشوند تا دانش و تجربه خود را با هم به اشتراک بگذارند و از این تجربهها در ادامه مسیر خود بهره ببرند.
کارآفرینی نیرویی است که جهان را به حرکت درمیآورد. بر اساس گزارشهای جهانی، کارآفرینان مسئول ایجاد ۷۰درصد مشاغل جدید در دنیا هستند. هر یک شغل کارآفرینی بهطور مستقیم یا غیرمستقیم ۵ شغل دیگر ایجاد میکند. بنا بر اهمیت این مناسبت، پای گفتوگوهای کارآفرینان مینشینیم تا ایدههای آنها بتواند روشنگر مسیر فعالیت هر یک از ما باشد.
به همین مناسبت و همزمان با هفته جهانی کارآفرینی، گفتوگویی انجام دادیم با سعید ترابیان، خزانهدار کانون کارآفرینان استان و رئیس کمیسیون گردشگری و صنایعدستی کانون ملی کارآفرینان برتر. تمرکز این گفتوگو بر وضعیت کارآفرینی در صنعت گردشگری ایران، چالشهای توسعه و مسیر آینده این حوزه است.
چرا با وجود ظرفیتهای گسترده گردشگری، کارآفرینی در این حوزه هنوز جایگاه شایسته خود را پیدا نکرده است؟
بهطور خلاصه بگویم، مشکل کمبود ایده نیست؛ کمبود زیرساخت، مدل و بستر است. در سالهای اخیر، جوانان ایرانی بیش از حد تصور ما ایدههای قابلاجرا ارائه کردهاند؛ از بومگردی تا راهاندازی پلتفرمهای تجربهمحور. اما کارآفرینی بر زمین سخت اتفاق میافتد؛ یعنی جایی که نیاز به شبکه حملونقل، زیرساخت دیجیتال، دسترسی به بازار، برند منطقهای و حمایت حداقلی و هوشمندانه دولت داریم. وقتی کارآفرین در یک مقصد گردشگری فاقد مسیر دسترسی، استانداردهای اولیه و اتصال به بازار باشد، حتی بهترین ایده هم به نتیجه نمیرسد. ما باید اکوسیستم بسازیم، نه صرفاً اسم فعالیتها را کارآفرینی بگذاریم.
شما معتقدید مسأله اصلی ساختار و سیاستگذاری است، نه کمبود نیرو یا مهارت؟
در اکوسیستم گردشگری، مهارت همیشه وجود داشته است؛ مسأله، نبود چارچوب و مدل استراتژیک است. بسیاری از کارآفرینان آغاز میکنند اما مسیر رشد برایشان تعریف نشده است. در حالیکه در جهان، توسعه کسبوکارهای گردشگری یک نقشه روشن دارد؛ از تعریف محصول تا جذب سرمایه و سپس ورود به بازار منطقهای. در ایران هنوز درباره این پرسش ساده توافق نکردهایم که «محصول گردشگری چیست؟ آیا «اقامتگاه» محصول است؟ یا «گشت»؟ یا «تجربه»؟ یا «روایت فرهنگی»؟ تا زمانی که محصول تعریف نشود، کارآفرینی هم سرگردان خواهد بود. سیاستگذاری ما به طور معمول بهجای تکمیل زنجیره ارزش، روی نقاط پراکنده تمرکز میکند؛ این روند باید اصلاح شود.
در حوزه صنایعدستی، که شما نیز مسئولیت مستقیم آن را در کانون ملی بر عهده دارید، مهمترین چالشهای کارآفرینی چیست؟
صنایعدستی ایران یکی از بزرگترین سرمایههای فرهنگی ماست و هزاران هنرمند مهارت و تجربه دارند. اما بارها گفتهام: مشکل صنایعدستی مهارت نیست؛ بازار است. بازار یعنی 3 عنصر اساسی: تصویرسازی و برند، کیفیت عرضه و بستهبندی و شبکه توزیع. تا زمانی که هنرمند محصولی تولید کند اما نتواند آن را از سطح فروش خُرد به بازار ملی و سپس منطقهای برساند، نام این کار تولید است، نه کارآفرینی. ما در کمیسیون تلاش کردهایم با استفاده از ظرفیت اقتصاد دیجیتال، شبکهای از فروش و معرفی محصول ایجاد کنیم. مهمترین مسأله این است که هنرمند از فرآیند «تولیدکننده» به «مالک برند» تبدیل شود.
وضعیت آموزش کارآفرینی در حوزه گردشگری را چگونه ارزیابی میکنید؟
آموزش ما هنوز مبتنی بر مدلهای قدیمی است. امروز دنیا در حوزه گردشگری به سمت اقتصاد تجربه حرکت کرده و آموزش باید بهسمت طراحی تجربه، storytelling، تحلیل رفتار گردشگر و بازاریابی نوین برود. صرفا آموزش مهارت فنی یا ساخت اقامتگاه کافی نیست. اگر میخواهیم کارآفرینی واقعی شکل بگیرد، باید آموزشها را به 3 حوزه تقسیم کنیم و آن سه حوزه عبارتند از: آموزش محصول (یعنی طراحی تجربه گردشگری)، آموزش مدیریت کسبوکار و آموزش بازار و فروش. هر سه بخش باید در کنار هم باشند؛ ترکیب این سه حوزه است که یک کسبوکار را پایدار میکند.
در صحبتهایتان بارها به موضوع داده و تحلیل رفتار گردشگر اشاره کردهاید. چرا این موضوع تا این حد مهم شده است؟
زیرا آینده گردشگری در دنیا، آینده دادهمحور است. مقصدی که داده معتبر نداشته باشد، نمیتواند برنامهریزی کند. ما باید بدانیم گردشگر چه زمانی سفر میرود، چه تجربهای میخواهد، از چه مسیری وارد استان میشود، چقدر هزینه میکند و چه نقاط ضعفی را تجربه میکند. در حال حاضر بسیاری از برنامهریزیهای ما مبتنی بر حدس و تجربه شخصی است، نه داده. بدون تحلیل رفتار گردشگر، محصول جدید طراحی نمیشود، مقصد هویت پیدا نمیکند و کارآفرین نیز نمیتواند بر اساس الگوی مصرف مخاطب، خدمات ارائه کند.
برخی فعالان گردشگری معتقدند قوانین پیچیده و بوروکراسی اداری یکی از موانع اصلی کارآفرینی است. شما این نگاه را قبول دارید؟
بله، بخشی از مشکلات کاملا واقعی است. مجوزهای متعدد، قوانین همپوشان، نبود پنجره واحد خدمات و زمان طولانی صدور مجوزها برای بسیاری از فعالان گردشگری خستهکننده شده است. اما من معتقدم مسأله فقط سختی مجوز نیست؛ مسأله نبود قطعیت است. کارآفرین باید بداند چه زمانی، با چه هزینهای و تحت چه ضوابطی میتواند کار را آغاز کند و به مرحله اجرا برساند. وقتی این فرآیند پیشبینیپذیر نباشد، بسیاری از افراد ایده را رها میکنند. اصلاح ساختار، ایجاد پنجره واحد و تسهیل مسیر صدور مجوزها ضرورتی جدی است.
به نظر شما، در شرایط فعلی اقتصاد ایران، گردشگری تا چه اندازه میتواند به موتور اشتغال تبدیل شود؟
گردشگری کمهزینهترین راه ایجاد اشتغال است. برای ایجاد هر شغل صنعتی، نیاز به سرمایهگذاریهای سنگین داریم؛ اما در گردشگری با سرمایه کمتر و سرعت بیشتر میتوان شغل پایدار ایجاد کرد. این حوزه بهویژه برای جوانان، زنان و دانشآموختگان فرصت بینظیری دارد. اما نکته مهمتر این است که گردشگری فقط اشتغال ایجاد نمیکند؛ زنجیرهای از صنایع وابسته را فعال میکند؛ از حملونقل و خوراک گرفته تا صنایعدستی، هتلداری و فناوری اطلاعات. اگر زیرساخت مناسب فراهم شود، گردشگری میتواند در یک دهه آینده یکی از بخشهای مهم اقتصاد ایران باشد.
برنامههای کمیسیون گردشگری و صنایعدستی کانون ملی برای سال آینده چیست؟
در 3محور اصلی برنامهریزی کردهایم:
۱. ایجاد شبکه ملی کارآفرینان گردشگری برای تبادل تجربه و ایجاد همکاریهای جدید.
۲. توسعه مدلهای آموزشی نوین در حوزه تجربهمحور، برندینگ، بازاریابی و طراحی محصول. ۳. ایجاد پیوند میان گردشگری و اقتصاد دیجیتال برای حمایت از عرضه محصولات صنایعدستی و خدمات گردشگری. تأکید ما بر این است که کارآفرینی از شعار خارج و به برنامه تبدیل شود.
در پایان، اگر بخواهید جمعبندی کنید، مهمترین اولویت گردشگری ایران برای حرکت بهسمت کارآفرینی چیست؟
پاسخ من روشن است: تعریف محصول، ایجاد مسیر شفاف برای کارآفرین و تقویت زیرساخت اتصال به بازار. گردشگری اگر بخواهد نقش واقعی خود را در اقتصاد ملی بازی کند، باید این سه پایه را جدی بگیرد. اگر این اتفاق بیفتد، ایران میتواند در منطقه یکی از مقاصد پیشرو در کارآفرینی گردشگری باشد.