در بازارهای مواد غذایی همدان، قفسهها پر از محصولاتی هستند که ظاهر آراستهای دارند؛ کنسروها، لبنیات بستهبندیشده، آبمیوهها، ترشیجات، انواع بستههای کشمش، عسل، سبزی خشک، گوشت فرآوریشده و بسیاری اقلام دیگر از همین دسته هستند. اما آنچه در ذهن بسیاری از مصرفکنندگان میگذرد، نه تحسین کیفیت بستهبندی، بلکه یک پرسش تکراری است: "آیا این محصول سالم است؟ واقعا استاندارد دارد؟ یا فقط برچسبی چاپشده روی یک غذا است؟"
این پرسش، ساده نیست. یک نگرانی عادی هم نیست. تبدیل به یک ذهنیت غالب در جامعه شده؛ ذهنیتی که تأثیرات آن فراتر از انتخابهای روزمره در فروشگاههاست و به لایههای عمیقتری از اقتصاد، سلامت عمومی و فرهنگ مصرف سرایت کرده است.
یکی از شهروندان همدانی درباره نگرانی خود از استاندارد میگوید: من تا جایی که بشه لبنیات سنتی میخرم، چون از طعم لبنیات بستهبندی خوشم نمیاد. احساس میکنم چیزایی که توش هست، طبیعی نیست.
دیگری میگوید: بارها دیدم کنسرو یا ترشیای که خریدم، قوطی آن از داخل زنگ زده یا مواد سیاهرنگ در داخل قوطیهای کنسرو هست. حتی در مواقعی خشکبار و خوراکیهای خشک بستهبندی شده از محصولات سالهای گذشته است که از رنگ و بوی آن بهراحتی میتوان متوجه شد.
از آن طرف، یکی از تولیدکنندگان مواد غذایی بستهبندی هم میگوید: ما برای گرفتن مهر استاندارد تلاش زیادی میکنیم و همه مراحل کنترل کیفی رو رعایت میکنیم چون سلامت مردم دست ما امانت است. ولی چون مردم در چندسال گذشته با چندمورد غیربهداشتی و تولیدات غیرمجاز مواجه شدهاند به بقیه موادغذایی هم بدبین شدهاند.
وی در ادامه میگوید: البته مردم حق دارند چون علاوه بر این، برخی سوءتبلیغها برای استفاده از موادغذایی کنسروشده وجوددارد که مردم را هنگام استفاده از آن دلنگران میکند.
وی تأکید میکند: در تمام جهان به سمت مصرف موادغذایی بستهبندی و کنسروشده رفتهاند و بدون هیچگونه عذاب وجدان و نگرانی از سلامت آینده خود، استفاده از موادغذایی بستهبندی و کنسروی را بهعنوان سبک زندگی انتخاب کردهاند.
تولیدکننده دیگری هم میگوید: بهنظرم برخی تولیدیهای زیرزمینی فراوردههای گوشتی محصولات کارخانهای را بدنام کردند. آنها با استفاده از گوشتهای ناسالم و در مواقعی گوشت برخی حیوانات دیگر، سبب ایجاد بعضی بیاعتمادیها به کیفیت و استاندارد موادغذایی شدند.
اینجا نقش استانداردسازی برجسته میشود. استاندارد، فقط یک عدد یا برچسب نیست. استاندارد، زبان مشترک اعتماد است. یعنی وقتی روی یک بسته ماست یا کنسرو، علامت استاندارد میبینی، باید بدانی که این محصول مراحل مشخصی از کنترل کیفیت، ایمنی، بهداشت و تولید را طی کرده. اما وقتی این اعتماد در جامعه آسیب میبیند، استاندارد عملا بیاثر میشود. انگار که دیگر هیچ معنایی ندارد، مگر برای مأمور کنترل.
ماجرا فقط اعتماد نیست، بلکه بیاعتمادی، آثار واقعی دارد.
وقتی مردم به صنایع غذایی داخلی بیاعتماد میشوند، چه میکنند؟ یا رو به محصولات خارجی گرانقیمت میآورند، یا به بازار غیررسمی و بینظارت پناه میبرند، یا اصلا غذای غیربهداشتی مصرف میکنند چون خیال میکنند لااقل طبیعیست! و این اتفاق نه فقط آسیب اقتصادی دارد، بلکه تهدید مستقیم برای سلامت عمومی است.
ولی اگر صادقانه این موضوع را بررسی کنیم این ذهنیت مردم، کاملا بیدلیل نیست. تخلفهایی که در برخی صنایع دیده شده، سکوتهایی که مسئولان در برابر آنها کردهاند، نبود اطلاعرسانی شفاف، ضعف در نظارت رسانهای و حتی کمکاری در آموزش عمومی باعث شدهاند برچسب استاندارد، به جای آنکه اطمینانبخش باشد، برای برخی تنها یک نشانه اداری تلقی شود؛ نه تضمینی برای سلامت.
کارشناسان حوزه صنایع غذایی معتقدند بازسازی این اعتماد، تنها از 2مسیر ممکن است.
نخست، سختگیری بیوقفه در اجرای استانداردها و بدون مماشات با متخلفان. برندهایی که تخلف میکنند باید با شفافیت کامل معرفی شوند تا مردم بدانند سیستم نظارتی زنده است و جدی عمل میکند.
دوم، آموزش و آگاهیبخشی هدفمند به مردم درباره روندهای کنترل کیفی و استانداردسازی. بسیاری از شهروندان نمیدانند که برای تولید یک کنسرو یا بطری شیر، چه آزمایشهایی انجام میشود، چه فاکتورهایی بررسی میشود و چطور سلامت آنها تضمین میشود. این ناآگاهی، زمین حاصلخیزی برای بیاعتمادی است.
در روز جهانی استاندارد، فرصتی پیش روی ماست تا به خود یادآوری کنیم که استاندارد یعنی حق مردم برای مصرف محصول سالم و با کیفیت. و این حق، فقط با اعمال قانون تأمین نمیشود، بلکه با فرهنگسازی، شفافیت و پاسخگویی مداوم حفظ میشود.
تا زمانی که برچسب استاندارد برای مردم معنایی واقعی پیدا نکند، نه تنها صنایع غذایی همدان رشد نخواهند کرد، بلکه سلامت و اقتصاد استان نیز زیر سایه تردید باقی خواهدماند.