| دوشنبه - 12 مرداد 1405 - شماره 5477 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
کد مطلب: 146767 |
تاریخ انتشار: 1405-03-02 - 10:33 |
تعداد بازدید: 54 |
|
|
|
|
 عشقی که در کربلا بین ساحل و حامد شکل گرفت
گفتگویی درباره ازدواج آسان
نویسنده : سحر یوسفی
اجتماعی
داستان «حامد پورحیدری» و «ساحل»، زوجی از ملایر؛ نماد بارزی از ازدواج آسان و سادهزیستی در عصر سختگیریها است. روایتی که از عشق به کربلا برخاست و در آستان نورانی حرم حضرت ابالفضل العباس (ع) به اوج خود رسید.
حامد، متولد ملایر و ۳۰ سال سن دارد. شغل اصلیاش راهنمای کاروانهای عتبات عالیات است و در کنار آن یک دفتر پیشخوان دولت را هم اداره میکند. قصه ازدواج حامد شاید از این جهت کمی متفاوت باشد که روایت عبور از یک بنبست است؛ بنبستی که میان بدهیهای سنگین و ترس از آینده شکل گرفته بود. او که سالها در جستوجوی همراهی برای زندگی بود، در نقطهای که فکر میکرد همه درها بسته شدهاند، در کربلا با "ساحل" روبرو شد. ساحلی که با برکت آمدنش گره بزرگ زندگی حامد باز شد .
به مناسبت هفته ازدواج با او همصحبت شدیم ؛ حامد از همان ابتدای گفتوگو میگوید: تقریبا ۹ سال دنبال همسر مناسب میگشتم و بیش از ۱۰۰ دختر خانم برای ازدواج به من معرفی شده بود
معیارهایی فراتر از مادیات
او درباره معیارهایش برای انتخاب همسر گفت : یکی از ملاکهای من داشتن تقوا و نماز اول وقت بود. این دو اصل برایم خیلی مهم بود. جدای از این، یک شرط اساسی دیگر هم داشتم. شرطم این بود که همسرم بتواند در کنار من در کاروان کربلا همراه باشد. نه فقط به عنوان یک زائر عادی، بلکه پا به پای من در گرما و سرما به زائرین خدمت کند .
بدهی ۲ میلیاردی ، چالشی بزرگ برای ازدواج
در ادامه حامد به یک چالش بزرگ که در مسیر ازدواجش بود اشاره کرد و گفت : سال ۱۴۰۰ در شرکتی سرمایهگذاری کرده بودم که در زمینه ارز دیجیتال بود و متاسفانه ضرر کردم. حدود ۲ میلیارد تومان بدهی برایم بالا آمد و من بخاطر همین موضوع جرات رفتن به خواستگاری را دیگر نداشتم.
تلنگری در کربلا
حامد میگوید که تقریباً از ازدواج ناامید شده بود و قصد ادامه دادن نداشت. اما در یکی از سفرها همه چیز تغییر میکند.
وی در ادامه گفت : در کربلا یک حدیث خواندم که نوشته بود "اگر قیامت شود، اکثر دوزخیان از جوانهای مجرد هستند." این حدیث برایم مثل یک تلنگر بود. عمیقاً تکان خوردم. همان لحظه تصمیم گرفتم برای زندگی مشترک اقدام کنم. از آن لحظه به بعد، مشکل مالی دیگر برایم مهم نبود. دیگر به این فکر نمیکردم که خانه دارم یا نه، ماشین دارم یا نه یا چقدر درآمد دارم.
او درباره تغییر نگرشش گفت : به این نتیجه رسیدم که یکی از ملاکهای اصلی برای ازدواج ، سختگیر نبودن طرف مقابل است. کسی که بتواند زندگی را ساده و بدون تجملات شروع کند. به باور من، دیگر نمیشود انتظار داشت کسی با دست پر مثلاً داشتن خانه و ماشین وارد ازدواج شود. ازدواج آسان یعنی کنار گذاشتن این توقعات سنگین و تمرکز بر همراهی و سادهزیستی.
آشنایی در سفر و عقد در حرم حضرت عباس (ع)
حامد از نحوه آشنایی و گره خوردن سرنوشتش با ساحل میگوید : سال گذشته، برای دومین سال متوالی ، ساحل همراه با پدر و مادرش با کاروان ما به زیارت آمده بودند. من در سفر دوم، بیشتر از قبل این خانواده را زیر نظر گرفتم. یکی از چیزهایی که باعث شد همسرم را بهتر بشناسم، همین سفر بود؛ چون آدمها معمولاً در دو موقعیت چهره واقعیشان را نشان میدهند یکی در سختیها و دیگری در سفر. من در طول سفر، فرصت داشتم این خانواده را از نزدیک ببینم و بشناسم و تقریباً به این نتیجه رسیدم که ساحل میتواند انتخاب درستی برای ازدواج باشد .
او ادامه میدهد: هتلهایی که من همیشه رزرو میکنم، آن قدر به حرم نزدیک هستند که فقط دو تا سه دقیقه پیادهروی دارند. در آخرین نمازی که میخواستیم در حرم حضرت عباس (ع) بخوانیم ، مادر همسرم از گروه جا مانده بود. پدر و مادرم از آنجایی که آشپز کاروان هستند معمولاً همه را میشناختند و راحتتر با بقیه ارتباط برقرار میکردند. به همین خاطر، من به مادرم گفتم که در طول مسیر آمدن به حرم این موضوع را با مادر ساحل در میان بگذارد و مادرم خیلی ساده و بیحاشیه موضوع را مطرح کرده بود.
نقطه عطف آشنایی ما، کربلا بود. همان حرمها و همان راهروهای نورانی بود که فرصت صحبت با ساحل را پیدا کردم و به توافق رسیدیم. وقتی با صداقت تمام به پدرش گفتم که ۲ میلیارد تومان بدهی دارم، ابتدا چند ثانیهای سکوت کرد و بعد جملهای گفت که تا آخر عمر در ذهنم میماند: «سالم بودن پسر برای ما از هر پول و سرمایهای مهمتر است».
خوشبختانه خانواده ساحل، از همان ابتدا نگاهی ساده و بیتکلف به ازدواج داشتند. در این مسیر نه خبری از تشریفات بیحدوحصر بود و نه از آن سختگیریهای مرسوم برای تملک خانه و ماشین و ... همه چیز بر مدار آسانگیری و صمیمیت میچرخید و زمینه ازدواج بیدغدغه را برایم فراهم میکرد .
چون آشنایی من و ساحل در کربلا اتفاق افتاده بود، تصمیم گرفتیم کربلا را برای آغاز زندگی مشترکمان انتخاب کنیم و در سایه حضرت عباس (ع)، عقد کنیم . از طریق یکی از دوستان عراقیام، حرم حضرت عباس (ع) را هماهنگ کردم و در آن مکان نورانی، خطبه عقدمان جاری شد.
به برکت همسرم، مشکل مالی حل شد
حامد نفس عمیقی کشید و با لبخندی که بر لب داشت گفت : با وجود برکت همسرم ، بعد از چند سال مشکل بزرگ بدهیام حل شد. دادگاه در نهایت رأی داد که بنده مقصر نبودم و این بزرگترین گره زندگیام بود که باز شد. امروز به مدد همراهی و سادهزیستی ساحل، بالاخره به آرامشی رسیدهام که سالها در جستجویش بودم.
او در پایان، خطاب به جوانانی که هنوز ازدواج نکردهاند و شاید اسیر سختگیریهای بیجا یا هراس از تنگدستی هستند، میگوید: قبول دارم که روزگار و شرایط اقتصادی سخت شده است اما از آن سختتر، قفسهایی است که خودمان با سختگیریهای بیجا برای ازدواج ساختهایم . به شما میگویم: ساده بگیرید. دست پر بودن را به قلب پاک و نیت صادق معنا کنید، نه به ماشین و خانه.
قصه حامد و ساحل، یادآور این حقیقت است: وقتی سفرهها کوچک است، نباید آرزوهای ازدواج را بزرگ کرد. از سادگی باید آغاز کرد تا برکت از راه برسد.
ازدواج آسان ، ضرورتی برای سلامت جامعه
این گزارش به روشنی نشان میدهد که در این دوران سخت اقتصادی، سادهگیری تنها راه عبور از بحران ازدواج است. داستان حامد و ساحل، که پیوندشان در فضای معنوی کربلا شکل گرفت، به ما میآموزد اگر معیار انتخاب را بر پایه تقوا و همسویی در برابر سختیها قرار دهیم، خداوند راه گشایش را از جایی که فکرش را نمیکنیم باز میکند. در این شرایط سخت اقتصادی ، ازدواج آسان دیگر یک انتخاب نیست؛ بلکه ضرورتی انکارناپذیر برای حفظ سلامت جامعه است.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
|
|
یلدا شب هندوانه و فال و غزل
|
|
 |
|
|
حال و هوای صحاف خانه همدان در آستانه بازگشایی مدارس
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام
بلامانع است.
|
|
|
روزنامه همدان پیام (
اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي،
سياسي، ورزشی )
صاحب امتياز و مدير مسئول:
نصرت ا... طاقتي احسن
-
سردبير: يدا... طاقتي
احسن
نشاني: همدان، خيابان
شريعتي، ابتداي خيابان مهديه،
ساختمان پيام
تلفن: 8264433
(0811)
- فکس: 8285048
(0811) - سازمان
نیازمندی: 8264400
(0811) - ايميل:
info@hamedanpayam.com |
|