همدان شهری است که تاریخ در آن نه یک لایه سطحی، بلکه استخوانبندی شهر است. از هگمتانه تا بافتهای قدیمی اطراف میدان امام(ره)، از کوچههای باریک با دیوارهای کاهگلی تا خانههایی که هنوز بوی چوبهای کهنه و حیاطهای مرکزیشان به مشام میرسد، این شهر ظرفیت آن را دارد که «خود تاریخ» را به یک مزیت اقتصادی بدل کند. اما پرسش اصلی اینجاست: آیا این ظرفیت بهدرستی فهم و مدیریت شده است؟
مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان همدان اعلام کرده است که تعدادی از خانههای تاریخی استان وارد چرخه اقتصاد گردشگری شدهاند؛ جملهای که اگرچه امیدوارکننده به نظر میرسد، اما نیازمند واکاوی عمیقتر است. ورود یک خانه تاریخی به چرخه اقتصاد، صرفاً تغییر کاربری یک بنای قدیمی به اقامتگاه یا سفرهخانه نیست؛ بلکه به معنای تعریف یک مدل پایدار میان «حفاظت» و «بهرهبرداری» است. اگر این توازن رعایت نشود، یا هویت تاریخی قربانی سودآوری کوتاهمدت میشود، یا سرمایهگذار در پیچوخم بروکراسی و نبود حمایتهای کافی فرسوده خواهد شد.
سالها خانههای تاریخی همدان یا متروک ماندند، یا در معرض تخریب تدریجی قرار گرفتند. بسیاری از آنها بهدلیل هزینههای بالای نگهداری و نبود کاربری مشخص، برای مالکان به یک «بار مالی» تبدیل شدند. در چنین شرایطی، تغییر کاربری هوشمندانه به اقامتگاه بومگردی، بوتیکهتل یا مجموعه پذیرایی میتواند راهی برای نجات بنا و همزمان ایجاد اشتغال باشد.
اما باید صادق بود: همه خانههای تاریخی ظرفیت تبدیل شدن به واحد اقامتی یا پذیرایی را ندارند. برخی از این بناها به لحاظ استحکام سازهای، موقعیت مکانی یا وسعت، نیازمند سرمایهگذاریهای سنگین هستند که بدون حمایتهای دولتی عملا توجیهپذیر نیست. اگر سیاست حمایتی مشخص و پایدار وجود نداشته باشد، ورود این بناها به چرخه اقتصاد تنها به چند نمونه محدود خواهد ماند و جریان فراگیر شکل نخواهد گرفت.
ضرورت حمایت دولت فراتر از شعار
در سالهای اخیر بارها بر نقش بخش خصوصی در توسعه گردشگری تأکید شده است. اما پرسش کلیدی این است که آیا بستر واقعی برای حضور مؤثر بخش خصوصی فراهم شده است؟ سرمایهگذار در حوزه مرمت و بهرهبرداری از خانههای تاریخی با چالشهای متعددی روبهروست: هزینههای بالای مرمت تخصصی، الزام به رعایت ضوابط سختگیرانه حفاظتی، زمانبر بودن اخذ مجوزها، محدودیت در ایجاد تغییرات ساختاری و البته بازگشت سرمایهای که معمولاً طولانیمدت است.
اگر دولت انتظار دارد بخش خصوصی بار احیای بافتهای تاریخی را بر دوش بکشد، باید مشوقهای واقعی ارائه دهد:
-تسهیلات کمبهره و بلندمدت ویژه مرمت بناهای تاریخی
-معافیتهای مالیاتی برای دورهای مشخص
-تسریع و شفافسازی فرآیندهای صدور مجوز
-ارائه بستههای حمایتی بیمهای و حقوقی
-مشارکت در زیرساختهای پیرامونی مانند دسترسی، پارکینگ و بهسازی معابر
بدون این ابزارها، سخن گفتن از «حمایت» در حد یک رویکرد کلامی باقی میماند.
تجربه استانهایی مانند یزد نشان میدهد که زمانی بافت تاریخی جان گرفت که سیاستهای تشویقی بهصورت هدفمند اجرا شد و سرمایهگذار اطمینان یافت که دولت در کنار اوست، نه مقابل او.
هر شهر تاریخی نیازمند چهره تاریخی
مسألهای که کمتر به آن توجه میشود، پیوند میان احیای بناهای تاریخی و سیمای کلی شهر است. اگر یک خانه تاریخی با دقت مرمت شود اما در میان انبوهی از نماهای ناهماهنگ، تابلوهای بیضابطه و ساختمانهای بیهویت محاصره شود، تجربه گردشگر ناقص خواهد بود.
شهر تاریخی باید «شکل و شمایل تاریخی» داشته باشد. این جمله شعاری نیست؛ بلکه یک اصل در مدیریت مقاصد گردشگری فرهنگی است. همدان اگر میخواهد از مزیت تاریخی خود بهره اقتصادی ببرد، ناگزیر است در سیاستهای شهری نیز بازنگری کند:
ضوابط نما در محدودههای تاریخی باید سختگیرانهتر و منطبق با الگوی بومی باشد.
تابلوهای تجاری و الحاقات بصری باید ساماندهی شوند.
کفسازی، نورپردازی و مبلمان شهری باید با هویت تاریخی هماهنگ باشد.
در غیر این صورت، سرمایهگذاری روی چند خانه تاریخی، در دریایی از بینظمی بصری گم خواهد شد.
بوتیکهتلها و سفرهخانههای سنتی؛ حلقهای از زنجیره یا جزیرههای پراکنده؟
افتتاح نخستین بوتیکهتل همدان و 11مین سفرهخانه سنتی، اگرچه از نظر عددی کوچک به نظر میرسد، اما میتواند نشانهای از یک تغییر رویکرد باشد؛ بهشرط آنکه این پروژهها بهعنوان «جزیرههای منفرد» باقی نمانند.
توسعه گردشگری نیازمند زنجیره کامل خدمات است: اقامت، غذا، راهنمایی تخصصی، صنایعدستی، رویدادهای فرهنگی، حملونقل مناسب و فضای شهری جذاب. اگر هر حلقه جداگانه و بدون برنامه جامع توسعه یابد، همافزایی شکل نمیگیرد.
در همدان هنوز فاصله میان ظرفیت بالقوه و وضعیت بالفعل زیاد است. شهری با چنین پیشینهای میتواند به قطب گردشگری فرهنگی غرب کشور تبدیل شود، اما تحقق این هدف مستلزم برنامهریزی میانمدت و بلندمدت است؛ نه صرفاً افتتاحهای مقطعی در مناسبتهای تقویمی.
اقتصاد گردشگری؛ نگاه کوتاهمدت یا سرمایهگذاری پایدار؟
یکی از آسیبهای جدی در حوزه گردشگری، نگاه کوتاهمدت به بازگشت سرمایه است. خانه تاریخی زمانی به یک مزیت اقتصادی تبدیل میشود که در قالب برند شهری تعریف شود. اگر همدان بتواند تصویری روشن از «شهر خانههای تاریخی زنده» ارائه دهد، گردشگر نه برای یک اقامت گذرا، بلکه برای تجربهای متفاوت وارد شهر خواهد شد.
در این میان نقش دولت در برندسازی مقصد حیاتی است. تبلیغات هدفمند، حضور در نمایشگاههای ملی و بینالمللی، تولید محتوای حرفهای و حمایت از رویدادهای فرهنگی میتواند به افزایش تقاضا کمک کند. بدون تقاضای پایدار، سرمایهگذار خصوصی با ریسک بالا مواجه خواهد شد.
حفاظت یا بهرهبرداری تعادل ظریف
تجربه برخی شهرها نشان داده که تبدیل شتابزده خانههای تاریخی به مراکز اقامتی یا تجاری، در صورت نبود نظارت تخصصی، میتواند به تخریب تدریجی ارزشهای اصیل معماری منجر شود. استفاده از مصالح نامتناسب، تغییر در پلانهای تاریخی یا افزودن الحاقات ناهماهنگ، اصالت بنا را مخدوش میکند.
در اینجا نقش میراثفرهنگی دوگانه است: هم باید تسهیلگر باشد و هم ناظر سختگیر. اگر یکی از این دو نقش تضعیف شود، یا سرمایهگذاری متوقف میشود یا هویت تاریخی آسیب میبیند. راه میانه، تدوین دستورالعملهای شفاف، آموزش سرمایهگذاران و حضور فعال کارشناسان مرمت در تمام مراحل اجراست.
اشتغال؛ عدد یا کیفیت؟
در پروژههای اعلامشده، درمجموع ۱۵ نفر اشتغال مستقیم ایجاد شده است. این عدد هرچند مثبت است، اما برای شهری با ظرفیتهای گسترده تاریخی، کافی نیست. مسأله مهمتر کیفیت این اشتغال است: آیا نیروهای بهکارگرفتهشده آموزش تخصصی دیدهاند؟ آیا دستمزدها و امنیت شغلی در سطح قابل قبول است؟ آیا امکان ارتقای مهارت وجود دارد؟
اگر گردشگری قرار است به پیشران اقتصاد استان تبدیل شود، باید به کیفیت نیروی انسانی نیز توجه شود. سرمایه انسانی آموزشدیده، مهمترین سرمایه در صنعت گردشگری است.
همدان در یک دوراهی
همدان امروز در یک دوراهی قرار دارد: یا میتواند با برنامهریزی دقیق، حمایت هدفمند از بخش خصوصی و ساماندهی سیمای شهری، خانههای تاریخی را به موتور محرک توسعه تبدیل کند؛ یا آنکه این حرکتها در حد چند پروژه پراکنده باقی بماند و فرصت تاریخی از دست برود.
ورود خانههای تاریخی به چرخه اقتصاد، اگر در قالب یک سیاست جامع تعریف شود، میتواند همزمان 3هدف را محقق کند: حفاظت از میراث، ایجاد اشتغال و تقویت هویت شهری. اما تحقق این 3گانه بدون اراده جدی دولت در پشتیبانی مالی و مدیریتی از بخش خصوصی ممکن نیست.
شهر تاریخی باید نهتنها گذشتهای پرافتخار داشته باشد، بلکه در ظاهر و کارکرد امروز خود نیز آن گذشته را بازتاب دهد. همدان اگر میخواهد مقصد گردشگری فرهنگی باشد، باید در هر کوچه و هر نما، نشانی از تاریخ را زنده نگه دارد؛ نه آنکه تاریخ در میان سازههای بیهویت مدرن محو شود.
خانههای تاریخی همدان اکنون در آستانه تبدیل شدن به بازیگران اقتصاد گردشگریاند. پرسش این است که آیا این آغاز یک جریان پایدار است یا صرفاً نقطهای روشن در میان مسیری نامطمئن؟ پاسخ به این پرسش، بیش از هر چیز، به کیفیت حمایت دولت از بخش خصوصی و جدیت در حفظ سیمای تاریخی شهر وابسته است.