پروانه فعالیت موزه مشارکتی میدان مرکزی شهر همدان به نام شهرداری صادر شد تا مدیریت این مجموعه بهصورت رسمی در چارچوب ضوابط قانونی سامان بگیرد. بر اساس این مجوز، مسئولیت حفاظت، حراست، نگهداری آثار، ساماندهی فضا، استقرار راهنماها و معرفی موزه بر عهده شهرداری همدان است و امور تخصصی با نظارت ادارهکل میراثفرهنگی انجام میشود. این موزه پیشتر راهاندازی شده بود اما مجوز رسمی بهرهبرداری نداشت که با پیگیریهای انجامشده و همکاری شهرداری، پروانه آن صادر شد. بر اساس این مجوز، مدیریت موزه شامل حفاظت، حراست، نگهداری مجموعه، ساماندهی فضا، استقرار راهنماها، تهیه بروشورها و معرفی موزه بر عهده شهرداری همدان خواهد بود و فرآیندهای تخصصی صدور مجوزها طبق ضوابط قانونی و با نظارت ادارهکل میراثفرهنگی انجام میشود.
موزه مشارکتی میدان مرکزی شهر به نام شهرداری همدان
صدور پروانه فعالیت موزه مشارکتی میدان مرکزی شهر به نام شهرداری همدان، اگرچه در ظاهر یک اقدام اداری به نظر میرسد، اما در واقع نقطه عطفی در تثبیت جایگاه موزههای شهری در ساختار مدیریت میراثفرهنگی همدان است؛ شهری که زیر هر متر از خاک آن، تاریخ نفس میکشد و هر پروژه عمرانی میتواند به یک کاوش باستانشناسی بدل شود.
میدان مرکزی شهر که همچنان در حافظه جمعی شهروندان با نام قدیمی خود نیز شناخته میشود یکی از مهمترین گرههای تاریخی، اجتماعی و شهری همدان است. این میدان نهتنها محل تلاقی شش خیابان اصلی شهر بهشمار میآید، بلکه در امتداد محور تاریخی منتهی به تپه باستانی هگمتانه قرار دارد؛ محوری که سالهاست بهعنوان یکی از مهمترین پروندههای میراثی کشور برای تقویت جایگاه جهانی همدان مطرح است.
از پروژه عمرانی تا کشف لایههای تاریخی
ماجرای شکلگیری موزه میدان امام(ره) از دل یک پروژه عمرانی آغاز شد. در جریان عملیات اجرایی و حفاریهای مرتبط با ساماندهی میدان، لایههایی از ساختارهای تاریخی نمایان شد؛ کشفیاتی که بار دیگر این گزاره را تأیید کرد که همدان شهری «چندلایه» است. در این شهر، گذشته صرفاً در موزهها نگهداری نمیشود؛ گذشته زیر خیابانها، پیادهراهها و ساختمانهای معاصر جریان دارد.
در بسیاری از شهرهای تاریخی، کشف آثار در پروژههای عمرانی به تعلیق طرحها یا حتی حذف شواهد منجر میشود؛ اما در میدان شهر ، مسیر متفاوتی سپری شد. با هماهنگی میان شهرداری و ادارهکل میراثفرهنگی استان، تصمیم بر آن شد که بخشی از لایههای کشفشده حفظ و در قالب یک فضای موزهای به نمایش گذاشته شود. همین تصمیم، هسته اولیه موزه مشارکتی میدان امام(ره) را شکل داد؛ موزهای که در دل شهر و در مجاورت زندگی روزمره شهروندان تعریف شده است.
همدان؛ شهری بر فراز تاریخ
اهمیت این موزه زمانی روشنتر میشود که به جایگاه تاریخی همدان توجه کنیم. تپه باستانی هگمتانه که بقایای پایتخت مادها را در خود جای داده، گواهی بر پیشینه چند هزار ساله این شهر است. از دوره مادها و هخامنشیان تا اشکانی و ساسانی و سپس دوران اسلامی، لایههای تمدنی متعددی در این محدوده شکل گرفته و روی هم انباشته شدهاند.
این تراکم تاریخی، هم فرصت است و هم چالش. فرصت از آن جهت که ظرفیت بینظیری برای روایت تداوم تمدنی فراهم میکند و چالش از آن جهت که هر مداخله شهری نیازمند دقت، نظارت و هماهنگی جدی با نهادهای میراثی است. موزه میدان امام(ره) دقیقاً در نقطه تلاقی این فرصت و چالش شکل گرفته است.
بر اساس پروانه صادرشده، مدیریت موزه ــ از حفاظت و حراست تا ساماندهی فضا، استقرار راهنماها و معرفی مجموعه بر عهده شهرداری همدان خواهد بود و فرآیندهای تخصصی و صدور مجوزهای مرتبط زیر نظر ادارهکل میراثفرهنگی انجام میشود. این مدل، نوعی موزه «مشارکتی» را رقم میزند که در آن مدیریت شهری نقش مستقیم در نگهداری و بهرهبرداری از میراث تاریخی ایفا میکند.
در شرایطی که بسیاری از موزههای کشور با محدودیت اعتباری و نیروی انسانی مواجهاند، سپردن بخشی از مسئولیتها به مدیریت شهری میتواند به پویایی بیشتر مجموعه کمک کند؛ بهشرط آنکه نگاه به موزه صرفاً نمادین یا تبلیغاتی نباشد.
اگر این فضا به محلی برای روایت مستند و دقیق تاریخ تبدیل شود، میتواند به یکی از جاذبههای شاخص گردشگری شهری بدل شود؛ اما اگر به یک ویترین کممحتوا محدود شود، فرصت ارزشمندی از دست خواهد رفت.
کاوشها و کشفیات؛ روایت لایههای پنهان
هرچند جزئیات کامل یافتههای باستانشناسی میدان بهصورت گسترده منتشر نشده، اما بر اساس اطلاعات موجود، لایههای کشفشده شامل بقایای معماری و ساختارهایی است که به دورههای مختلف تاریخی تعلق دارند. این کشفیات بار دیگر فرضیه تداوم سکونت در محدوده مرکزی شهر را تقویت میکند؛ فرضیهای که سالهاست با استناد به یافتههای هگمتانه و دیگر نقاط تاریخی شهر مطرح میشود.
نکته مهم آن است که این آثار، جدا از بستر خود معنا ندارند. ارزش واقعی آنها در پیوندشان با جغرافیای تاریخی شهر است. وقتی بازدیدکننده در میدان امام(ره) قدم میزند و همزمان لایهای از تاریخ را در زیر پای خود میبیند، ارتباطی عینی با گذشته برقرار میکند؛ ارتباطی که در موزههای کلاسیک و جدا از بستر شهری کمتر شکل میگیرد.
پیوند با پرونده ثبت جهانی
پس از ثبت جهانی هگمتانه، نگاهها به محور تاریخی همدان و ضرورت تقویت زیرساختهای حفاظتی و نمایشی افزایش یافته است. توسعه موزههای شهری، مستندسازی لایههای تاریخی و ارائه آنها در قالب فضاهای قابل بازدید، میتواند در تقویت این پرونده نقش مؤثری ایفا کند.
نهاد ناظر جهانی یعنی یونسکو در ارزیابی پروندههای ثبت جهانی، تنها به یک اثر منفرد توجه نمیکند، بلکه به «نظام مدیریتی» و «تداوم تاریخی» نیز مینگرد. موزه میدان امام(ره) میتواند نمونهای عینی از این تداوم باشد؛ نشانهای از اینکه همدان صرفاً به یک سایت باستانی محدود نیست، بلکه شبکهای از لایههای تاریخی در نقاط مختلف شهر را دربرمیگیرد.
میدان مرکزی شهر همدان همواره محل عبور بوده است؛ عبور خودروها، رهگذران و خریداران. ایجاد یک موزه در این محدوده، میدان را از فضای صرفاً گذری به مکانی برای «مکث» تبدیل میکند. این تغییر کارکرد، اگر با برنامهریزی فرهنگی و روایتگری حرفهای همراه شود، میتواند به افزایش ماندگاری گردشگران در مرکز شهر بینجامد.
در بسیاری از شهرهای تاریخی جهان، موزههای شهری کوچک اما تخصصی، نقش کلیدی در شکلدهی به تجربه گردشگری دارند. همدان نیز با توجه به تراکم آثار تاریخی، میتواند شبکهای از این موزههای موضوعی را در نقاط مختلف شهر تعریف کند؛ از میدان تا خیابان باباطاهر و دیگر محدودههای تاریخی.
با وجود همه ظرفیتها، چالشهای جدی نیز پیشروست. نخست، مسأله حفاظت بلندمدت از لایههای تاریخی در محیطی شهری و پرتردد است. رطوبت، ارتعاشات ناشی از ترافیک و تغییرات دمایی میتواند به آثار آسیب برساند. بنابراین، تجهیز موزه به سیستمهای استاندارد حفاظتی و پایش مستمر، یک ضرورت غیرقابل چشمپوشی است.
دوم، مسأله روایت است. آثار باستانی بدون تفسیر علمی و روایت قابل فهم برای عموم، به اشیای خاموش تبدیل میشوند. تهیه بروشورهای دقیق، استفاده از راهنمایان آموزشدیده و بهرهگیری از فناوریهای نوین نمایش میتواند به جانبخشی این فضا کمک کند.
سوم، استمرار کاوشها و مستندسازی است. اگر کشفیات جدید در دیگر نقاط شهر رخ دهد، باید از هماکنون سازوکاری برای تبدیل آنها به فضاهای قابل نمایش پیشبینی شود؛ نه آنکه هر کشف تازه، پروژهای مقطعی و بیسرانجام باشد.
میراث برای آیندگان
همدان شهری است که گذشتهاش در زیر زمین پنهان و آیندهاش در گرو نحوه مواجهه با همین گذشته است. موزه میدان مرکزی همدان میتواند نمادی از بلوغ در مدیریت میراث شهری باشد؛ بهشرط آنکه همکاری میان شهرداری و میراثفرهنگی به یک تعامل پایدار و حرفهای تبدیل شود.
اگر این موزه صرفاً به افتتاحیهای تشریفاتی محدود نماند و بهعنوان بخشی از یک راهبرد کلان برای شناسایی، حفاظت و نمایش لایههای تاریخی شهر تعریف شود، میتواند الگویی برای دیگر شهرهای تاریخی کشور باشد؛ شهرهایی که در آنها نیز توسعه شهری و حفاظت از میراث در کنار هم قرار گرفتهاند.
در نهایت، اهمیت موزه مرکزی شهر همدان تنها در آجرها و دیوارهای نمایانشده نیست؛ اهمیت آن در پیامی است که منتقل میکند: اینکه تاریخ، مانعی برای توسعه نیست، بلکه سرمایهای برای تعریف هویت شهری و تقویت جایگاه جهانی همدان است. این موزه، اگر جدی گرفته شود، میتواند پلی میان گذشته چند هزار ساله و آیندهای باشد که همدان در پی ساختن آن است.