22سال پیش که همدانپیام در چنین روزی پا به عرصه رسانههای استان گذاشت، شاید تصور بر این نبود که یک دهه پس از آن از دنیای پیچیده کاغذ، قلم، تایپ، فکس اخبار و نوشتن کلمه به کلمه خبر در جلسات، به سمت دنیای پرابهام مجازی و پس از آن هوش مصنوعی برود.
طبیعی است که با ورود به این دنیا، تمام رسانههای مکتوب نحوه کار را تغییر داده و نیروهای فعال یا تعدیل میشوند یا به صورت دیگری ادامه کار میدهند و همدانپیام نیز از این قاعده مستثنی نبود. پس از این سالهای سخت و پس از ورود به فضای مجازی، دیماه امسال بود که با قطع اینترنت، دوباره به سالهای دور یعنی همان زمان تایپ و فکس خبر برگشتیم.
هر چند قطع اینترنت دوباره توجه جامعه را به سمت رسانههای مکتوب برد، اما با این محدودیتها رسانههای مکتوب در کنار رسانههای مجازی دیماه تلخی را به لحاظ کاری و خبری از سر گذراندند. اگر بخواهیم شفاف بگوییم، در این ماه قطع اینترنت و محدودیتهای ارتباطات به تجربهای دشوار مبدل شد.
این وضعیت با وجود عجین شدن کار رسانههای مکتوب در این سالها با فضای مجازی، با بهروزرسانی کارها و نیز دسترسی شهروندان به اطلاعات و خدمات روزمره از این طریق، هم مخاطبان و هم رسانهها را محدود کرده و به بیاعتمادی و ناتوانی در مواجهه با امور ساده دامن زد. قطع آنی اینترنت، همراه با تأخیر در وصل و اما و اگرهای بسیار، چالشهای غیرضروری برای رسانهها به وجود آورد.
در عصری که ارتباط و دسترسی به اطلاعات بخش جداییناپذیر زندگی روزمره است، هر محدودیتی رسانهها را دستخوش تغییرات فراوانی میکند، از تعدیل نیرو تا کاهش درآمد. آینده رسانه و اطلاعرسانی در ایران وابسته به تعامل دولت، رسانهها و جامعه مدنی است. چشمانداز امیدبخش با گذر از این مقطع در گرو گسترش تعامل میان رسانههای رسمی و دیجیتال، تقویت سواد رسانهای و ایجاد چارچوبهای قانونی و فنی متوازن است.
چنین مسیری فضای اطلاعرسانی را شفاف، یکپارچه و قابل اعتماد میکند و به جامعه امکان میدهد با تحلیل و آگاهی بحرانها را از سر بگذاراند.
موضوع قطع اینترنت و در کنار آن ورود همدانپیام به 22مین سال انتشار فرصتی را فراهم آورد تا با عطاا... ابطحی، استاد دانشگاه و از اساتید رسانه، گفتوگویی ترتیب دهیم. ابطحی که سالهای عمر خود را در تدریس در دانشگاهها گذرانده و دغدغه رسانه دارد، به پرسشهای خبرنگار همدانپیام پاسخ داد که در ادامه میخوانید.
چشمانداز رسانهها را تا 5سال آینده چگونه میبینید؟
چشمانداز رسانهای ایران در5سال آینده، متأثر از تعامل رسانههای رسمی، شبکههای اجتماعی، رسانههای خارجی و فناوریهای نوین است. روندهای فعلی نشان میدهند دسترسی به اینترنت و رشد کاربران شبکههای اجتماعی همچنان رو به افزایش است. پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۰، حدود ۸۳درصد جمعیت ایران آنلاین باشند و کاربران فعال شبکههای اجتماعی به بیش از ۵۰ میلیون نفر برسند. در این گذر برای این که آینده رسانههای مکتوب به خطر نیفتد، گسترش تعامل رسانههای رسمی و دیجیتال از ضروریات است.
رسانههای مجازی با بهرهگیری از فناوریهای نوین میتوانند اخبار را سریعتر منتشر کنند و با شبکههای اجتماعی همکاری کنند. اما از منظر اعتماد عمومی به رسانههای مکتوب، شفافیت، کنترل از سوی نهادهای ذیربط و دقت بالا مانع شایعات میشود و اعتماد بیشتری را جلب میکند. بر این اساس، تمرکز بر ارتقای سواد رسانهای لازم است؛ آموزش مهارتهای تحلیل اخبار و درستی اعتبار منابع میتواند خبرنگاران را توانمند و جریان اطلاعات را سالمتر کند. بر کسی پوشیده نیست که در جوامع توسعهیافته اروپایی هم رسانههای مکتوب همچنان جایگاه خود را دارند و علاوه بر اینکه نیروهای خود را کاهش ندادهاند، حتی رسانههای خود را در شبکههای مجازی تقویت کرده و آنها را مکمل اطلاعرسانی خود قرار دادهاند. استفاده از این رسانهها از فضای مجازی و سایتهای مکمل و نیز در برخی موارد شبکههای ماهوارهای موید این قضیه است.
چه راهحل عملی برای ماندگاری رسانههای مکتوب پیشنهاد دارید؟ رعایت چارچوبهای فنی بسیار مهم است؟
باید الگودهی چینش و طراحی در روزنامهها تغییر کند. استفاده از متنهای کوتاه، تصاویر و عکسهای گویا با کیفیت بالا، تیترهای جذاب، اینفوگرافی، جدول و چیدمان صفحه نخست، قدم نخست برای پایداری است. ارتقای زیرساختهای اینترنتی و تقویت رسانهها میتواند فضای رسانهای متوازنتر و قابلاعتمادتر ایجاد کند.
همچنین، استفاده از رسانههای جایگزین مانند پلتفرمهای بینالمللی میتواند به کاهش شکاف اطلاعاتی و گسترش افق دید مخاطبان نسبت به مکتوبات کمک کند.
در کنار این مباحث فنی، چشمانداز رسانهای ایران نیازمند تعامل دولت، جامعه مدنی و فعالان رسانهای است تا فضایی شفاف، متعادل و پایدار برای اطلاعرسانی ایجاد شود. رسانهای که بتواند شفاف، سریع و مسئولانه عمل کند، اعتماد عمومی را افزایش میدهد و به شکلگیری جامعهای آگاه و تحلیلگر کمک میکند.
همانطور که میدانید، رسانهها با مشکلات اقتصادی زیادی مواجهاند. پیامدهای اقتصادی قطعی اینترنت بر رسانهها چه بود؟
قطعی اینترنت تأثیر عمیقی بر اقتصاد دیجیتال و رسانههای مکتوب گذاشت. بر اساس گزارشها، ۴۵- ۵۰درصد از کسبوکارهای اینترنتی و تولیدکنندگان محتوا در دورههای قطعی اینترنت، کاهش درآمد و اختلال در فعالیت را تجربه کردهاند.
رسانههای مکتوب که جریان تولید و انتشار محتوا را به سمت ابزارهای آنلاین برده بودند، دچار کاهش درآمد شده و محتوایی که میتوانست برایشان درآمدزا باشد کاهش یافت. رسانههای مجازی اما آسیب بیشتری دیدند و در این بین برخی تحریریهها یا کاهش نیرو دادند یا این که به طور موقت کارکنان خود را دورکار کردند.
چرا با وجود مقبولیت و اعتماد عمومی رسانههای مجازی خیلی زود گوی سبقت را ربودهاند؟
در زمانه کنونی، رسانههای آنلاین بهشدت رسانههای رسمی، به خصوص رسانههای مکتوب را مورد هجمه قرار داده و کارکردهای آنها را تحت شعاع قرار دادهاند. دلیل عقبماندن رسانههای مکتوب در برابر رسانههای آنلاین به قوانین حاکم بر رسانههای رسمی مرتبط است؛ قوانینی که وقتی پای رسانههای کاغذی وسط میآید، دستوپاگیر و بسیار سختگیرانه دنبال میشوند و جلوی کوچکترین رقابت را از باب فضای آزادی انتشار میگیرند.
این قوانین دستوپاگیر چیست که مانع پیشروی رسانه شده است؟
قطعا بارها در روزنامهای که در آن فعال هستید شاهد بودهاید که با کوچکترین خبر، عکس یا مطلبی با واکنشهای متعدد از نواحی مختلف مواجه میشوید؛ چه از سمت کسانی که موضوع به آنها مربوط میشود و چه از سوی دستگاههای نظارتی. رسانههای آنلاین هر چه میخواهند منتشر میکنند و معمولا پیگیری قضایی و حقوقی برایشان انجام نمیشود. نتیجه این میشود که یک خبر یا متن از سوی فردی در فضای اینستاگرام تأثیرش بر مردم بهمراتب بیشتر از گزارشهای تحلیلی یک رسانه رسمی است که سالها خبرنگار و نیرو دارد.
با توضیحات بالا آیا صداقت و شفافیت در رسانه و اطلاعرسانی جایگاهی دارد؟
با این توضیحات، صداقت و شفافیت در رسانه پایهایترین ستون اعتماد عمومی به جریان اطلاعرسانی است. وقتی رسانهها اطلاعات صحیح، مستند و قابل راستیآزمایی ارائه میکنند، مخاطب میتواند تصمیم آگاهانه بگیرد و به شایعات و روایتهای نادرست کمتر اعتماد کند. شفافیت به کاهش اثرات منفیِ یک خبر کمک میکند. در دورههایی که جریان اخبار با محدودیت مواجه میشود، رسانههای مکتوب میتوانند با انتشار تحلیلهای روشن و دادههای مستند، شکاف اطلاعاتی را کاهش داده و افکار عمومی را هدایت کنند. این عملکرد، اعتماد عمومی را تقویت میکند و سبب مسئولیتپذیری بیشتر فعالان رسانهای میشود. همچنین، صداقت و شفافیت به رشد سواد رسانهای کمک بسیاری میکند.
میل به رسانههای مجازی فروکش خواهد کرد
در همین ارتباط، رئیس خانه مطبوعات استان همدان گفت: هماکنون در شرایط کنونی جامعه، رسانههای مکتوب حال خوبی ندارند. هزینههای زیرساختی در این رسانهها بالا رفته است.
مهرداد حمزه ادامه داد: با وجود پیشتازی رسانههای مجازی، بر این باورم که این میل در آینده فروکش خواهد کرد و مردم به سمت رسانههای مکتوب باز خواهند گشت.
وی گفت: باید رسانههای مکتوب در کنار فعالیت خود، رسانههای مجازی نیز داشته باشند و از این طریق و با تغییر رویکرد به سمت جذب مخاطب گام بردارند.
حمزه افزود: در دیماه گذشته، رسانههای مکتوب با قطع اینترنت هرچند دچار مشکل شدند، اما نشان دادند که هنوز میتوانند در هر شرایطی پیشگام باشند.
وی همچنین گفت که اثر هوش مصنوعی بر فعالیت رسانهها قابل توجه است و افزود: هوش مصنوعی هم فرصت است و هم تهدید؛ از سویی میتواند خبرنگار را تنبل کند و از سوی دیگر با داشتن اطلاعات وسیع، قلم او را تقویت کند و این بستگی به نحوه استفاده او از این فناوری دارد. امروز دغدغه روزنامهنگاری، بقا است و اهالی مطبوعات خود اذعان دارند که اثرگذاری آنها مانند گذشته نیست.
سایتهای خبری برای ماندگاری باید رویکرد خود را تغییر دهند
خبرنگار ایرنا مرکز همدان، نیز با نگاهی به وضعیت اقتصادی و ارتباط آن با رسانههای مکتوب میگوید: در بحران اقتصادی، نخستین کالایی که از سبد خانوار حذف میشود، اقلام فرهنگی و در راس آن روزنامههاست. مشکلات اقتصادی و تعطیلی کسبوکارها ناشی از گسترش فضای مجازی، زنگ هشداری برای تغییر رویکرد رسانههای مکتوب در حوزه اطلاعرسانی است.
علیرضا جهانگیری اما فضای مجازی را تهدید نمیداند و معتقد است در بسیاری از مواقع به ویژه در ایام قطعی اینترنت، فرصتی برای رسانههای مکتوب فراهم شد تا قدرت خود را نشان دهند. هر رسانهای که بدون وابستگی به فضای مجازی پرقدرت پیش میرود، این شرایط را هم سپری میکند و تأثیر خود را از دست نمیدهد.
جدای از این موضوع، مشکلات ساختاری و نبود سیستم اشتراک در شهرهای دور و نبود حمایت سبب شد رسانههای مکتوب نیز در این شرایط تحتتأثیر اثرات منفی قرار بگیرند.
وی ادامه داد: نه تنها تغییر رویکرد برای رسانههای مکتوب در عصر دیجیتالی شدن و رجوع به فضای مجازی ضرورت دارد بلکه با وجود هوش مصنوعی و نیز گذر مردم از خواندن مطالب به صورت یک متن، حتی سایتهای مجازی هم تغییر رویه داده و به سمت ساخت کلیپ، فیلمهای کوتاه و موشنگرافی روی آوردهاند و میزان انتشار اخبار را به شکل متن کاهش دادهاند.
نسخه آنلاین مکمل نسخه چاپی باشد
خبرنگار پیشکسوت عرصه رسانه استان نیز در پاسخ به این پرسش که با توجه به پیشتازی رسانههای مجازی، رسانههای مکتوب باید چه تغییری در عملکرد خود داشته باشند تا از قافله خبر عقب نمانند، گفت: رسانههای مکتوب باید از حالت سنتی صرف خارج شوند و نسخه دیجیتال قوی و جذاب ایجاد کنند. به طور مثال راهاندازی نسخه آنلاین مجله با طراحی گرافیکی همانند نسخه چاپی کمک حال تثبیت این رسانهها است.
برخی از مخاطبان به نسخه فیزیکی علاقه دارند؛ برای این گروه از مخاطبان هم باید محتوای چاپی به صورت شمارههای خاص یا ویژهنامهها ارائه شود که این کار نه تنها از حذف رسانههای مکتوب جلوگیری نمیکند بلکه تلفیق چاپ و دیجیتال را بههمراه دارد. از طرف دیگر رسانههای مکتوب هم باید حضوری فعال در شبکههای اجتماعی داشته باشند و با انتشار خلاصهای از مقالات به صورت پست و استوری مخاطب جذب کنند و سپس کاربران را از طریق لینک به نسخه کامل در سایت یا نسخه دیجیتال هدایت کنند.
رسانههای مکتوب باید بر نقطه قوت خود که همانا تحلیل و عمق به جای سرعت رسانههای مجازی است، تمرکز کنند و در رسانههای خود به تحلیل تخصصی و تفسیر رویدادها، گزارشهای تحقیقی و مستند و مقالاتی که به فهم بهتر مسائل کمک میکنند، بپردازند تا مخاطبان بیشتری را جذب کنند.
پیرنیا اظهار کرد: رسانههای مجازی در اطلاعرسانی فوری، تیتر سریع و جذب مخاطب آنی موفق عمل میکنند و رسانههای مکتوب در تحلیل، تفسیر و مسائل پشتپرده؛ بنابراین ترکیب این دو سبب میشود کاربر هم خبر روز را بداند و هم درک عمیقتری از آن پیدا کند.