همدان، شهری که نامش با عرفان، شعر و اندیشه گره خورده، اینبار شاهد رخدادی بود که تلاش کرد میراث معنوی خود را نه در قاب موزه، بلکه در صحنهای زنده و معاصر بازخوانی کند. اپرای «باباطاهر» بهعنوان نخستین تجربه اپرایی استان، کوششی جسورانه برای روایت زندگی و اندیشه عارف دوبیتیهای جاودانه، در قالبی تلفیقی از موسیقی دستگاهی، نمایش آئینی و درام معاصر بود؛ تلاشی که هم ستایشبرانگیز است و هم قابل تأمل.
به گزارش همدان پیام، این اپرا با نویسندگی و آهنگسازی قادر شهسواری، کارگردانی فرهاد لباسی و رهبری ارکستر میرامیر میری، نه صرفاً بازخوانی زندگی تاریخی باباطاهر، بلکه تأملی هنری بر نسبت عرفان، قدرت، عدالت و مسئولیت اجتماعی انسان است. باباطاهر در این روایت، شاعر منزوی و گوشهنشین نیست؛ بلکه انسانی است ایستاده میان خلوت ایمان و مطالبه اجتماعی، میان سکوت عارفانه و فریاد در برابر ظلم. نمایش با فضایی آئینی آغاز میشود؛ جایی که سماع، حرکتهای گروهی و موسیقی زنده، مفاهیم تولد، رنج، عشق و مرگ را در هم میتنند.
موسیقی در این اثر نقش همراه ندارد، بلکه خود روایتگر است؛ از نغمههای نیایش تا ضرباهنگهای پرتنش، هر مقام موسیقایی حامل معناست و مسیر درام را پیش میبرد. ارکستر سازهای ملی «شهسواران» با رهبری میرامیر میری، یکی از ستونهای اصلی اثر است و کیفیت اجرای زنده، تأثیرگذاری اپرا را دوچندان میکند. در محور دراماتیک اثر، تقابل باباطاهر با طغرل سلجوقی قرار دارد؛ تقابلی که نه با شمشیر، بلکه با کلام، معرفت و انتخاب اخلاقی شکل میگیرد. جنگ در این روایت، نه امری قهرمانانه، بلکه وسوسهای ویرانگر تصویر میشود؛ و اینجاست که اپرا از یک روایت تاریخی فاصله میگیرد و به پرسشی معاصر بدل میشود: انسان امروز در برابر قدرت و ظلم، چه مسئولیتی دارد؟ حضور شخصیتهایی چون «پیر دانا» و «شیطان» لایه نمادین اثر را تقویت میکند.
این دو، نه صرفاً شخصیتهای نمایشی، بلکه بازتاب کشمکش درونی انساناند؛ کشمکشی میان تسلیم، ترس، ایمان و آگاهی. گروه فرم 15نفره نیز نقشی فراتر از حرکتهای نمایشی ایفا میکند و بهمثابه «وجدان جمعی» و صدای مردم، در روایت حضور دارد. بازخورد تماشاگران نشان میدهد که اپرا توانسته ارتباطی عاطفی و فکری با مخاطب برقرار کند. از معلمان ادبیات و دانشجویان تئاتر گرفته تا شهروندانی که نخستینبار اپرا را تجربه میکردند، بسیاری بر تأثیرگذاری موسیقی زنده، طراحی صحنه نمادین و مضمون اجتماعی اثر تأکید داشتند.
برای برخی، این اجرا تجربهای عرفانی بود و برای برخی دیگر، یادآوری این نکته که تاریخ و اندیشه، هنوز میتوانند با زبان هنر با امروز سخن بگویند. فرهاد لباسی، کارگردان اثر، اپرای «باباطاهر» را روایتی فراتر از مرزهای زمان میداند؛ روایتی که از دل فرهنگ بومی همدان برمیخیزد اما پرسشهایی جهانشمول درباره ایمان، عدالت و مقاومت مطرح میکند.
قادر شهسواری نیز تأکید دارد که این اثر نه بازسازی صرف تاریخ، بلکه تلاشی برای نشاندادن «انسانِ در برابر انتخاب» است؛ انسانی که باید میان مصلحتطلبی و مسئولیت اخلاقی تصمیم بگیرد. با همه اینها، اپرای «باباطاهر» بیش از آنکه نقطه پایان باشد، نقطه آغاز است. آغاز گفتوگویی تازه درباره ظرفیتهای مغفول هنرهای تلفیقی در همدان و ایران.
تجربهای که نشان داد عرفان ایرانی، اگر از قالب کلیشه و تکرار بیرون آورده شود، همچنان توانایی تأثیرگذاری بر ذهن و احساس مخاطب امروز را دارد. این اپرا ثابت کرد که همدان میتواند میزبان تولید آثار بزرگمقیاس فرهنگی باشد؛ آثاری که نهتنها به گذشته افتخار میکنند، بلکه آن را به پرسشی زنده برای اکنون بدل میسازند.
«باباطاهر» روی صحنه، یادآور این حقیقت است که هنر، وقتی با اندیشه و صداقت همراه شود، میتواند پلی باشد میان سنت و نوگرایی؛ همانطور که باباطاهر در شعرش، میان زمین و آسمان ایستاده بود.